فتحالله نجارزادگان در نشست هفتم از سلسله نشستهای مجازی «جنگ و دانشگاه مسئولیتپذیر» با محوریت «جنگ و آخرالزمان» که امروز ۳۰ اردیبهشت به همت معاونت پژوهش و فناوری دانشکدگان فارابی و با همکاری دفتر هماندیشی استادان نهاد دانشکدگان برگزار شد، در تبیین این پرسش که نقش امام زمان(عج) در شرایط بحرانی و جنگ چیست و آیا ایشان در این میدانها حضور دارند یا نه، اظهار کرد: باید تنها به یک سلسله از «محکمات» اکتفا کنیم تا تکلیف ما روشن شود.
وی افزود: همه ما امام را به عنوان «ولیّ» مطلق پذیرفتهایم. چنانکه قرآن کریم در سوره مائده (آیات ۵۵ و ۵۶) ولایت ایشان را در تراز ولایت خدا و پیامبر اکرم(ص) قرار میدهد و در سوره نساء (آیه ۵۹) نیز اطاعت از او را همتراز اطاعت رسول خدا(ص) مینشاند. بنابراین هر تصمیمی که حضرت در هر شرایطی بگیرند چه صلح باشد و چه جنگ برای ما جنبهای هدایتی و نورانی دارد و جایی برای چون وچرا باقی نمیگذارد؛ درست همانگونه که امام رضا(ع) ولایتعهدی را پذیرفتند و نباید امامیه درباره آن تردید یا چون و چرا میکردند.
عضو هیأت علمی دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی تصریح کرد: از سوی دیگر، ما باور داریم که مکتب امامیه حق است و قرار است پایدار بماند؛ پس بیتردید امام زمان(عج) برای حفظ و استمرار این مکتب نقشآفرینی میکنند. اما اینکه دقیقاً این نقشآفرینی چگونه انجام میگیرد، در حیطه آگاهی ما نیست؛ زیرا ایشان در ورای پرده غیبت هستند و وظیفه ما نیز تفحّص در این جزئیات نیست.
وی ادامه داد: اگر به سیره اهل بیت(ع) نگاه کنیم، میبینیم آنها همواره مراقب شیعیان خود بودهاند. امام صادق(ع) در جایی برای حفظ جان «زراره»، او را در ظاهر تخریب کرد تا آسیب نبیند؛ بلکه در بسیاری از موارد، فتواها بر اساس تقیه صادر میشد تا شیعیان شناخته نشوند و در معرض شکنجه، آزار و قتل قرار نگیرند. امام زمان(عج) نیز چنیناند؛ ایشان چه از راههای عادی و چه از مسیرهای غیبی و الهامبخشی مراقب تکتک مؤمنان و در نهایت کل جامعه از شیعیان خود هستند.
نجارزادگان با اشاره به امکانهای نصرت الهی گفت: امکان دخالت مستقیم امام زمان(عج) در موضوع دفاع مقدس به عنوان یکی از اسباب نصرت الهی وجود دارد، اما چگونگی، شیوه و زمان آن برای ما نامعلوم است و قابل پیشبینی نیست.
وی سپس به آیه ۲۱۴ سوره بقره اشاره کرد و افزود: قرآن میفرماید گمان نکنید به آسانی وارد بهشت میشوید؛ پیشتر نیز اقوام دچار سختی و «زلزال» (تزلزل و فشار) شدند؛ به گونهای که حتی پیامبران و یاران خاصشان از دلواپسی میگفتند: «متی نَصْرُالله»؛ یعنی «چه زمانی یاری خدا میرسد؟». مضمون آیه نشان میدهد نصرت الهی درست در لحظهای میرسد که کارد به استخوان رسیده و اضطرار کامل حاکم شده است.
این استاد دانشگاه در ادامه تأکید کرد: در این لحظات سخت، شک نکنید که آن دلواپس حقیقی، همان کسی است که از عمق جان، «متی نصرالله» میگوید یعنی خود امام زمان(عج) نه اینکه ایشان به وعده خدا بیاعتماد باشند؛ بلکه دلواپسی ایشان از این است که مبادا در این سختیها کسی دچار تردید شود، بلغزد و در نهایت از مسیر خارج شود.
نجارزادگان گفت: امام در هر بحرانی همراه ماست و چه بسا دعای ایشان در لحظات اضطرار کامل، زمینهساز ظهور باشد؛ زیرا سیاق آیه ۶۲ سوره نمل چنین است: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ». خلافت واقعی مؤمنان در زمین با ظهور ایشان تحقق پیدا میکند؛ چنانکه دعای ایشان در لحظات اضطرار، کلید گشایش و فرج است.
در ادامه این نشست، علی راد، عضو هیأت علمی دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی، با اشاره به موضوع سخن «جنگ رمضان و الهیات مهدویت»، اظهار کرد: وقتی از «الهیات مهدویت» سخن میگوییم، در واقع از بخشی از مباحث آخرالزمانی در ادیان ابراهیمی صحبت میکنیم. یکی از مسائل مهم در این حوزه، بحث نبرد آخرالزمان است. این نبرد را نه به عنوان یک نظریه قطعی، بلکه به مثابه یک «فرضیه استوار» مطرح میکنیم که در متون اسلامی به آن اشاره شده است؛ نبردی با اوصافی همچون کشتار وسیع و طولانی شدن، و هدف نهایی آن استقرار توحید در سراسر زمین است.
راد سپس پرسش اصلی را مطرح کرد: آیا این «دفاع رمضان» (که تعبیر دقیقتر آن جنگ تحمیلی علیه ماست) همان نبرد نشانهدار است؟ و افزود: امروزه در فضای مجازی و در میان برخی نخبگان، بحثهای شگفتانگیزی مطرح شده است؛ برخی میکوشند این رویدادها را با نشانههایی مانند «صیحه آسمانی» تطبیق دهند و آن را مقدمه قطعی قیام بدانند. حتی همگرایی جهانی و بیداری ملتها نیز در برخی تحلیلها به عنوان نشانهای از همگرایی با حضرت مهدی(عج) تلقی میشود.
این استاد دانشگاه برای پاسخ علمی، به مبنای فکری درباره «ظهور» اشاره کرد و گفت: به طور کلی سه نظریه اصلی داریم؛ اولین آن ظهور به مثابه یک امر محض الهی است. در این دیدگاه، ظهور فقط و فقط به اراده و مشیت خدا وابسته است. زمان آن در علم ازلی تعیین شده و تلاشهای انسانی هیچ نقشی در جلو یا عقب افتادن آن ندارد. اگر این مبنا پذیرفته شود، پاسخ روشن است: نباید جنگ رمضان را به قیام مهدوی پیوند داد.
وی نظریه دوم را ظهور به مثابه یک امر وابسته به اراده انسان معرفی کرد و گفت: در این نگاه، ظهور نتیجه تلاش، آرمان و عاملیت انسانهای مصلح است؛ یعنی اگر ما حرکت کنیم و زمینهها را فراهم سازیم، ظهور میتواند زودتر رخ دهد. بر اساس این مبنا، میتوان همگراییهای جهانی را به عنوان نشانههای عمومی (نه نشانههای خاص) ظهور در نظر گرفت.
عضو هیأت علمی دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی با اشاره به نظریه تلفیقی ادامه داد: در این نظریه، ظهور هم یک رویداد الهی در زمان مقرر است و هم خداوند این اراده را از طریق تلاش انسانهای مختار تحقق میبخشد.
وی با بیان اینکه چرا با وجود ۱۲۰۰ سال دعا و تمنای شیعیان، هنوز ظهور رخ نداده است؟ یادآور شد: پاسخ در ماهیت قیام است. قیام مهدوی با هیچ جنبش دیگری قابل قیاس نیست؛ چون قرار است تمام مرزهای جغرافیایی و نژادی در کل کره زمین را پوشش دهد. چنین حرکتی مستلزم یک آگاهی فرهنگی و سیاسی جهانی است. امام زمان(عج) نمیخواهد با زور و خشونت صرف، مردم را به راه راست ببرد؛ ایشان به تعبیر امام علی(ع) نمیخواهد با «افساد نفس خویش» دیگران را اصلاح کند.
راد گفت: استراتژی امام زمان(عج) تابع مدل پیامبران اولوالعزم است که هشت گام دارد: ابلاغ، تبیین، تذکر، تکرار، اتمام حجت، مباهله، مناظره و در نهایت مقاتله و نبرد. بنابراین با توجه به این مسیر طولانی، نباید نبرد رمضان را به طور قطعی یکی از نشانههای حتمی ظهور تلقی کرد. این دیدگاهها که در فضای مجازی شایع شده و میکوشند همه چیز را به سرعت با نشانهها تطبیق دهند، با ادله و مبانی قیام حضرت ناسازگار است و چندان استوار به نظر نمیرسد.
در ادامه، مهدی شیدائیان عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشکدگان فارابی سؤال را اینگونه مطرح کرد: «ما مدام از آیاتی مثل «حزبالله غالبون» یا «نصرت الهی» سخن میگوییم؛ اما بیایید واقعبین باشیم. اگر به جامعه خودمان نگاه کنیم: نرخ طلاق، فقر، اختلاس، بیکاری و تخریب محیطزیست! آیا واقعاً چنین جامعهای با این همه آسیب، مصداق حزبالله است؟» او همچنین هشدار داد مبادا این سخنان با آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» در تضاد باشد.
ابتدا نجارزادگان پاسخ داد و گفت: باید مفهوم «غلبه» دوباره بازخوانی شود. غلبه همیشه به معنای پیروزی نظامی یا رفاه مادی مطلق نیست؛ بلکه غلبه میتواند ناظر به غلبه منطق و جریان فکری نیز باشد. مکتب امامیه در طول تاریخ همواره در مسیر گسترش بوده و در منطق و اندیشه، غالب ظاهر شده و هیچ شبههای نبوده که پاسخ نداشته باشد.
نجارزادگان گفت: نصرت الهی مشروط به ولایتپذیری و مسئولیتپذیری ماست؛ اگر جامعه رسالت انبیا را در عمل نپذیرد، نباید انتظار داشته باشد این غلبه در ساحت اجتماع به طور کامل محقق شود.
سپس علی راد با اشاره به دغدغه مطرحشده گفت: جامعه فعلی ما هنوز جامعه آرمانی مهدوی نیست؛ اگر چنین بود، یاران حضرت کامل بودند و ظهور رخ میداد. با این حال، او یک تفکیک مهم ارائه کرد: تفکیک میان آرمانها و عملکردها.
راد بیان کرد: هسته اصلی و مبانی فکری جامعه ما درست است، اما در مقام عمل ضعفهایی داریم؛ بخشی از این ضعفها نیز محصول تزریق فساد و فشار از سوی دشمنان و «نمرودیان زمان» است که نمیخواهند جامعه صالحان شکل بگیرد. به اعتقاد او، ظهور امام زمان(عج) قرار است همین ضعفهای جامعه صالحان را پوشش دهد و حلقههای ناقص را تکمیل کند.
در ادامه، محمد کاشانیپور عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشکدگان فارابی پرسشی درباره «امداد غیبی» مطرح کرد: آیا ما حق داریم از خدا انتظار نصرت حتمی داشته باشیم؟
علی راد با بیان اینکه نصرت الهی یک «سنت» است، نه یک جایزه بیقاعده، اظهار کرد: حتی پیامبر(ص) در جنگ احد شکست خوردند، چون برخی شرایط رعایت نشد. بنابراین قرار نیست خدا با معجزه، کوتاهیهای ما را جبران کند؛ ما باید ظرفیت را در خود ایجاد کنیم، دعا کنیم و تلاش کنیم تا مشمول آن لطف خاص شویم.
انتهای پیام
