• جمعه / ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۴:۴۰
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1404122915318

علی لاریجانی، نماد یک آرمان‌گرای عاقل

علی لاریجانی، نماد یک آرمان‌گرای عاقل

شهید لاریجانی نمونه بارز یک دیپلمات بود که در عین آرمانگرا بودن، از چارچوب‌های منطقی خارج نمی‌شد

به گزارش ایسنا، سایت الف نوشت:

۱- آرمان‌گرایی، پرقدرت‌ترین موتور پیشرانِ فردی و اجتماعی برای «شدن» پیوسته و کوشش برای رهایی از وضع موجود و نیل به وضع مطلوب است. ملت و انسان بدون «آرمان»، فرومانده و دست و پا بسته در «روزمرگی» ست. هیچ چشم‌انداز روشنی برای آینده ندارد. بدون آنکه گامی پیش نهد، شب را روز می‌کند و روز را شب.

اما همین آرمان‌گرایی، اگر با خرد و دانایی و عقلانیت هم‌نشین نباشد، اسیر تعصب و تصلب، و درمانده‌ی «احساسات» و «هیجان‌های» کور می‌شود و بر بنیاد یک «خودبسنده‌گی» کاذب و کاهنده، به ‌جای تولید انرژی برای حرکت و رشد و شدن، ویران‌کننده می‌شود.

۲ـ آرمان‌گرای عاقل، به شدت واقع‌بین هم هست. چشم عقل‌اش را میان آرمان و واقعیت، در رفت و آمدی خردمندانه، مدیریت می‌کند. نه آرمان را به قربانگاه واقعیت می‌بَرد و نه، متصلب و متعصب، بر واقعیت چشم می‌بندد. «باید» های آرمان را در کنار موانع و برخی از واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر «نشاید» می‌بیند. در عین حال، می‌کوشد تا آنجا که ممکن است واقعیت را در جهت تحقق آرمان تعریف و سامان‌دهی کند.

۳- اگر بخواهم شهید عزیز دکتر علی لاریجانی را در یک جمله تعریف و توصیف کنم، می‌گویم: «آرمان‌گرای عاقل و واقع‌بین». این تعریف و توصیف، مبتنی بر کارنامه‌ی عملی و نظری این دانشمند شهید است.  
او از همان دوران کوتاه وزارت‌اش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با تصمیم برای آزادی ویدئو در کشور، نشان داد که فهم درست و عقلانی‌یی از شرایط و پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی دارد و برای شکستن برخی از تابوهای اجتماعی که وبال کشور شده‌ بودند، شجاعتی مثال‌زدنی دارد. از همان زمان، سپهر مدیریتی کشور با یک پدیده‌ی خاص و چهره‌ای متمایز از همگنان خود و نیز، خردمندی «زمان آگاه» و مدیری با تفکر راهبردی و دارای آرمان‌های بلند، روبرو شد.  

آثار وجودی این پدیده‌ی ممتاز، در دوران ده ساله‌ی ریاست بر سازمان صدا و سیما، برکات و درخشش خیره کننده‌ی خود را نمایان ساخت. شهید لاریجانی با نگاه و بینش آرمان‌گرا، رویکرد دانایی محور، توجه به واقعیت‌ها و نیازهای فرهنگی و اجتماعی و اقتضائات زمان، درک پیشرو از نقش و جایگاه رسانه در مدیریت، سامان‌دهی و بازسازی افکارعمومی و توجه به منظومه‌ای تمدنی، تاریخی، فرهنگی و هویت ملی در تولید و پخش آثار رسانه‌ای، اهتمام ویژه به نوسازی زیرساخت‌ها و تجهیزات این سازمان، رشد کمی و کیفی تولیدات، گسترش هدفمند شبکه‌های سراسری و استانی، تحولات و اصلاحات گسترده ساختاری و بکارگیری مدیران و نیروهای کارآمد، بسترسازی مناسب و فرهنگی برای حضور گسترده‌ی هنرمندان برای حضور مولد در صدا و سیما و... هر انسان منصفی را به این باور می‌رساند که شهید لاریجانی، صدا و سیما را از نو بنیاد نهاد.

وقتی که ماموریت ملی شهید لاریجانی در سال ۸۳ در صدا و سیما به پایان رسید، کارنامه‌ای داشت که او را به یکی از وزنه‌ها و چهره‌های شاخص و ملی کشور تبدیل کرده بود. او نشان داده بود که مرد میدان‌های سخت مدیریت بحران است. اجازه نمی‌دهد هیجان و عاطفه و احساس، بر خرد و بینش عقلانی‌اش سایه بیندازد و موقعیت‌های گذرا، رهزن نگاه و تفکر راهبردی‌اش باشد. با همین منش و روحیه و متکی بر همین کارنامه، دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی ( ۸۴ تا ۸۶) و دوران ریاست بر مجلس شورای اسلامی را با سرفرازی پشت سر گذاشت.  

برغم آنکه متاسفانه شهید لاریجانی در چند سال گذشته، نامهربانی‌ها دید، اما همانطور که اشاره کردم، چون عقل‌ و خردش بر هیجان‌های آنی غلبه داشت، هیچ‌گاه گوشه‌ی انزوا و قهر اختیار نکرد. هر جا که به وجودش نیاز بود، با روحیه‌ای مثال زدنی همچون سربازی خالص و صادق، برای خدمت به انقلاب و ایران پاسخ مثبت می‌داد. شاید باید زمان بگذرد تا بشود از نقش مهم و خطیر او در این چند ماه (از جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان و تا واپسین ثانیه‌های حیات مادی پر برکت‌اش) سخن گفته شود.

انتهای پیام