به گزارش ایسنا، در این روزها روابط ما هم زخم میخورند و هم میتوانند مرهم باشند. گاهی یک گفتوگوی ساده، نگاه مهربان یا حتی فقط کنار کسی بودن به اندازه دارو اثر دارد. روابط فقط مسئولیت ما نیستند؛ بخشی از ما هستند که اگر رهایشان کنیم گویی بخشی از خودمان را رها کردهایم.
روابط در روزهای سخت دچار تغییر میشوند
زمانی که شرایط زندگی از روال عادی خارج میشود، مانند روزهای پرتنش جنگ روابط نیز دچار تغییر و دگرگونی میشوند. برخی افراد در بحرانها سکوت میکنند. برخی دیگر ممکن است پرخاشگر شوند و عدهای بیشتر به انجام وظایف روزمره میپردازند و کمتر به احساسات خود و دیگران توجه دارند. ممکن است همسر، فرزند یا حتی خود ما، مانند گذشته نباشیم.
این تغییرات لزوماً نشانه شکست یا خراب شدن رابطه نیست؛ بلک نشاندهنده فشارهای روانی و محیطی است که افراد تجربه میکنند. انسانها مانند ظرفهایی هستند که تحت فشار زیاد ممکن است لبریز شوند. اما با درک این موضوع، میتوانیم به جای سرزنش یا قطع ارتباط به یکدیگر فضای مناسب بدهیم، گفتگو کنیم و دوباره به هم نزدیک شویم.
برای مثال؛ اگر فردی خستهتر یا پرخاشگرتر از قبل شده است، به جای قضاوت میتوانیم بگوییم «این روزا خیلی سخته، دوست داری حرف بزنی؟»، اگر فردی سکوت اختیار کرده بهتر است نگوییم «چرا هیچی نمیگی؟» بلکه بگوییم «میدونم این سکوت هم حرف داره.»
در شرایط، بحران، روابط نیازمند فضایی امنتر هستند و نه نصیحتهای بیشتر. یاد بگیریم ابتدا مشاهده و سپس درک کنیم و در صورت تمایل طرف مقابل، راه را برای گفتگو و کمک باز کنیم.
چطور در روزهای سخت از رابطههایمان مراقبت کنیم؟
در روزهایی که فشار بیرونی بالاست، روابط ما هم بیشتر در معرض فرسودگی و سوء تفاهم قرار میگیرند. مراقبت از رابطه به این معنا نیست که همه چیز بینقص باشد بلکه یعنی آگاهانه تلاش کنیم تنشها کمتر آسیب بزنند.
در بحران، هرکسی به شکلی خاص با اضطراب کنار میآید. یکی ممکن است شوخطبع شود دیگری در خودش فرو برود. بعضیها مدام اخبار دنبال میکنند و برخی دیگر از شنیدن آن پرهیز دارند. این تفاوتها نشانه بیتفاوتی یا ضعف بودن نیست؛ بلکه نشانه شیوه دفاع هر فرد است. اگر به جای قضاوت، تلاش کنیم بفهمیم طرف مقابل چه احساسی دارد، زمینه برای همدلی و حمایت بیشتر فراهم می شود. مثلاً: به جای گفتن چرا این قدر سردی؟ بگوییم «میفهمم سخت شده برات، اگر خواستی کنارت هستم» به جای «تو فقط میخوای فرار کنی، بگوییم «میفهمم که هرکسی یه جوری با این شرایط کنار میاد».
همیشه گفتوگو لازم نیست؛ گاهی بودن کافیست
در شرایط بحرانی، گاهی حضور کنار یکدیگر آرامبخش است. سکوت همراه نگاه یا لمس مهربان (بدن انسان از لمس، مثل گرفتن دست یا دست روی شانه گذاشتن یا آغوش احساس امنیت و تسکین میگیرد) یا یک فنجان چای میتواند بیشتر از ساعتها گفتوگو، احساس امنیت ایجاد کند. لازم نیست همیشه راه حل بدهیم یا پاسخ درست داشته باشیم گاهی فقط با هم بودن بهترین مراقبت است.
تنش طبیعیاست؛ مهم نحوه مدیریت آن است
افزایش فشار روانی در بحران، تعارضها را افزایش میدهد. اما هدف حذف دعوا نیست؛ بلکه یادگیری راههایی برای گفتوگوی مؤثر است. به جای جملات سرزنشگر مثل «تو همیشه...» میتوان از عبارتهای احساسیتر و صادقانهتری استفاده کرد؛ مانند «من این روزها نگرانم و نمیدونم چطور آروم شم». همچنین گاهی بهتر است گفتوگو را به زمان مناسبتری موکول کنیم؛ زمانی که آرامتر هستیم و میتوانیم بهتر بشنویم و پاسخ بدهیم.
نقشها را بازتعریف کنیم؛ همکاری جای توقع
شرایط بحران ممکن است نظم همیشگی خانه را به هم بزند. یکی خستهتر باشد، دیگری بیحوصله. مهم این است که درباره کارها و وظایف گفتوگو کنیم و نقشها را موقتی و منعطف تعریف کنیم. قرار نیست همه چیز مثل قبل باشد ولی میتوانیم با همدلی کارها را تقسیم کنیم و احساس بار اضافی را کم کنیم.
انتهای پیام

