آزاده محمودیان در هشتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «روایت جنگ» که امروز، ۲۹ اردیبهشت بهصورت مجازی به همت جهاد دانشگاهی قم برگزار شد، اظهار کرد: آنچه در این تجمعات شبانه رخ داده، در واقع ظهور و تجلی هویت ایرانی-اسلامی و «تعیّن اراده انقلابی» است؛ ارادهای که به گفته او در قریب به پنجاه سال اخیر، بارها و در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی بهصورت ملموس دیده شده است.
پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات با اشاره به کاربرد واژه «مبعوث شدن مردم» از سوی رهبر شهید، گفت: این مفهوم را از سه زاویه میتوان تحلیل کرد: نخست، اینکه مبعوث شدن مربوط به مردم است، نه خواص، احزاب یا مسئولان؛ دوم، اینکه خاستگاه این بعثت الهی است؛ و مورد سوم اینکه حضور خیابانی مردمی سازوکار گذار از چالش است.
وی افزود: روایتهای روشنفکری سکولار، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه، این حضور را هیجانی و مقطعی میدانستند، اما طولانی شدن این اجتماعات، کیفیت حضور مردم و استمرار آن نشان داد که با یک واکنش زودگذر روبهرو نیستیم، بلکه با یک باور عمیق به امداد الهی مواجهیم.
پایبندی به ولایت و حضور فزاینده مردم
محمودیان یکی از مهمترین ویژگیهای این اجتماعات را پایبندی و وفاداری به ولایت دانست و گفت: پس از انتخاب رهبر جدید، جنس حضور مردم و حالوهوای آن بار دیگر تازه شد. این حضور تنها از نظر کمیت مهم نیست، بلکه از نظر کیفیت نیز قابل توجه است؛ تا جایی که خود مردم نگران تصویر و روایتی هستند که از حضورشان ساخته میشود.
وی ادامه داد: مردم نگراناند که مبادا تصویری ضعیف یا ناقص از این حضور مخابره شود. به همین دلیل، خودشان در میدان برای تکمیل این تصویر تلاش میکنند. پرچمها، دستنوشتهها و حتی پیامهای رسانهای مردم، همگی نشان میدهد که آنان حضور خود را بخشی از جنگ نمادین میدانند. مردم خودشان را ضلع جنگ دیدهاند و تلاش کردهاند بخشی از این جنگ را بر دوش بکشند.
از انتخابات تا خیابان؛ بازتولید قدرت در شرایط بحران
این پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات با طرح این پرسش که آیا تجمعات مردمی پدیده خاص موقعیت جنگ است یا نه، گفت: پاسخ را باید در دو سطح تاریخی-فرهنگی و سیاسی جستوجو کرد. از همان آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۲، مردم در صحنه بودهاند و هر بار که انقلاب با تهدیدی مواجه شده، خیابانها خالی نمانده است.
محمودیان این حضور را برخاسته از خودآگاهی الهی و جاذبه قدسی دانست و افزود: در بسیاری از مناسبتها، حتی شرایط آبوهوایی هم باعث افزایش حضور مردم میشد، چون آنها نگران بودند مبادا تصویری کمرنگ از انقلاب و جامعهشان مخابره شود.
وی دفاع مقدس را جدیترین نمونه این حضور دانست و گفت: در دهه ۶۰، کشور با جنگ بیرونی، منافقین و نفوذ در بدنه قدرت مواجه بود، اما مردم با وجود نبود پشتوانه مادی، از انقلاب حفاظت کردند. اگر منطق تجدد را معیار قرار دهیم، این انقلاب نباید پس از آن هشت سال باقی میماند، اما تصرف الهی و امداد غیبی این واقعیت را رقم زد.
محمودیان با اشاره به رخدادهای مختلف پس از انقلاب گفت: در فتنههای مختلف و در برابر مزدوران داخلی و دشمنان خارجی هر بار بعثت الهی در دل مردم رخ داد و آنان انقلاب را از دل بحرانها نجات دادند.
به گفته وی، اگر چنین رخدادهایی برای هر جامعه دیگری، حتی جوامع دارای ساختار سیاسی قدرتمند، اتفاق میافتاد، میتوانست به فروپاشی بینجامد، اما در ایران، همین بحرانها به سود مردم و انقلاب پایان یافته است.
وی تأکید کرد: مردم امروز هم، چون خطر را همچنان وجودی میبینند، هشتاد شب است که در صحنهاند. این ترس، ترس فلجکننده نیست؛ ترسی است که آگاهی میآورد و به کنش فعال اجتماعی منجر میشود و مردم در جنگ نمادین، خود روایتگر شدند.
محمودیان در محور سوم سخنانش به تکلم و روایتگری این جنگ نمادین پرداخت و گفت: جامعه در کف خیابان، خودش را روایت کرده و بسیاری از کجروایتهای پیشین را کنار زده است.
وی توضیح داد: دشمن تصور میکرد با یک تهاجم نظامی و حذف مقامات نظامی و سیاسی، جامعه دچار شوک و سپس اغتشاش میشود و حکومت سقوط میکند؛ اما حضور فعال مردم، این محاسبه را برهم زد.
پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات با اشاره به پیامها و بازخوردهای متقابل میان میدان نبرد و خیابان گفت: فرماندهان میدان پیام میفرستادند و مردم از طریق دستنوشتهها، کلیپها و پیامهای کوتاه پاسخ میدادند این تعامل، علاوه بر ایجاد روایت قدرت، خود نشانهای از قدرت میدان بود.
محمودیان افزود: مردم خیابان، قدرت میدان را فراگیر کردند و حتی روایتپردازی جنگ را به دست گرفتند. این یعنی مردم نهفقط همراه، بلکه کنشگر و صاحب روایت شدهاند.
وی با رد برخی تحلیلهای سکولار درباره ضعف سرمایه اجتماعی و فروپاشی انسجام گفت: آنچه در کف خیابان رخ داد، نشان داد جامعه زنده است، مسئولیت دارد و خود را درگیر جنگ میبیند.
پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات اضافه کرد: مردم فقط دستوپا نیستند که کسی برایشان تصمیم بگیرد؛ آنها فکر میکنند، موضع مستقل دارند، حتی از مذاکره هم ناراحت میشوند و این ناراحتی را بروز میدهند. این یعنی جامعه به فاعلیت گفتمانی رسیده است.
محمودیان عقل حاکم بر این حضور را عقل انقلابی و حسینی توصیف کرد و گفت: کدام عقل ابزاری میگوید اگر احتمال اصابت موشک در میدان وجود دارد، باید خیابان را ترک کرد؟ اما مردم ماندند، چون عقل حماسی و اشراقی در میدان فعال بود.
اجتماعات مومنانه، نشانهای از جامعه اسلامی
در محور چهارم، این پژوهشگر این اجتماعات را در نسبت با مراحل پنجگانه تحقق اهداف انقلاب اسلامی بررسی کرد و گفت: این رخدادها را میتوان تعیینی از مرحله چهارم، یعنی تشکیل جامعه اسلامی دانست.
وی پنج ویژگی اصلی این جامعه را گسترده بودن و محدود نبودن به طیف خاص، فاعلیت و مراقبت اجتماعی، عقل ایمانی و انقلابی، بیخوفی در شرایط سخت تاریخی و انتخابهای عزتمندانه برشمرد.
محمودیان تصریح کرد: در این اجتماعات احزاب نقشی نداشتند، تشکیلات سیاسی رسمی منتظر نبود و مردم خودجوش وارد میدان شدند؛ حتی برخی از بدنه قدرت ناگزیر شدند به خیابان بپیوندند.
وی با تأکید بر اینکه این جنگ به پایان خواهد رسید، اما نیاز به صورتبندی جامعه پساجنگ وجود دارد، گفت: باید بدانیم چگونه این قابلیت ایجادشده را در سایر ساحات، بهویژه اقتصاد و فرهنگ، حفظ و باز تولید کنیم.
وی نقش دانشگاه را در این میان تعیینکننده دانست و افزود: نهادهای علمی و دانشگاهی نباید از این فاعلیت عقب بمانند؛ اگر مردم در امنیت از موقعیت ساکت به موقعیت کنشگر و سخنگو رسیدهاند، باید در اقتصاد و فرهنگ نیز همین اتفاق رخ دهد.
محمودیان در جمعبندی نهایی خود اظهار کرد: این اجتماعات مومنانه شبانه، یک گام جهشوار در مسیر تحقق جامعه اسلامیاند؛ جامعهای که مردمش، با اتکا به ایمان، عقل انقلابی، و امداد الهی، خود را در متن تاریخ میسازند و روایت میکنند.
انتهای پیام
