به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر، نگاه نظامهای آموزشی جهان به آموزش دانشآموزان دارای معلولیت تغییر کرده است. به جای جداسازی این دانشآموزان در مدارس یا کلاسهای ویژه، رویکرد آموزش فراگیر مطرح شده که بر تحصیل و آموزش مشترک همه دانشآموزان، با هر سطح توانایی، در کنار یکدیگر تأکید دارد. این رویکرد تنها به کلاسهای نظری محدود نیست و درس تربیت بدنی و فعالیتهای ورزشی را نیز در بر میگیرد. ورزش در مدرسه فقط ابزاری برای تحرک جسمی نیست، بلکه نقش مهمی در شکلگیری روابط اجتماعی، اعتماد به نفس و حس تعلق دانشآموزان دارد. به همین دلیل، حذف یا کمرنگ شدن حضور دانشآموزان دارای معلولیت در زنگ ورزش میتواند پیامدهای منفی آموزشی و اجتماعی به همراه داشته باشد.
آموزش و ورزش فراگیر بر این ایده استوار است که تفاوتهای فردی دانشآموزان، از جمله معلولیت، نباید مانعی برای دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی باشد. در این دیدگاه، مشکل اصلی نه در بدن یا توانایی فرد، بلکه در ساختارها، نگرشها و محیطهایی است که برای همه طراحی نشدهاند. در مقابل دیدگاه قدیمی پزشکی که معلولیت را صرفاً یک نقص فردی میدانست، مدل اجتماعی بر نقش جامعه، مدرسه و سیاستگذاریها تأکید میکند. بر همین اساس، اجرای ورزش فراگیر در مدارس به عنوان یکی از راههای کاهش محرومیت، افزایش مشارکت اجتماعی و تحقق عدالت آموزشی مطرح شده و ضرورت بررسی موانع و چالشهای آن بیش از پیش احساس میشود.
در همین راستا، علی افروزه از دانشگاه شهید بهشتی به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری مؤسسه آموزش عالی راهبرد، پژوهشی را در زمینه تجربه معلمان تربیت بدنی از اجرای ورزش فراگیر در مدارس انجام دادهاند. این پژوهش که بهطور مشخص بر چالشهای عملی و واقعی این فرایند تمرکز دارد، تلاش کرده است از زاویه دید معلمان، وضعیت موجود ورزش فراگیر را بررسی کند.
این تحقیق با رویکردی کیفی انجام شده است. پژوهشگران برای جمعآوری دادهها، به سراغ معلمان تربیت بدنی مدارس عادی رفتهاند که دستکم یک سال تحصیلی تجربه تدریس به دانشآموز دارای معلولیت جسمانی را داشتهاند. در مجموع، ۱۲ معلم تربیت بدنی در این پژوهش مشارکت کردند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و بهصورت تلفنی جمعآوری شد و سپس با روش تحلیل مضمون، یعنی استخراج الگوها و موضوعات مشترک از گفتههای معلمان، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتههای این پژوهش که در دوفصلنامه «مدیریت منابع انسانی در ورزش» وابسته به دانشگاه صنعتی شاهرود انعکاس یافتهاند، نشان میدهند که اجرای ورزش فراگیر در مدارس با مجموعهای از چالشها روبهرو است. از جمله این چالشها میتوان به ویژگیهای فردی دانشآموزان دارای معلولیت، آمادگی ناکافی علمی و حرفهای معلمان، ماهیت رقابتی فعالیتهای ورزشی، نبود فضا و تجهیزات مناسب، تفاوت سطح یادگیری دانشآموزان و کمتوجهی به آموزش اصول ورزش فراگیر اشاره کرد. این عوامل در کنار هم باعث میشوند مشارکت فعال و مؤثر دانشآموزان دارای معلولیت در زنگ ورزش با دشواری همراه باشد.
پژوهشگران تأکید کردهاند که وضعیت اجرای ورزش فراگیر در مدارس رضایتبخش نیست. اگرچه مشکلاتی مانند کمبود تجهیزات و نبود حمایتهای سازمانی نیازمند زمان و هزینه هستند، اما نقش معلمان تربیت بدنی بسیار کلیدی است. آموزش هدفمند این معلمان، نسبت به سایر راهکارها، با هزینه و زمان کمتر میتواند تأثیر عمیقتری بر بهبود وضعیت ورزش فراگیر داشته باشد و مسیر اجرای آن را هموارتر کند.
بسیاری از معلمان، ویژگیهای فردی دانشآموزان دارای معلولیت مانند اعتماد به نفس پایین، تجربه کم ورزشی و سواد حرکتی محدود را از موانع اصلی مشارکت میدانند. سواد حرکتی به توانایی انجام مهارتهای پایه حرکتی گفته میشود و نقش مهمی در علاقهمندی به فعالیت بدنی دارد. همچنین، ماهیت رقابتی ورزشهای مدرسهای گاهی باعث میشود دانشآموزان دارای معلولیت به حاشیه رانده شوند.
پژوهشگران بر این باورند که با تعدیل بازیها، تغییر قوانین و استفاده از تجهیزات قابل تنظیم میتوان زمینه مشارکت همه دانشآموزان را فراهم کرد، بدون آنکه جذابیت فعالیتها از بین برود.
از دیگر نکات مهم، کمبود آموزش رسمی معلمان تربیت بدنی در زمینه ورزش فراگیر است. بسیاری از شرکتکنندگان اظهار کردهاند که در دوران تحصیل دانشگاهی یا دورههای ضمن خدمت، آموزش مشخصی در این حوزه ندیدهاند و آگاهی خود را بهصورت فردی و غیررسمی افزایش دادهاند.
این پژوهش تأکید میکند که گنجاندن سرفصلهای مرتبط با ورزش فراگیر در دوره کارشناسی دانشگاه فرهنگیان و برگزاری دورههای ضمن خدمت میتواند نقش مؤثری در کوتاهمدت داشته باشد و اعتماد به نفس معلمان را برای کار با دانشآموزان دارای معلولیت افزایش دهد.
انتهای پیام


نظرات