• چهارشنبه / ۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۵:۰۸
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404110100407
  • خبرنگار : 51062

/به مناسبت یکم بهمن‌ماه، سالروز بزرگداشت خاقانی شروانی/

خاقانی؛ از بلندای قصیده فارسی تا آرزوی نافرجام سفر به دیار خراسان

خاقانی؛ از بلندای قصیده فارسی تا آرزوی نافرجام سفر به دیار خراسان

ایسنا/خراسان رضوی دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، گفت: خاقانی به سبب شیوه بیان، پیچیدگی زبان، استخدام معانی چندلایه در کنار تصویرسازی‌های پیچیده و ارتقا ظرفیت‌های بیانی شعر فارسی، یکی از منحصربه‌فردترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی به شمار می‌رود.

فرزاد قائمی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی یکی از دو چهره شاخص مکتب آذربایجان در قرن ششم هجری و در کنار نظامی گنجوی است و در ژانر قصیده از برجسته‌ترین شاعران تاریخ شعر فارسی به شمار می‌آید. تمایز اصلی خاقانی نه در مضمون‌پردازی بلکه در شیوه بیان، ساختار زبانی و پیچیدگی‌های ذهنی و تصویری شعر اوست.

وی افزود: مکتب آذربایجان در دوره‌ای شکل می‌گیرد که شعر فارسی از نظر صنایع بدیعی، ظرفیت‌های تصویری و گسترش زبان شعر به مرحله‌ای از بلوغ رسیده است. در این مکتب، گرایش به بیان کنایی به جای صراحت، استفاده گسترده از داده‌های علوم مختلف و توسعه زبان شعر در سطح تصویری و مفهومی به‌چشم می‌خورد و در میان شاعران آن، خاقانی برجسته‌ترین چهره‌ای است که این ویژگی‌ها را به نهایت خود رسانده است.

جایگاه خاقانی در قصیده به‌سان جایگاه حافظ در غزل است

قائمی ادامه داد: خاقانی مضامین عادی و حتی تکرارشونده شعر فارسی را با زبانی فشرده، پوشیده و چندلایه بیان می‌کند. او با تلفیق زمینه‌های مختلف معنایی، تصویرسازی‌های پیچیده و استفاده گسترده از آرایه‌های بدیعی، شعر را در سطوح معنا، بیان و بدیع به مرتبه‌ای فراتر از ظرفیت رایج روزگار خود ارتقا می‌دهد. از این منظر، شعر خاقانی از پیچیده‌ترین نمونه‌های شعر فارسی است.

وی با بیان اینکه هنر خاقانی در قصیده‌سرایی به اوج خود می‌رسد، تصریح کرد: اگر بخواهیم جایگاه خاقانی را در قصیده فارسی با شاعران دیگر مقایسه کنیم، شاید اغراق‌آمیز نباشد که بگوییم او در قصیده، جایگاهی را از آن خود کرده است که حافظ شیرازی در غزل فارسی به خود اختصاص داده است.

این دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد ضمن اشاره به برخی قالب‌های شعری دیوان خاقانی، یادآورشد: قصیده نخستین نوع شعری در زبان فارسی و تنها قالبی است که مستقیماً از شعر عربی به فارسی منتقل شده است. در واقع، قصیده تنها ژانر مهم شعر کلاسیک عربی است که وارد شعر فارسی شده است؛ آن هم در شرایطی که با توجه به پیشینه‌های غنی ادبی در ایران، ژانرهای تازه‌ای چون مثنوی، غزل، قطعه و رباعی در برابر شاعران فارسی‌سرا گشوده بوده است.

قائمی افزود: در قیاس با قصیده، غزل قالبی است که استقلال آن در زبان فارسی دیرتر رخ داده است. هرچند از آغاز شعر فارسی نمونه‌هایی از غزل‌های ابتدایی را در آثار شاعرانی چون رودکی، رابعه بنت کعبه، دقیقی و دیگران می‌بینیم اما این نمونه‌ها هنوز واجد ویژگی‌های غزل مستقل نیستند. به باور پژوهشگران، این غزل‌ها غالباً یا تغزل‌های آغازین قصاید بوده‌اند یا آثاری با کارکرد موسیقایی که برای خواندن و اجرا سروده شده‌اند.

خاقانی از نسل نخست شاعران غزل‌سرای فارسی به‌شمار می‌رود

وی با اشاره به تحولات ادبی قرن ۶ هجری گفت: در این قرن، غزل به‌عنوان یک ژانر مستقل، هویت روشنی پیدا می‌کند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند نخستین شاعری که می‌توان غزل را در دیوان او به‌عنوان قالبی مستقل تشخیص داد، سنایی است. از این منظر، خاقانی در حوزه غزل جزو نسل نخست شاعران غزل‌سرای فارسی به شمار می‌آید. 

دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: با این حال، قصیده در روزگار خاقانی به تکامل بیشتری رسیده بود و برجستگی شاعرانه او نیز بیش از هر چیز در همین قالب نمود پیدا می‌کند. هرچند غزل‌های خاقانی نیز نشانه‌هایی از رشد و تکامل غزل فارسی در قرن ششم دارند و زمینه‌هایی را نشان می‌دهند که در قرن هفتم، در شعر شاعرانی چون سعدی و مولانا به اوج خود می‌رسد.

او خاطرنشان کرد: از این حیث، غزل‌های خاقانی را می‌توان از نخستین نمونه‌های غزل‌های مستقل فارسی دانست که دارای ظرفیت‌های بدیعی قابل توجه‌اند. با این وجود در مقایسه با قصاید او، غزل‌های خاقانی زبانی ساده‌تر و جنبه‌هایی تجربی‌تر و شخصی‌تر دارند و این موضوع نشان می‌دهد که رویکرد اصلی و جدی خاقانی بیش از هر چیز معطوف به قصیده بوده است.

قائمی با اشاره به نقش سفر در زندگی و شعر خاقانی، اظهار کرد: خاقانی در طول زندگی خود سفرهای متعددی را تجربه کرده است؛ از سفرهای منطقه‌ای در آذربایجان و شروان گرفته تا دو سفر حج و یک سفر نافرجام به خراسان. خراسان برای خاقانی جایگاهی آرمانی داشت، چراکه این سرزمین کانون اصلی شعر فارسی و محل بالندگی شاعرانی چون انوری و امیرمعزی بود. با این حال، این آرزو هرگز برای او محقق نشد.

تنها سفرنامه منظوم شعر فارسی، متعلق به خاقانی است

وی افزود: حاصل نخستین سفر حج خاقانی، سرایش مثنوی «تحفة‌العراقین» یا «ختم‌الغرائب» است که تنها سفرنامه منظوم در تاریخ شعر فارسی به شمار می‌آید. در این اثر، شاعر به توصیف مسیر سفر، مکان‌ها و تجربه‌های روحانی خود می‌پردازد و ارزش‌های معنوی این سفر را با نگاهی شاعرانه بازتاب می‌دهد. این مثنوی در کنار قصایدی که هم‌زمان یا پس از این سفر سروده شده‌اند، تصویر روشنی از جهان‌بینی و تجربه زیسته خاقانی ارائه می‌دهد.

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به جایگاه مرثیه‌ها در شعر خاقانی گفت: خاقانی شخصیتی بسیار حساس و عاطفی داشت و در زندگی خود با فراز و فرودهای فراوانی روبه‌رو شد. مرگ نزدیکان، روابط پیچیده با اطرافیان و تجربه‌های تلخ زندگی دیوانی، زمینه‌ساز سرایش مرثیه‌های متعددی در شعر او شده است. بخشی از این مراثی در چهارچوب وظایف دیوانی شاعر سروده شده اما بخش مهمی از آن‌ها بازتاب اندوه‌های شخصی و عواطف عمیق خاقانی است که برای شناخت روحیات او اهمیت فراوان دارد.

قائمی درباره جایگاه اجتماعی خاقانی، خاطرتشان کرد: در قرن پنجم و ششم هجری، شاعری یکی از مشاغل مهم دیوانی به شمار می‌آمد و شاعران نقش مؤثری در نظام تبلیغاتی دربارها داشتند. تقریباً همه شاعران شاخص این دوره، شاعر درباری بوده‌اند و این موضوع نباید با معیارهای امروزی قضاوت شود. از این منظر، نمی‌توان خاقانی را به معنای مدرن کلمه، شاعری منتقد یا صدای اعتراض اجتماعی دانست.

وی افزود: بازتاب‌های اجتماعی در شعر شاعران این دوره از جمله خاقانی، اغلب پراکنده و حاشیه‌ای است و جزء مضامین اصلی شعر آنان محسوب نمی‌شود. خاقانی شاعر روزگار خود است؛ شاعری که در عین وابستگی به ساختار دیوانی، به‌عنوان شخصیتی فرهیخته و حساس، گاه واقعیت‌های اجتماعی زمانه را نیز در شعر خود منعکس کرده است.

پیچیدگی بیانی، ایهام و ردپای علوم گوناگون در شعر خاقانی، حضوری برجسته دارد

این پژوهشگر ادبیات فارسی با تأکید بر اینکه برجستگی خاقانی بیش از هر چیز به شیوه بیان او بازمی‌گردد، گفت: مضامینی که در شعر خاقانی دیده می‌شود، در شعر بسیاری از شاعران پیش و پس از او نیز وجود دارد، اما هیچ شاعری نتوانسته است این مضامین را با چنین پیچیدگی، فشردگی و غنای زبانی بیان کند. خاقانی شاعری است که چگونه گفتن را به اوج خود رسانده است.

قائمی به نقش دانش‌های مختلف در شعر خاقانی اشاره و اظهار کرد: آشنایی گسترده خاقانی با علوم گوناگون مانند طب، نجوم، تاریخ، جغرافیا و حتی ادیان مختلف، به‌ویژه مسیحیت در شعر او بازتاب یافته است. این ویژگی در کنار قدرت تخیل کم‌نظیر شاعر، زبان خاقانی را به یکی از دشوارترین و در عین حال غنی‌ترین زبان‌های شعر فارسی تبدیل کرده است.

وی خاقانی را یکی از مهم‌ترین شاعران دوره گذار از سبک خراسانی به سبک عراقی دانست و تصریح کرد: پیش از حافظ، هیچ شاعری به اندازه خاقانی ایهام را در شعر فارسی به اوج نرسانده است. ایهام یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحول زبان شعر فارسی است و خاقانی در این زمینه نقشی تعیین‌کننده دارد.

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: خاقانی همواره نزد ادیبان، پژوهشگران و مخاطبان جدی شعر فارسی جایگاهی رفیع داشته اما به دلیل قصیده‌محور بودن شعرش و دشواری زبان، هیچ‌گاه شاعر محبوب عامه نبوده است. قصیده، مخاطبان محدودتری نسبت به غزل و مثنوی دارد و زبان پیچیده خاقانی نیز ارتباط عمومی با شعر او را دشوار می‌کند؛ از همین رو، شعر خاقانی بیشتر مورد توجه اهل ادب و مخاطبان خاص قرار گرفته است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha