به گزارش خبرنگار ایسنا، بازار خوش رنگ و شاد رشت که همواره مقصد محبوب گردشگران و مسافران بود و حتی این سالهای اخیر پاتوق سلبریتیها و بلاگرها از اقصی نقاط کشور برای پربازدید شدن، صفحهشان شده بود این روزها در بُهت و شوک آنچه در این قطب گردشگری تاریخی به وقوع پیوسته، به سر میبرد.
در شامگاه ۱۸ دی به بهانه اعتراضات اقتصادی، ملت را در مقابل ملت قرار دادند و با اقدامات تخریبگرانه علاوه بر کشتن جوانان بیگناه و سوگوار کردن خانوادهها، ضرر هنگفتی هم به چرخه اقتصادی و معیشتی بسیاری از خانوارها وارد کردند.


در آتش کین اغتشاشگران خسارتی به مردم وارد شد که به این زودیها قابل جبران نخواهد بود. شاید بتوان گفت یک چهارم بازار تاریخی رشت و بیش از ۴۰۰ مغازه در آتش کینه خرابکاران سوخت و در آستانه شب عید که این بازار همیشه شاهد اوج هیاهو و خرید بود، هماکنون در سکوتی مظلومانه به سر میبرد.
امروز که برف، توام با باران شدیدی در حال باریدن است، سری به بازار رشت زدم، ورودی بازار طبق معمول، به سبب تنوع بالای محصولات بومی استان مثل لبنیات، سبزیجات محلی، گوشت و مرغ، زیتون و میوهفروشان مغازهها سراسر رنگ و لعاب است، اما خبر از شور زندگی که مرد گیلک آواز سر میداد، نیست!




بازار را ادامه میدهم به راسته ماهی فروشان میرسم، ماهیهای تازه صید شده از دریا هم رسیده و بساط ماهی فروشان و صیادان پهن است که خبر از صید خوب میدهد، هر از گاهی فروشندهای تکرار میکند «ماهی سفید تازه – ماهی سفید تازه»؛ عطر برنج کته گیلانی و ماهی سفید سرخ شده رستوران قدیمی راسته ماهی فروشان هم خود گویای جریان زندگی است.



به راسته خیابان شیک میرسم، مغازههای مانتو، کیف، کفش، کت و شلوار و پارچه فروشی هم باز هستند، پاساژهای قدیری، آرسن، خزر و شیک هم پاسخگوی مشتریان خود هستند.





به راسته زرگران رسیدم، مغازههای پر زرق و برق با تنوع بالای زیورآلات که در پی قیمت افسارگسیخته طلا، خریداری حتی برای تماشا ندارد.

کم کم به آه جگر سوز بازار نزدیک میشوم، مغازههای سوخته، طاقیهای قدیمی که محل اصلی توزیع انواع کالا بودند ایامی نه چندان دور اگر میخواستی به این بخش ورود کنی باید اندکی منتظر میماندی تا گاریها یا وانت که مملو از اقلام بودند، خارج شوند و تو بتوانی وارد بازار طاقی شوی!


امان از راسته کتابفروشان و لوازم تحریریها که آوار آتش و دود با سوخته اجناسشان تلی از غم را به رخ میکشد، بخشی که سوخت و دود شد اما هنوز بخشی نفس دارد، فروشندگان کمر همت بستهاند و کرهکرههایشان را بالا کشیدهاند و زمین را آب و جارو کردند تا حیات و رنگ و شور را به این راسته برگردانند.



از پیچ و خمهای بازار سوخته رشت میگذرم، هر گذرش که راوی جریان زندگی بود امروز رمقی برای کسبه نمانده، چه آنان که سرمایههایشان در خشم و کینه عدهای اغتشاشگر سوخت و دود شد و چه کسبهای که مغازههایشان سالم و در امان مانده چون مرام بازار و بازاری این نیست و عادت ندارد که چراغ خودش را روشن ببیند و چراغ همسایهاش را در خاموشی و سکوت.

امید است با تدبیر و پیگیری مسئولان و متولیان امر خارج از بروکراسیها و تبصرهها، هرچه سریعتر رونق و هیاهو به بازار تاریخی رشت بازگردد و صدای خنده و شوق خرید در گذرها و راستههایش جریان یابد.
انتهای پیام


نظرات