محمدجواد استادی در گفتوگو با ایسنا به مناسبت «روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه» با اشاره چرایی شکلگیری این روز جهانی اظهار کرد: برای فهم چرایی شکلگیری این روز جهانی باید به سه سطح توجه کرد؛ نخست تاریخچه شکلگیری این ایده، دوم ضرورتهای عینی جهان امروز و سوم مبانی دینی این موضوع است. در سطح نخست، از حیث تاریخی، در سال ۲۰۰۱ میلادی یونسکو «اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی» را صادر کرد و دو سال بعد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز ۲۱ می را به عنوان روز جهانی تنوع فرهنگی نامگذاری نمود.
وی افزود: این اقدام حاصل زنجیرهای از تأملات است که عمدتاً پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. ریشه این رویکرد را میتوان در شعار یونسکو جستوجو کرد که میگوید: «از آنجا که جنگها در ذهن انسانها شکل میگیرد، دفاع از صلح نیز باید در ذهن انسانها بنا شود.» این اندیشه از پایان جنگ سرد، ظهور نظریه «برخورد تمدنها» و گسترش جنبشهای قومی و مذهبی گوناگون، تأثیر پذیرفت. نهادهای جهانی دریافتند که نمیتوان تنوع را نادیده گرفت و یکسانسازی جهانی نیز با زور امکانپذیر نیست. در نهایت به این نتیجه رسیدند که تنها راه حل، مدیریت خلاقانه تنوع از طریق گفتوگو است.
این پژوهشگر حوزه فرهنگ با اشاره به اینکه سطح دوم، ضرورتهای عینی جهان امروز است، توضیح داد: در حال حاضر سه جریان بزرگ، مسئله تنوع فرهنگی را به موضوعی بنیادین تبدیل کرده است، نخست مهاجرتهای گسترده است؛ در اثر تغییرات اقلیمی، جنگها و فقر، شهرهای بزرگ جهان به فضاهایی موزاییکی از نظر فرهنگی تبدیل شدهاند. دوم انقلاب دیجیتال است که اگرچه ارتباطات را گسترش داده اما الگوریتمهای فضای مجازی گاه حبابهای فیلترشدهای ایجاد کردهاند که به قطبیسازی فرهنگی میانجامد.
استادی افزود: جریان سوم نیز بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی است. در مواجهه با این بحرانها روشن شده است که راهحلهای یکسان و از بالا به پایین کارآمد نیستند. هر منطقه زیستبوم و فرهنگ خاص خود را دارد و باید بر اساس دانش بومی و فرهنگ خود به توسعه پایدار بیندیشد. از این رو، نادیده گرفتن تنوع فرهنگی هزینههای امنیتی، اقتصادی و انسانی به دنبال دارد و نامگذاری یک روز جهانی برای این موضوع، نشانه توجه جامعه جهانی به این واقعیت است.
وی در ادامه طرح بحث چرایی شکلگیری این روز جهانی، خاطرنشان کرد: سطح سوم این چرایی، منظر قرآنی است. در قرآن کریم، تنوع یک سنت الهی معرفی شده و برای نمونه در سوره روم، آیه ۲۲ به این تنوع اشاره شده است. خداوند میتوانست انسانها را یک امت قرار دهد، اما از آیات چنین برمیآید که تنوع برای «تعارف» خلق شده است؛ یعنی برای همدلی، همنشینی و شناخت متقابل و تعامل میان انسانها. بنابراین انتخاب چنین روزی، ریشهای فطری و دینی دارد؛ هرچند بیان آن در سطح بینالمللی ممکن است سکولار باشد.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی و سیاستگذاری هنر، افزود: در فقه اسلامی نیز اصولی مانند احترام به عهد و پیمان و اصل تعاون وجود دارد که زمینه همکاری میان فرهنگها را فراهم میکند و نشان میدهد که اصل فرهنگهای مختلف به رسمیت شناخته شده است.
ضرورت شناخت لایههای مختلف فرهنگ و تاثیر آن بر شکلگیری گفتوگو و تفاهم
استادی با اشاره به سازوکار شکلگیری تفاهم میان فرهنگها، بیان کرد: برای فهم این مسئله باید لایههای فرهنگ را شناخت. لایه نخست، نمادها و آیینهاست؛ همان نمودهای بیرونی فرهنگ مانند زبان، موسیقی و آیینهای روزمره است. این عناصر ممکن است در نگاه نخست موجب احساس غریبگی شوند اما در فرآیند گفتوگو به نقطهای برای کنجکاوی محترمانه تبدیل میشوند. پرسش درباره چرایی یک آیین و پاسخ به آن، زمینه همدلی را فراهم میکند. جشنوارههای فرهنگی و تبادل دانشجو نیز کلیشهها را کاهش میدهد.
وی ادامه داد: لایه دوم، ارزشها و هنجارهاست؛ مانند احترام به بزرگتر، مفهوم عدالت، اهمیت خانواده و تعریف زندگی خوب است. فرهنگها ممکن است در اولویتبندی این ارزشها تفاوت داشته باشند اما بسیاری از آنها مشترک انسانیاند؛ مانند صداقت، وفاداری و مهرورزی. گفتوگو در این لایه میتواند به بازتعریف مفاهیم بینجامد، هرچند امکان بروز تعارض نیز وجود دارد.
اشتراک فطری در انسانها به مثابه بستری برای گفتوگو و نقش دین در مصونیت فرهنگ
این پژوهشگر حوزه فرهنگ با اشاره به لایه سوم خاطرنشان کرد: این لایه، نظامهای معنایی، باورهای بنیادین و یا جهانبینی است؛ پرسشهایی مانند «من کیستم؟»، «آیا جهان هدف دارد؟» و «رنج چیست؟» در این سطح قرار میگیرد و ادیان و فلسفههای بزرگ نیز در این لایه جای دارند. گفتوگو در این سطح دشوار اما عمیقترین نوع گفتوگوست. از منظر دینی، کلید ورود به این لایه «فطرت» است. در سوره روم، آیه ۳۰ به فطرت اشاره شده است. انسانها در فطرت خود گرایش به امر قدسی، حس اخلاقی و جستجوی حقیقت دارند و این اشتراک فطری، بستر گفتوگوست.
استادی افزود: از حیث عملی، این مکانیزم چند ابزار دارد، نخست، همدلی از طریق «تخیل فرهنگی»؛ یعنی ادبیات، سینما و هنرهای روایی که امکان قرار دادن خود به جای دیگری را فراهم میکنند. دوم، ترجمه و واسطههای فرهنگی؛ مترجمان و روشنفکرانی که با فرهنگهای مبدأ و مقصد آشنا هستند و مفاهیم را منتقل میکنند. سوم، گفتوگوهای نهادمند در دانشگاهها، حوزهها، شوراهای بینالمللی ادیان و سازمانهای مردمنهاد است، چهارم، زبان مشترک انسانی؛ تجربههایی مانند عشق، فقدان، شادی و رنج که مشترکاند، هرچند نمادهای بروز آنها متفاوت است.
وی با بیان اینکه رویکرد دینی میتواند فرهنگ را از دو آفت مهم مصون بدارد، تصریح کرد: چنین رویکردی میتواند این مسیر را تقویت کند، زیرا فرهنگ را از دو آفت مصون میدارد، نخست نسبیگرایی افراطی که هر فرهنگ را خودبسنده میداند و گفتوگو را بیمعنا میکند، و دوم انحصارگرایی خشن که تنها یک فرهنگ را حق میشمارد. آموزههای اسلامی بر پرهیز از این دو تأکید دارند.
سرمایهگذاری بر گفتوگوی میانفرهنگی هسته اصلی توسعه و پیشرفت
این نویسنده و روزنامهنگار درباره نسبت میان فرهنگ و توسعه پایدار، اظهار کرد: باید میان توسعه رشدمحور و توسعه پایدار تمایز قائل شد. توسعه صرفاً اقتصادی و تکنولوژیک، اگر به فرهنگ توجه نکند، ممکن است در کوتاهمدت موفقیتهایی داشته باشد اما پایدار و ماندگار نخواهد بود، چراکه ریشه در بافت معنایی و ارزشی جامعه ندارد. حتی در نگاه غربی نیز چنین توسعهای میتواند سرمایه اجتماعی و محیط زیست را تخریب کند.
استادی خاطرنشان کرد: از منظر دینی و فرهنگی، توسعه پایدار تنها به معنای افزایش تولید و رفاه مادی نیست بلکه توسعه پایدار همان «پیشرفت» است که به تعریف «زندگی خوب» میانجامد. در فرهنگ دینی، این مفهوم با «حیات طیبه» پیوند دارد، یعنی زندگیای که در آن رشد مادی، معنوی و اخلاقی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. همچنین فرهنگ تعیین میکند رفاه چیست، پیشرفت به چه قیمتی مجاز است و رابطه انسان با طبیعت و نسلهای آینده چگونه باید باشد. بدون فرهنگ، توسعه به مسابقهای برای مصرف بیشتر تبدیل میشود.
وی با اشاره به اینکه نمونههای متعددی وجود دارد که طرحهای توسعه به دلیل نادیده گرفتن دانش بومی، نظامهای معنایی و ساختارهای همبستگی محلی با شکست مواجه شدهاند، تاکید کرد: توسعهای که به سرمایه فرهنگی، عادتها، هنجارها و اعتماد اجتماعی توجه کند، هزینه اجرایی کمتر و ماندگاری بیشتر خواهد داشت. آبادانی زمین در فرهنگ قرآنی، زمانی ارزشمند است که با تقوا همراه باشد. فرهنگ جهت و معنای رشد مادی را تعیین میکند. بنابراین سرمایهگذاری بر گفتوگوی میانفرهنگی، هزینه جانبی نیست بلکه هسته اصلی پیشرفت است.
این پژوهشگر حوزه فرهنگ درباره ایران و ظرفیت تنوع فرهنگی آن گفت: ایران یکی از غنیترین زیستبومهای فرهنگی جهان را دارد؛ تنوع قومی، زبانی و مذهبی سرمایهای ارزشمند است. با این حال، از این ظرفیت به اندازه کافی برای تقویت گفتوگو بهره گرفته نشده است. گاه نگاههای یکسانسازانه یا نگرش منفی نسبت به تنوع وجود دارد. در نظام آموزشی نیز سواد فرهنگی به معنای توانایی گفتوگو با «دیگری فرهنگی» چندان تقویت نشده و رسانهها نیز به صورت نظاممند به آن نپرداختهاند. در عین حال، نمونههای موفقی نیز وجود داشته است؛ برخی جشنوارهها کوشیدهاند از تنوع برای ایجاد وحدت بهره بگیرند.
راهکارهای بهرهگیری از تنوع فرهنگی جهت رشد و پیشرفت کشور
استادی خاطرنشان کرد: نخست باید مفهوم وحدت بازتعریف شود. وحدت به معنای یکسانی نیست، بلکه هماهنگی در عین کثرت است. مدینه فاضله فارابی محل همزیستی استعدادها و فرهنگهای گوناگون است. امیرالمؤمنین(ع) نیز به مشترک بودن انسانها در اصل آفرینش اشاره کردهاند، هرچند زبان و نژادشان متفاوت باشد.
وی افزود: لازم است آموزش گفتوگوی میانفرهنگی از سطوح پایه تا دانشگاه مورد توجه قرار گیرد تا نسلهای جدید، مهارت مواجهه سازنده با تفاوتها را بیاموزند. همچنین حمایت از پژوهشهای میدانی در حوزه تنوع فرهنگی، ایجاد ساختاری در شوراهای فرهنگی برای سیاستگذاری ملی در زمینه تنوع فرهنگی، تولید محتوای رسانهای دقیق و جذاب درباره فرهنگهای گوناگون ایران، تقویت دیپلماسی فرهنگی با کشورهای همسایه که ریشههای مشترک فرهنگی دارند، حمایت از پروژههایی که زمینه گفتوگوی فرهنگی را فراهم میکنند، از دیگر اقدامات ضروری در این زمینه است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی و سیاستگذاری هنر، تاکید کرد: از نگاه دینی، احترام به تنوع فرهنگی صرفاً یک مصلحت سیاسی یا اجتماعی نیست بلکه ریشه در سنت الهی و تکلیف اخلاقی دارد. اگر این نگاه با رویکرد توسعه انسانی و پایدار پیوند بخورد، میتوان از تنوع فرهنگی نه به عنوان زمینه تعارض بلکه به عنوان فرصتی برای همزیستی، پیشرفت و الگوسازی برای منطقه و جهان اسلام بهره گرفت.
انتهای پیام
