به گزارش ایسنا، نیروی انسانی امروز بهعنوان یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمان شناخته میشود و نقش تعیینکنندهای در دستیابی به اهداف، مأموریتها و حتی بقای سازمان دارد. بسیاری از پژوهشگران حوزه مدیریت معتقدند که هیچ فناوری یا ساختاری نمیتواند جایگزین نیروی انسانی متعهد و باانگیزه شود. از این رو، مدیران و رهبران سازمانی همواره بهدنبال راههایی برای افزایش بهرهوری، رضایت شغلی و مشارکت کارکنان هستند. در این میان، هر عاملی که باعث کاهش انگیزه و تلاش کارکنان شود، میتواند بهعنوان یک تهدید جدی برای سازمان تلقی شود؛ تهدیدی که گاه آشکار است و گاه بهصورت پنهان و تدریجی بروز میکند.
یکی از این تهدیدهای پنهان، پدیده «بیتفاوتی سازمانی» است. بیتفاوتی زمانی رخ میدهد که کارکنان نسبت به موفقیت یا شکست سازمان حساسیت چندانی ندارند، صرفاً برای دریافت حقوق کار میکنند و علاقهای به مشارکت فعال در بهبود امور نشان نمیدهند. این وضعیت نوعی بحران خاموش بهشمار میآید، زیرا بدون سروصدا و بهمرور زمان، کارایی، خلاقیت و روحیه همکاری را در سازمان تضعیف میکند. پژوهشها نشان میدهند بخش قابل توجهی از کارکنان یا انگیزه کافی برای انجام کار ندارند یا رفتارشان با اهداف سازمان همسو نیست؛ مسئلهای که ریشههای مختلفی دارد و شناسایی آنها برای پیشگیری از پیامدهای منفی، ضروری است.
فریبرز فتحی چگنی، عضو گروه مدیریت دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه لرستان، بههمراه دو نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را با تمرکز بر یکی از عوامل اثرگذار بر بیتفاوتی کارکنان انجام دادهاند. این پژوهش بهطور کلی به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ترجیح دادن روابط خانوادگی و شخصی بر شایستگیهای حرفهای میتواند بر رفتار کارکنان اثر بگذارد و چه نقشی برای روابط اجتماعی و اعتماد میان کارکنان در این میان وجود دارد.
برای انجام این پژوهش، ۳۰۰ نفر از کارکنان ادارات کل ستادی استان لرستان در شهر خرمآباد مشارکت داشتند تا دیدگاههای خود را منعکس نمایند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد استفاده شد که میزان بیتفاوتی سازمانی، سطح سرمایه اجتماعی و میزان خویشاوندسالاری را میسنجید. دادهها نیز با روشهای آماری و مدلسازی روابط بین متغیرها تحلیل شد تا ارتباط آنها بهصورت دقیقتر مشخص شود.
طبق یافتههای پژوهش، خویشاوندسالاری بهطور غیرمستقیم و از مسیر کاهش سرمایه اجتماعی، باعث افزایش بیتفاوتی سازمانی کارکنان میشود. به بیان ساده، وقتی کارکنان احساس میکنند ارتقا، پاداش یا حمایت مدیریتی نه بر اساس شایستگی بلکه بر پایه روابط خانوادگی یا شخصی است، اعتماد و همکاری در محیط کار کاهش مییابد. این کاهش اعتماد و ارتباطات مثبت، زمینهساز فاصله گرفتن کارکنان از اهداف سازمان و کاهش انگیزه آنها میشود.
محققان تأکید کردهاند که سرمایه اجتماعی نقش محافظتی مهمی در سازمان دارد. سرمایه اجتماعی مفهومی است که به عناصری مانند اعتماد، همکاری، همدلی و ارتباطات مثبت میان افراد اشاره میکند. هرچه این سرمایه در سازمان قویتر باشد، کارکنان احساس مسئولیت و تعلق بیشتری خواهند داشت و احتمال بروز بیتفاوتی کمتر میشود. در مقابل، خویشاوندسالاری با تضعیف این سرمایه، بهطور غیرمستقیم رفتارهای منفی و اهمالکارانه را تقویت میکند.
نتایج این پژوهش نشان میدهند که خویشاوندسالاری معمولاً کارکنان را به دو گروه «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میکند. این تقسیمبندی احساس بیعدالتی را در میان کارکنانی که به حلقه روابط نزدیک نیستند، افزایش میدهد. چنین احساسی باعث میشود افراد تلاش خود را به حداقل برسانند و تنها در حدی کار کنند که موقعیت شغلیشان به خطر نیفتد. در بلندمدت، این رفتار نهتنها به ضرر کارکنان، بلکه به زیان کل سازمان تمام میشود.
از سوی دیگر، پژوهش تأکید میکند که ایجاد فضای کاری عادلانه و شفاف میتواند نقش مهمی در کاهش این پیامدها داشته باشد. وقتی معیارهای ارزیابی عملکرد، ارتقا و پاداش روشن و مبتنی بر شایستگی باشد، اعتماد افزایش مییابد و کارکنان انگیزه بیشتری برای مشارکت فعال پیدا میکنند. تقویت سرمایه اجتماعی در چنین فضایی میتواند بهعنوان عاملی کلیدی برای افزایش بهرهوری و کاهش بیتفاوتی عمل کند.
گفتنی است این یافتههای علمیپژوهشی در فصلنامه «مدیریت سرمایه اجتماعی» منتشر شدهاند. این نشریه علمی که وابسته به دانشگاه تهران و انجمن علمی مدیریت دولتی ایران است، به بررسی موضوعات مرتبط با مدیریت، روابط اجتماعی و سرمایه انسانی در سازمانها میپردازد.
انتهای پیام


نظرات