• سه‌شنبه / ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۹:۵۶
  • دسته‌بندی: ایلام
  • کد مطلب: 1405022916989

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

ایسنا/ایلام پشت میله‌های زندان مرکزی ایلام، دنیایی شکل گرفته که کمتر دیده می‌شود؛ جایی که در کنار تلخی جرم، تلاش برای اصلاح و بازگشت به زندگی ادامه دارد.

در ذهنیت عمومی، «زندان» تصویری است از دیوارهای سیمانی، سکوتِ سرد و انتظارِ بی‌پایان. اما پشت دروازه‌های آهنین زندان مرکزی ایلام، نه فقط یک بازداشتگاه، بلکه شهری جریان دارد که در آن تضادها به هم می‌رسند؛ جایی که نغمه‌های زورخانه با آیات قرآن گره می‌خورد و در کنارِ تاریکیِ جرم، نورِ هنر و مهارت، راهی برای بازگشت به زندگی می‌جوید. این روایتی است از آنچه در پشت میله‌های ایلام می‌گذرد؛ جایی که «انسان» دوباره متولد می‌شود.

از ویرانه‌های گذشته تا افق‌های تازه

هنوز خاطره ساختمان قدیمی زندان ایلام در ذهن شهر باقی است؛ بنایی تاریک، فرسوده و دلگیر. اما با عبور از دروازه‌های زندان مرکزی جدید ایلام، گویی وارد دنیای دیگری می‌شوی. اینجا دیگر آن فضای کهنه نیست؛ اینجا «شهر» است. شهری که در آن همه نوع آدمی با سرنوشت‌های متفاوت، در جستجوی روزنه‌ای برای خروج هستند.

طنینِ «یا علی» در گودِ امید

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

هنوز چند قدمی در محیط زندان برنداشته بودم که صدای ضرب و زنگ، فضای باز زندان را پر کرد. زندانیان ورزشکار، لباسِ گود به تن، چنان با صلابت میل می‌گرفتند که گویی در قلبِ ایران قدیم هستند. آن‌ها نه تنها ورزش، که آیینِ پهلوانی و فتوت را آموخته بودند.

به محض حضور ما، ضربِ زورخانه به افتخار مهمانان به صدا درآمد و صدای آواز مرشد در فضای زندان پیچید؛ لحظه‌ای که مرز میان «زندانی» و «آزاد» در معنای انسانی‌اش رنگ باخت.

قلمی که بدهی‌ها را می‌بیند

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

در ورودی سالن، تابلوهایی نفیس و نقاشی‌هایی خیره‌کننده نگاه هر رهگذری را می‌ربود. صاحبِ این آثار، یک زندانی مالی بود؛ مردی که با عشقی عجیب به هنر، در پسِ دیوارها بدهی‌های بسیار سنگین خود را با جوهرِ قلمش می‌پردازد. آثارش به نمایشگاه‌های خارجی راه یافته بود و حالا او به دیگران نیز آموزش می‌داد.

کمی آن‌طرف‌تر، کلاسِ نقاشی چهره بود؛ جایی که هنرجویان، بیست‌ترین پرتره‌ها را می‌کشیدند. نقاشی‌هایی که دیوارهای زندان را از آن فضای عبوس خارج کرده و به گالری تبدیل کرده بود.

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

 صدای زندگی در کالبدِ سنگ

از کلاس‌های فنی و حرفه‌ای که گذشتیم، بویِ «تلاش» می‌آمد. مرکز شماره ۲ فنی و حرفه‌ای با ۱۲ کلاس فعال، از مکانیک و برق صنعتی گرفته تا خیاطی و معرق‌کاری، زندان را به یک کارخانه مولد تبدیل کرده است.

۳۰ درصد از زندانیان اینجا به کار مشغول‌اند و برای خانواده‌هایشان نان‌آوری می‌کنند. در کترینگ و آشپزخانه مجهز با دیگ‌های صنعتی، غذای باکیفیت برای مددجویان تهیه می‌شد؛ اینجا بهداشت، اولین اصل بود.

 نجوایِ عشق و کتاب

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

سراغِ کتابخانه را گرفتم؛ بانک نفیسی از کتاب با بیش از ۲۰ هزار جلد، که ۱۵ هزار جلد آن تنها در یک سال توسط خیرین اهدا شده است. در سوی دیگر، دارالقرآن با حضور مربیان مجرب، حافظان بسیاری را تربیت کرده است. زندانیانی که با حفظِ کلام حق، هم آرامشِ روح می‌جویند و هم تخفیف‌های مجازات. گروه سرود جوانان زندان نیز با اجرای «ای ایران»، بغض را در گلوی هر شنونده‌ای می‌نشاند.

بخشِ تلخ؛ سکوتِ نسوان

اما دردناک‌ترین جای این بازدید، زندان نسوان بود. فضایی که با وجود رسیدگی‌های رفاهی، سنگینیِ خاصی داشت. زنانی که خواسته یا ناخواسته، به جرم قتل یا جرایم مالی، روزگار را در خلوتی معنادار سپری می‌کردند. نگاه‌های آنان هزاران قصه ناگفته داشت؛ قصه‌هایی که در عین تلخی، با حمایت‌های قضایی و خیرین، هنوز کورسوی امیدی برای بازگشتشان زنده نگه داشته شده است.

 ارقام و حقایقی که دیده نمی‌شود

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

 ۱۵۲ آزادی جرائم غیرعمد در یک سال، اعطای هزاران بسته معیشتی به خانواده‌ها و حضور گروه‌های جهادی پزشکی برای درمان رایگان مددجویان.

زندان ایلام امروز به کمک ستاد دیه و ارفاقات قانونیِ مراجع قضایی، درِ خروجی را برای خیلی‌ها باز گذاشته است. از حضور پرچمِ حرم امام رضا(ع) که فضا را روحانی کرده تا میزهای خدمت قضایی که در آن، مدیرکل دادگستری، دادستان و قضات مستقیماً پرونده‌ها را برای اعطای آزادی غربالگری می‌کنند؛ همه نشان از یک تغییر رویکرد دارد.

«نجاتِ یک نفر، نجاتِ جامعه است»

پای صحبت‌های علی شیرمحمدی، مدیرکل زندان‌های استان ایلام نشستیم. او با تأکید بر اینکه تمام این تلاش‌ها برای اصلاحِ نگرش است، گفت: ما در این مجموعه، هشت مرکز نگهداری داریم که با برنامه‌های بازپرورانه، اشتغال، اصلاح و تربیت و کمک به خانواده‌ها، در حال انجام وظیفه هستیم. از بازداشتگاه گرفته تا کانون اصلاح و تربیت، اردوگاه‌های مواد مخدر و زندان باز و حتی زندان سما یا پابند الکترونیک که وضعیت زندانیان را پایش می‌کند؛ همه این‌ها در جهت رفاه حال خانواده زندانیان است. 

در بحث اشتغال، دویست نفر از زندانیان در کارگاه‌های قالی‌بافی، ریسندگی، تولید لامپ کم‌مصرف و خیاطی مشغول به کار هستند. سمت‌وسوی برنامه‌های ما به سوی تولید است.

در بحث فرهنگی و قرآنی و ورزشی نیز تمام تلاش و هدف نظام این است که در نگرش، رفتار و اخلاق زندانیان تغییری ایجاد شود؛ چرا که معتقدیم اگر بتوانیم به مصداق آیه شریفه، حتی یک نفر از این‌ها را نجات دهیم، قطعا جامعه بشریت را نجات داده‌ایم.

شهری پشت میله‌ها؛ روایت زندگی در زندان مرکزی ایلام

به گزارش ایسنا، بازدید از زندان مرکزی ایلام نشان داد که پشت دیوارهای بلند و درهای آهنین، تنها مجازات جریان ندارد؛ تلاشی جدی برای اصلاح، آموزش و بازگشت دوباره انسان‌ها به جامعه در حال انجام است.

با این حال واقعیت تلخی نیز وجود دارد؛ اینکه بخش قابل توجهی از زندانیان به دلیل جرایم مالی و مشکلات اقتصادی راهی زندان شده‌اند و این موضوع، زنگ هشداری درباره تاب‌آوری پایین اقتصادی و اجتماعی در میان بخشی از مردان استان ایلام است.

اگر حمایت‌های اجتماعی، آموزش مهارت‌های زندگی و فرصت‌های شغلی در جامعه تقویت شود، بسیاری از این پرونده‌ها اساساً به مرحله زندان نخواهد رسید. در چنین شرایطی، اقدامات حمایتی دولت، دستگاه قضایی، ستاد دیه و خیرین برای آزادی زندانیان جرایم غیرعمد و کمک به خانواده‌های آنان، روزنه‌ای از امید ایجاد کرده است؛ روزنه‌ای که می‌تواند چرخه بازگشت به زندگی را سرعت ببخشد.

امید آن است که با گسترش این حمایت‌ها، افزایش تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی در جامعه و تقویت فرهنگ پیشگیری از جرم، روزی برسد که شمار زندانیان به حداقل ممکن برسد و زندان‌ها بیش از هر چیز به مراکز اصلاح و بازپروری تبدیل شوند، نه مقصدی ناگزیر برای کسانی که در تنگنای زندگی گرفتار شده‌اند.

انتهای پیام