• چهارشنبه / ۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۲:۲۰
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404110100254
  • خبرنگار : 51081

/به بهانه زادروز فردوسی/

شاهنامه؛ شناسنامه‌ فرهنگی که باید با جامعه جدید همراه شود

شاهنامه؛ شناسنامه‌ فرهنگی که باید با جامعه جدید همراه شود

ایسنا/خراسان رضوی یک شاهنامه‌پژوه با تأکید بر جایگاه شاهنامه به‌عنوان شناسنامه فرهنگی و آزادگی ایرانی، گفت: با وجود توجه‌های انجام‌ شده، همچنان نیاز به حمایت بیشتر و پیوند این اثر با هنر و فناوری روز برای جذب نسل جوان احساس می‌شود.

علیرضا قیامتی در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره به عدم قطعیت در تعیین زادروز فردوسی، اظهار کرد: بین محققان و شاهنامه‌پژوهان اتفاق نظر درباره زادروز فردوسی وجود ندارد و نمی‌توان در این مورد به قطعیت سخن گفت؛ اما روز یکم بهمن را بین روزهای منتسب به این روز، می‌توان نزدیک‌تر دانست.

وی با بیان اینکه اختلاف نظر در رابطه با زادروز فردوسی از متن شاهنامه می‌آید، ادامه داد: با توجه به متن شاهنامه «چو آدینه هر مزد بهمن بود  برین کار فرخ نشیمن بود»، اینطور به نظر می‌رسد که روز نخست ماه بهمن خجسته و جشن مانند تلقی گشته و فردوسی به گونه‌ای اشاره به رخداد یک رویداد نیکو داشته است. از این رو برخی فردوسی پژوهان معتقد هستند که فردوسی در این بیت اشاره‌ای تلویحی به زادروز خود دارد.

فردوسی زنده‌کننده هویت ایرانی است‌

این شاهنامه‌پژوه درباره نقش فردوسی بر هویت ملی، خاطرنشان کرد: بی‌گمان فردوسی زنده‌کننده هویت ایرانی است‌ و هیچ شاعری در جهان نمی‌توان یافت که مانند فردوسی در تدوین هویت ملی کشور نقش داشته باشد. حتی هومر در تدوین هویت یونانی‌ها به اندازه فردوسی در تدوین هویت ملی نقش نداشته است؛ چراکه در ایلیاد و ادیسه نمی‌توان جایگاه ملی، آداب، آیین‌ها، باورها، نوع زندگی و نوع گفتمان یونانی‌ها را مشاهده کرد. همچنین در مهاباراتا که از منظومه‌های حماسی هندی‌ها و یکی از چهار حماسه برتر جهان است همانند سایر حماسه‌های دیگر جهان نیز نمی‌توان هویت هندی‌ها را دید.

قیامتی افزود: شاهنامه به صورت کامل، جلوه‌های هویت ملی و ایرانی را به تصویر می‌کشد و می‌توان اسطوره‌ها، فرهنگ، آداب، باورها، آیین‌ها و همه چیز در رابطه با هویت ایرانی را در شاهنامه مشاهده کرد. حتی می‌توان گفت از میان آثار ادبی ایرانی نیز مانند مثنوی معنوی مولانا، گلستان و بوستان سعدی و دیوان غزلیات حافظ، هیچ اثری نتوانسته است به اندازه شاهنامه در تدوین هویت ملی ما موثر و مهم باشد. شاهنامه کتاب زندگی برای ایرانیان است و اخلاق محوری، خردگرایی، دادگری و مهرورزی ایرانی در آن وجود دارد.

وی در رابطه با اهمیت ایران در نگاه فردوسی تاکید کرد: فردوسی در شاهنامه ۱۷۰۰ بار نام ایران و ایرانی را آورده که نشان‌دهنده اهمیت هویت ایرانی در نگاه او است. در زمانه‌ای که فرمانروایان بیگانه‌ حاکم بر بخش‌هایی از ایران در تلاش بودند که نام، هویت، اسطوره‌ها، باورها، تاریخ و حماسه‌های ایران به فراموشی سپرده شود، فردوسی اسطوره‌ها، حماسه‌های ایران و پهلوانان را فریاد می‌کند و از آداب و فرهنگ ایرانی تا باورها و به تخت نشستن پادشاهان می‌گوید. فردوسی همه عمر خود را صرف شاهنامه کرد و برای ایران تمام تلاش خود را کرده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به نقش فردوسی در احیاء زبان فارسی تصریح کرد: با وجود نقش فردوسی در نجات زبان فارسی در آن زمان، باز هم نمی‌توان گفت فردوسی در احیای زبان فارسی تنها بوده و بقیه شاعران در این زمینه نقشی نداشته‌اند، چراکه همه نیاکان ما در تدوین هویت زبان فارسی نقش مهمی داشته‌اند.

قیامتی ادامه داد: برای ماندگاری زبان فارسی شاعران زیادی ازجمله رودکی، یعقوب لیث صفاری(رادمان پور ماهک)، رابعه بلخی و ابوشکور بلخی نقش موثری داشته‌اند، اما فردوسی پرچمدار زبان فارسی است و در کنار حفظ زبان فارسی، هویت ایرانی، آیین‌ها و فرهنگ ایرانی را حفظ می‌کند که این کار را هیچ حماسه دیگری در جهان نتوانسته انجام دهد.

وی با تاکید بر اینکه فردوسی تمام عمر خود را صرف شاهنامه کرد، گفت: ما پیش از فردوسی هم شاهنامه‌هایی چون شاهنامه ابولموید بلخی، شاهنامه ابوعلی بلخی و شاهنامه ابو منصوری داشته‌ایم ولی هیچ‌یک از آن‌ها باقی نماندند. ‌ دلیل ماندگاری شاهنامه فردوسی با همه مخالفانی که در آن زمان داشت، این بود که سخن فردوسی آنچنان محکم، استوار و بازتاب‌دهنده فرهنگ ایرانی بود که بر دل و جان ایرانیان نشست و بر جسم و جان حک شد و شاهنامه برای ایران و ایرانیان ماندگار شد.

این شاهنامه‌پژوه اضافه کرد: شاهنامه ایران را به گذشته و تاریخ پر افتخار خود وصل می‌کرد و به جای اسطوره‌ها و چهره‌های بیگانه، اسطورها و چهره‌های ایرانی همچون کیومرث، هوشنگ، جمشید، فریدون و کاوه و... را به جای شخصیت‌های بیگانه آورد و آن‌ها را ماندگار کرد. به همین دلیل با وجودی که قبل و بعد از فردوسی هم حماسه‌ها و شاهنامه‌های دیگری سروده شده بود اما شاهنامه فردوسی به‌عنوان یک اثر فاخر ماندگار شد. اما با این حال، نباید آثار و حماسه‌های دیگر را نادیده گرفت، چراکه سنت و آیین‌های حماسی ما با آن‌هاست که کامل می‌شود و آن‌ها نیز جزئی از حماسه‌های ما هستند.

 نقش موثر شاهنامه در پیوستگی، هویت و وحدت ملی ایرانیان

قیامتی افزود: هیچ کتابی در پیوستگی، هویت و وحدت ملی ایرانیان به اندازه شاهنامه نتوانسته موثر باشد. در همین راستا می‌توان به نقش و حضور بسیاری از اقوام و شهرهای ایرانی مانند آذری‌ها، کردها، لرها، سیستانی‌ها، خوزستانی‌ها و بلوچ‌ها در شاهنامه فردوسی اشاره کرد. همچنین شهرهایی مثل کرمان، گرگان، اصفهان، شیراز و اردبیل و... نیز از دیگر شهرهایی است که در شاهنامه نقش داشته‌اند.

وی در ادامه به نمایش وحدت و پیوستگی در شاهنامه فردوسی تاکید کرد و افزود: در دوره کیخسرو وقتی سپاه ایران درحال آماده شدن است فردوسی اینگونه می‌گوید که یک سپاه از پارس، خوزستان، ری، اردبیل، آذربایجان، خراسان و سیستان آمده است. این موضوع به نوعی ایرانیان را در کنار یکدیگر نشان می‌دهد؛ شاهنامه می‌تواند به ما وحدت و پیوستگی ملی بدهد و پناهگاه ایرانیان برای اینکه همراهی یکدیگر و دوری از دوگانگی‌ها باشد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به ابیات «سپاهش ز گردان کوچ و بلوچ/ سگالیده جنگ و برآورده خوچ/ کسی در جهان پشت ایشان ندید/ برهنه یک انگشت ایشان ندید»، تصریح کرد: فردوسی در تدوین هویت ملی ما و پیوستگی ایرانیان نقش موثری داشته است. همه اقوام و شهرها و در صحنه‌های مختلفی در شاهنامه حضور دارند. حضور اقوام و شهرهای مختلف در شاهنامه یک جغرافیای فرهنگی گسترده را شامل می‌شود که همگی مرز ایران فرهنگی و ایران‌شهر بزرگ را شامل می‌شوند. به طوری که می‌توان گفت سمرقند و بخارا، مرو، هرات، کابل، بلخ و... همگی در یک مجموعه جغرافیایی و فرهنگی ایران‌شهر گنجانده شده است.

ردپای شاهنامه در ایران فرهنگی

قیامتی با بیان اینکه ایران بزرگ فرهنگی در جغرافیای شاهنامه ایرانی است که از سمرقند، بخارا و خو ارزم آغاز و تا بلخ، غزنه، کابل، هرات و قفقاز را در بر می‌گیرد، خاطرنشان کرد: جغرافیای فرهنگی شاهنامه همه این بخش‌ها را در برمی‌گیرد، به طوری که امروز ردپای شاهنامه در ایران فرهنگی مشاهده می‌شود. به عنوان مثال در کشور تاجیکستان از هر پنج نام، یک نام از اسامی شاهنامه است.

وی افزود: همچنین براساس نام‌جاهای شاهنامه (نام مکان)، امروزه مردم سمرقند(ازبکستان) و بلخ(افغانستان) مکانی به نام «آخور رخش» دارند که چنین مکانی را در ایران نیز داریم‌ و باور عامیانه بر این است که رستم رخش خود را در آنجا می‌بست. از دیگر نام مکان‌های شاهنامه می‌توان به «تخت رستم» اشاره کرد که در ازبکستان امروزی، تاجیکستان و ایران وجود دارد. علاوه بر آن «غار کیخسرو» نیز از دیگر نام‌مکان‌های شاهنامه است که این مکان در تاجیکستان نیز وجود دارد. بنابراین می‌توان گفت که تمام مردم اقلیم ایران شهر با شاهنامه زندگی کرده‌اند.

این شاهنامه‌پژوه با تاکید بر اهمیت فرهنگ ایران در نظر فردوسی، بیان کرد: فردوسی درس میهن‌دوستی می‌دهد و بی‌گمان شاهنامه بزرگترین نامه میهن دوستی در هر حالتی برای ایران و ایرانی است. فردوسی می‌گوید آن فرمانروایی شایسته ستودن است که ایران‌دوست و در پی حفظ و حراست از ایران باشد و آن مردمی شایسته هستند که در خدمت ایران باشند.

که ایران چو باغیست خرم بهار

قیامتی با بیان اینکه فردوسی بزرگ‌ترین درس میهن دوستی را می‌دهد، گفت: در همه جای شاهنامه وقتی نام ایران مطرح می‌شود رنگ کلام و سخن فردوسی، لحن حماسی و غرور به خود می‌گیرد. به‌عنوان مثال در ابیاتی چون «که ایران چو باغیست خرم بهار/ شکفته همیشه گل کامکار»، «نگر تا تو دیوار او نفکنی/دل و پشت ایرانیان نشکنی» «زن وکودک و بوم ایرانیان/ به اندیشه بد منه در میان»، «نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود روزی ایران زمین» این لحن مشاهده می‌شود. ویرانی ایران برای فردوسی بزرگترین اندوه و درد است و هیچکس به اندازه فردوسی نمی‌تواند به این اندازه حس میهن دوستی را در ما برانگیخته کند و در این زمینه موثر و مهم بوده باشد.

وی با تاکید بر لزوم توجه بیشتر به شاهنامه، گفت: طی سال‌های اخیر اتفاقات و رویدادهای خجسته و توجه زیادی به ویژه در نسل جدید پیرامون شاهنامه شکل گرفته و می‌توان گفت نسل جدید به شاهنامه و هویت ملی جذب شده است. به طوری که می‌توان گفت در چند سال اخیر اندیشه‌های شاهنامه بسیار رواج پیدا کرده، شاهنامه خوانی افزایش و به زندگی مردم وارد شده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه شاهنامه شناسنامه ایرانی، نامه فرهنگ و آزادگی ماست، اظهار کرد: اگرچه طی این سال‌ها توجه زیادی به این بخش صورت گرفته اما هنوز هم نیاز به توجه و حمایت بیشتری به این حوزه احساس می‌شود. همچنین این نیاز احساس می‌شود که شاهنامه با هنر و فناوری روز آمیخته و رنگ امروزی به خود بگیرد.

شاهنامه؛ نمایشی‌ترین متن حماسی جهان

 قیامتی با تاکید بر لزوم نقش و جلوه شاهنامه در کتب درسی به صورت ویژه تصریح کرد: نباید از محتوای شاهنامه در کتب درسی کم شود. همچنین بازی‌های رایانه‌ای، انیمیشن، فیلم سینمایی و سریال، ازجمله بخش‌هایی است که می‌توان در آن از شاهنامه بهره برد. متاسفانه ما حتی یک اثر فاخر سینمایی در مورد شاهنامه و اساطیر شاهنامه نداریم و این در حالی است که شاهنامه نمایشی‌ترین متن حماسی جهان است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha