• سه‌شنبه / ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۱:۳۱
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405022917119

روایت ملی‌پوش هندبال‌ساحلی از قهرمانی در سانیا:

با سفری ۵۰ ساعته هم از هدف‌مان عقب نکشیدیم/ برای شادی مردم در زمان جنگ تحمیلی جنگیدیم

با سفری ۵۰ ساعته هم از هدف‌مان عقب نکشیدیم/ برای شادی مردم در زمان جنگ تحمیلی جنگیدیم

ایسنا/اصفهان بازیکن تیم ملی هندبال ساحلی ایران می‌گوید ملی‌پوشان ایران در شرایطی راهی مسابقات ساحلی آسیا ۲۰۲۶ سانیا شدند که هم فشار روحی ناشی از جنگ را تحمل می‌کردند و هم با سختی‌های سفر و کمبود امکانات روبه‌رو بودند، اما هدف همه اعضای تیم فقط موفقیت و خوشحال کردن مردم ایران بود.

در شرایطی که فضای کشور با نگرانی‌ها و محدودیت‌های ناشی از وضعیت جنگی همراه بود، تیم ملی هندبال‌ساحلی ایران با تصمیمی جسورانه و با تکیه بر انگیزه و انسجام بی‌سابقه‌ای راهی رقابت‌های قهرمانی آسیا شد.

ملی‌پوشان در حالی عازم مسابقات شدند که نه‌تنها فشار روحی ناشی از اخبار ناآرامی را تحمل می‌کردند، بلکه با کمبود امکانات، مسیرهای طولانی و سفری نزدیک به ۵۰ ساعت نیز روبه‌رو بودند؛ سفری که بخش‌هایی از آن به‌دلیل شرایط پروازی، ناچاراً به‌صورت زمینی طی شد.

با این حال، هیچ‌یک از این دشواری‌ها مانع تیم نشد. بازیکنان از هفته‌ها قبل، با وجود نگرانی‌های خانوادگی و شرایط غیرعادی، پیگیر برگزاری مسابقات بودند و با اشتیاق کامل در اردوها حاضر شدند. تماس‌های مداوم با کادر فنی، تمرین‌های فشرده زیر فشار روحی، و حتی عبور جنگنده‌ها از بالای سر محل تمرین، تنها بخشی از چالش‌هایی بود که این تیم در مسیر حضور در رقابت‌ها پشت‌سر گذاشت.

در نهایت، تیم ملی هندبال‌ساحلی ایران با وجود تمام این سختی‌ها و در شرایطی که هر مسابقه به‌دلیل فشار ذهنی و خستگی سفر می‌توانست به یک چالش بزرگ تبدیل شود، با عبور از حریفان قدرتمند آسیایی، مسیر خود را تا قله ادامه داد و موفق شد عنوان قهرمانی بازی‌های ساحلی آسیا را به‌دست آورد؛ افتخاری که ارزش آن با توجه به شرایط خاص و بی‌سابقه اعزام، دوچندان بود.

در ادامه گفت‌وگوی اختصاصی و مفصل ایسنا با علی شیرانی، بازیکن تیم ملی هندبال‌ساحلی را می‌خوانید:

اعزام تیم ملی در آن شرایط خاص چگونه انجام شد؟

از همان ابتدا مشخص بود که بچه‌ها با تمام وجود برای حضور در مسابقات انگیزه دارند. همه مدام تماس می‌گرفتند و پیگیر بودند که مسابقات برگزار می‌شود یا نه. حتی سرمربی تیم ملی هم مرتب با بازیکنان در ارتباط بودند. در آن شرایط جنگی، با وجود نگرانی‌هایی که وجود داشت، همه بازیکنان میل و اشتیاق حضور در اردو و مسابقات را داشتند.

بعضی از بازیکنان مسیرهای خیلی طولانی را طی می‌کردند برای حضور در اردوها، برخی هشت تا ۹ ساعت در راه بودند. شرایط پروازها هم به خاطر جنگ مناسب نبود و خیلی‌ها مجبور بودند بخشی از مسیر را زمینی طی کنند. خانواده‌ها هم نگرانی زیادی داشتند، اما با همه این مسائل، اتحاد خیلی خوبی در تیم وجود داشت.

حتی زمان تمرین، موشک و جنگنده از بالای سرمان رد می‌شد، اما همه امیدوار بودیم تلاش چند ساله کادر فنی و بازیکنان نتیجه بدهد. به‌نظرم این مسابقات یک فرصت ویژه برای هندبال ساحلی ایران بود، زیرا این اتفاق می‌تواند مقدمه‌ای برای حضور قدرتمندتر در آینده و حتی المپیک باشد.

سفر زمینی و طولانی تیم چقدر روی شرایط بدنی بازیکنان تأثیر گذاشت؟

واقعاً سفر سختی بود، حدود ۵۰ ساعت در مسیر بودیم و این موضوع فشار زیادی به بدن بازیکنان وارد کرد. حتی وقتی از تهران حرکت کردیم هنوز آتش‌بس نشده بود و نگرانی‌های زیادی وجود داشت. به نظرم دو الی سه روز اول فقط درگیر ریکاوری سفر بودیم. گرمای هوا و شرایط محیطی هم مزید بر علت شده بود. حتی در روزهای ابتدایی زمین ساحلی مناسبی در اختیار نداشتیم و مجبور بودیم کنار دریا برای خودمان زمین آماده کنیم و خط‌کشی انجام بدهیم تا بتوانیم تمرین کنیم. با این حال، اینکه حدود ۱۰ روز زودتر به محل مسابقات رفتیم، خیلی کمک کرد. هم بدن‌ها ریکاوری شد و هم بازیکنان با شرایط آب‌وهوایی و زمین سازگار شدند. از طرف دیگر، این اردو باعث شد همدلی و اتحاد تیم بیشتر شود.

حتی در بازی‌های تدارکاتی هم تجربه‌های مهمی به دست آوردیم. مثلاً در بازی دوستانه مقابل قطر دقیقاً شرایطی مشابه فینال برای من اتفاق افتاد. آنجا اشتباه کردم، اما در فینال دوباره به من اعتماد شد و خوشبختانه توانستم عملکرد خوبی داشته باشم.

سطح فنی مسابقات را چطور دیدید؟

سطح مسابقات نسبت به سال‌های قبل خیلی پیشرفت کرده بود. تیم‌هایی مانند هنگ‌کنگ، فیلیپین و تایلند پیشرفت چشمگیری داشتند. حتی چین هم بازیکنان جوان و پدیده‌های خوبی آورده بود و واقعاً ما را غافلگیر کرد. قطر هم تیم بسیار قدرتمندی ساخته بود. بازیکنان و دروازه‌بان‌های جدید اضافه کرده بودند و خیلی‌ها از ابتدا قطر را مدعی اصلی قهرمانی می‌دانستند. شاید روی کاغذ گروه ما ساده به نظر می‌رسید، اما در هندبال‌ساحلی هیچ مسابقه‌ای آسان نیست. این رشته به شدت به جزئیات وابسته است و یک اشتباه کوچک می‌تواند نتیجه بازی را تغییر بدهد. حتی مقابل بحرین هم شرایط سختی داشتیم و با تغییرات تاکتیکی توانستیم بازی را مدیریت کنیم.

با سفری ۵۰ ساعته هم از هدف‌مان عقب نکشیدیم/ برای شادی مردم در زمان جنگ تحمیلی جنگیدیم

به نظرم این نسل هندبال ساحلی ایران واقعاً نسل طلایی است. بازیکنان انگیزه زیادی داشتند که اشتباهات گذشته تکرار نشود و همین موضوع به تیم شخصیت ویژه‌ای داده بود.

تفاوت هندبال ساحلی و سالنی در چیست؟

این دو رشته کاملاً متفاوت هستند. در هندبال‌ساحلی شاید برخوردهای فیزیکی کمتر باشد، اما فشار بدنی بسیار بالا است. در ماسه، پاها داخل زمین فرو می‌رود و همین موضوع دویدن، تغییر جهت و پرش را بسیار سخت‌تر می‌کند. حتی نوع ماسه زمین مسابقات چین با زمین‌هایی که در ایران تمرین می‌کنیم تفاوت داشت. هر بازیکنی هم برای تغییر از سالن به ساحل یا برعکس نیاز به زمان سازگاری دارد. به‌نظرم فشار یک زمان ۱۰ دقیقه‌ای هندبال‌ساحلی، اگر بازیکن کاملاً درگیر بازی باشد، تقریباً معادل یک نیمه کامل هندبال سالنی است.

به‌عنوان یک ملی‌پوش چه انتظاری از مسئولان دارید؟

در بسیاری از کشورها رشته‌های ساحلی جزو رشته‌های مهم و برند محسوب می‌شوند، اما در ایران هنوز آن نگاه ویژه به رشته‌های ساحلی وجود ندارد. البته فدراسیون و پاکدل رئیس فدراسیون همیشه حمایت خوبی داشتند و واقعاً برای هندبال‌ساحلی ارزش قائل بودند، اما فاصله امکانات ما با کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهای عربی، خیلی زیاد است و این موضوع را نمی‌توان انکار کرد. بازیکن باید فقط دغدغه پیشرفت و تمرین داشته باشد، نه اینکه مدام خودش را با امکانات کشورهای دیگر مقایسه کند. حتی توپ مسابقات هم برای ما جدید بود و زمان برد تا با آن سازگار شویم. به نظرم اگر نگاه ویژه‌تری به رشته‌های ساحلی وجود داشته باشد، هم شرایط بازیکنان بهتر می‌شود و هم نسل‌های آینده می‌توانند با امکانات مناسب‌تری رشد کنند. بازیکنان ساحلی هم مثل رشته‌های سالنی برای کشور افتخار می‌آورند و امیدواریم حمایت‌ها بیشتر شود.

در آن شرایط جنگی، فشار روحی و ذهنی روی بازیکنان چقدر بود؟ نگرانی بابت خانواده‌ها و از طرف دیگر توقع کسب نتیجه، تمرکز شما را تحت تأثیر قرار نمی‌داد؟
اگر بگویم فشار نبود، واقعاً دروغ گفتم. هر مسیری که می‌خواستیم برای تمرین برویم یا برگردیم، استرس داشتیم. حتی یادم است یک روز از ساعت پنج صبح نزدیک محل استقرار بچه‌ها اتفاقاتی افتاده بود و همه واقعاً ترسیده بودیم. همان روز فضای تمرین کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته بود و تنش زیادی داشتیم، چون ذهن همه بچه‌ها درگیر شرایط کشور و خانواده‌هایشان بود.

با سفری ۵۰ ساعته هم از هدف‌مان عقب نکشیدیم/ برای شادی مردم در زمان جنگ تحمیلی جنگیدیم

بیشتر بازیکنان خانواده‌هایشان در شهرهای مختلف بودند و آن‌ها هم در شرایط جنگی و بمباران قرار داشتند، به همین دلیل طبیعی بود که تمرکز صددرصدی نداشته باشیم. خود من هم به خاطر شرایط شخصی‌ام، چون همسرم باردار بود، واقعاً تمرکز کاملی در تمرین نداشتم. چند بار حتی به کادر فنی گفتم شاید نتوانم آن‌طور که باید کمک کنم. یادم هست یک بار به من گفتند اگر واقعاً احساس می‌کنی نمی‌توانی ادامه بدهی، صادقانه بگو تا تصمیم دیگری گرفته شود، اما در نهایت همه ما دوست داشتیم کنار هم بمانیم و یک اتفاق خوب رقم بزنیم. شاید بعضی وقت‌ها فشار و استرس باعث می‌شد شرایط سخت شود، اما همه تلاش کردیم پایان خوبی برای این مسیر رقم بخورد.

حتی وسط بعضی تمرینات، به خاطر عبور جنگنده‌ها از بالای سرمان، چند دقیقه همه مات و مبهوت می‌ماندیم که نکند اتفاقی بیفتد. محل تمرین ما هم در مرکز شهر بود و همین موضوع استرس را بیشتر می‌کرد. واقعاً شرایط ساده‌ای نبود و باید از هیئت و مسئولان ورزش اصفهان تشکر کنم که با وجود تمام خطرها، شرایط حداقلی را برای ادامه تمرینات فراهم کردند.

بعد از رسیدن به سانیا چین و برقراری آتش‌بس، شرایط روحی تیم بهتر شد؟

بله، وقتی آتش‌بس شد از نظر روانی شرایط خیلی بهتر شد و آرامش بیشتری داشتیم، اما من شخصاً اعتقاد داشتم که در آن شرایط، هر کسی باید در حوزه خودش به کشور کمک کند. مثلاً برای من تلاش‌های نیروهای هلال‌احمر واقعاً الهام‌بخش بود. وقتی می‌دیدیم آن‌ها با جانشان برای مردم تلاش می‌کنند، ما هم احساس می‌کردیم باید از طریق ورزش کاری انجام بدهیم تا شاید بتوانیم دل مردم را شاد کنیم. هر شب قبل از خواب به این فکر می‌کردم که باید اتفاقی بیفتد که مردم خوشحال شوند. حتی لحظه آخر فینال، زمانی که قرار بود ضربه آخر را بزنیم، سرمربی تیم به من گفت: «علی برو و یک ملت را خوشحال کن.» آن لحظه واقعاً سنگینی مسئولیت را احساس کردم. حس کردم فقط بحث یک مسابقه نیست و مسئولیت بزرگی روی دوش ما قراردارد. در کنار مسائل فنی و قهرمانی، می‌خواستیم تصویر خوبی از مردم ایران نشان بدهیم، هم از نظر اخلاقی، هم فرهنگی و هم رفتاری. حضور افرادی مثل حسن افتخاری هم خیلی به تیم کمک کرد، زیرا دائم روی نظم، دیسیپلین و رفتار حرفه‌ای تأکید داشت و همین مسائل کنار هم باعث شد شخصیت یک تیم قهرمان شکل بگیرد.

اگر بخواهید ایران را در هندبال‌ساحلی توصیف کنید، چه تعبیری به کار می‌برید؟

به نظرم ایران در هندبال‌ساحلی نماد صبوری، تلاش و جنگندگی است. چیزی که همیشه در مردم ایران وجود داشته و ما هم سعی کردیم همان روحیه را داخل زمین نشان بدهیم.

درباره برگزاری متمرکز لیگ برتر هندبال هم صحبت کنید. این شرایط چقدر روی بازیکنان فشار وارد می‌کند؟

به‌نظرم فاصله‌ای که بین پایان مسابقات و شروع دوباره لیگ در نظر گرفته شده بود، زمان مناسبی برای سازگاری بازیکنان بود. ما حدود یک هفته تا ۱۰ روز زمان نیاز داشتیم تا هم از نظر بدنی و هم از نظر تاکتیکی دوباره با شرایط تیمی هماهنگ شویم. البته فشردگی مسابقات متمرکز طبیعتاً فشار زیادی به بازیکنان وارد می‌کند. این شرایط را قبلاً در دوران کرونا هم تجربه کرده بودیم. وقتی بازی‌ها پشت سر هم برگزار می‌شود، ریکاوری سخت‌تر می‌شود و احتمال خستگی و آسیب‌دیدگی بالا می‌رود. البته می‌دانیم که به خاطر برنامه مسابقات جهانی ساحلی، مدیریت مسابقات مجبور بود لیگ را به این شکل برگزار کند، اما امیدوارم در نهایت شاهد رقابت‌های باکیفیت و بدون مصدومیت برای همه بازیکنان باشیم.

انتهای پیام