به گزارش ایسنا، محمد ایمانی در یادداشتی در تلگرام نوشت:
آتش بس موقت در جنگ رژیم صهیونیستی و حزبالله لبنان، احتمالا چندان پایدار نباشد، اما خبر مهمی در خود نهفته دارد. این که اسرائیل با وجود شرارتهای فراوان و ایراد ضربات جدی، در نقشه اصلی شکست خورده است.
برنامه اسرائیل در آغاز جنگ دو ماه گذشته که با عملیات پیجری و سپس بمباران شدید و ترور دبیرکل و فرماندهان ارشد حزبالله کلید خورد، از پا درآوردن مقاومت لبنان و پیشروی سریع تا بیروت، متعاقب آن شوک بزرگ بود.
حزب الله به مدت یک سال، تمرکز و آرامش را از رژیم جنایتکار صهیونیستی گرفت و شمال سرزمینهای اشغالی را برای اشغالگران ناامن کرد تا جایی که چند صد هزار صهیونیست ناچار به تخلیه منطقه شدند. این وضعیت بعد از ۱۴ ماه حکمفرماست و این، سند اقتدار حزب الله است.
اسرائیل با کمک مستقیم پنتاگون و سازمان سیا و برخی سرویسهای غربی، ضربه مهمی را در جریان سلسله عملیات تروریستی به حزب الله وارد کرد. اما فواره این عملیات اطلاعات پایه، پس از چند هفته رو به افول گذاشت. حملات دقیق حزب الله و نقطه زنیهای حرفه ای شامل مراکز نظامی و امنیتی و اقتصادی تل آویو و حیفا و هدف گیری مقر تیپ زبده گولانی با دهها کشته، خلاف هدفگذاری اتاق جنگ اسرائیل و آمریکا بود که تصور میکردند حزب الله پس از ترور فرماندهان ارشد، درمانده میشود، دستها را بالا می برد و جنوب لبنان را تا بیروت، تسلیم ارتش اسرائیل میکند.
بعد از همه تبلیغات پر حجم رسانهای، ارتش رژیم صهیونیستی جز برخی استثناها، نتوانست حتی تا عمق سه کیلومتری وارد خاک لبنان شود بلکه برخی از این ورودها، در واقع پا گذاشتن در تله رزمندگان مقاومت و دادن تلفات چند ده نفره و عقب نشینی از سر ناچاری بود.
حزبالله، در جنگی بسیار بزرگ، آسیب دید اما قدرت اطلاعاتی و نظامی و رزمی و تهاجمی خود را بازیابی کرد و توانست ضربات شدید و دقیق و کم سابقه را در همین دو هفته اخیر ساماندهی کند و تا عمق سرزمینهای اشغالی فلسطین گسترش دهد. مقاومت لبنان در این جنگ فقط با ارتش فرسوده اسرائیل نجنگیده، بلکه در واقع با ناتو و پنتاگون در مصاف بوده و با این وجود، دقت و شدت ضربات را افزایش داده است.
مهم است که توجه داشته باشیم غرب و ارتجاع عرب در همین دوران کوران جنگ، دولت لبنان را برای خالی کردن پشت حزب الله و پذیرش آتش بس تحت فشار گذاشتند و در کنار این فشار، طیف غربگرا و مزدور هم ضلع دیگر فشار داخلی بودند. با وجود این جنگ ترکیبی، رزم جانانه و شجاعانه حزب الله، یک شاهکار بزرگ بوده و قطعا تاریخ را متفاوت از آرزوی راهبردی غرب خواهد ساخت. در اهمیت ماجرا همین بس که نتانیاهو حالا نه تنها فاتح بیروت نیست، بلکه به عنوان جنایتکار جنگی و نسل کشی در تراز هیتلر و موسولینی ، حکم جلب جهانی دریافت کرده است و این پیروزی، جز با شاهکار مقاومت به ویژه در همین دو ماه اخیر اتفاق نمی افتاد.
در این شرایط، حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران از مقاومت، بسیار اهمیت دارد. ما برای این حمایت ، شهیدان والا مقامی را در میدان تقدیم کرده و از پشتیبانی هم دریغ نکردهایم. در عین حال مهم است که دولت و وزارت امور خارجه، حتی برای لحظهای از اهمیت راهبرد وحدت میدانها غفلت نکنند و عملیات فریب دشمن را در بازی مذاکره کاملا بشناسند.
مذاکره، ابزار همیشگی سیاست خارجی است و با رعایت اصل تناسب و توازن، در جای درست خود هم ایراد ندارد. اما مذاکره نباید مانع پشتیبانی کامل از خط مقدم مقاومت در میدان و یا تاخیر در مجازات رژیم صهیونیستی به خاطر شرارت ماه گذشته شود.
جنگ جاری در منطقه ولو برای مدت کوتاهی متوقف شود، ادامه خواهد داشت و آنچه میتواند بازدارنده باشد، به فعلیت رساندن ظرفیتها و توانمندیها و اعمال قاطع اقتدار در کف میدان به عنوان پشتوانه دیپلماسی است. این، مصافی گریز ناپذیر میان بانیان نظم فرسوده و نظم جدید جهانی است.
انتهای پیام
نظرات