• چهارشنبه / ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۴:۵۷
  • دسته‌بندی: اقتصاد کلان
  • کد مطلب: 1405023018086

یک کارشناس مطرح کرد

آسیب به کسب و کارها با طولانی شدن مدیریت بحران/ بازار نباید در بلاتکلیفی باقی بماند

آسیب به کسب و کارها با طولانی شدن مدیریت بحران/ بازار نباید در بلاتکلیفی باقی بماند

یک تحلیل‌گر اقتصادی با اشاره به اینکه طولانی شدن مدیریت بحران در بازارها و اقتصاد کشور باعث شده پایه‌های اقتصاد سست و کسب‌وکارها آسیب جدی ببینند، گفت: مسئولان باید با مردم شفاف بوده و شرایط بحران و جنگ را تشریح کنند مثلاً بگویند تا یک ماه آینده وضعیت را جمع‌وجور می‌کنیم.

شاهین شایان آرانی در گفت‌وگو با ایسنا، با تحلیل تاثیر چالش‌های ژئوپلیتیک بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران، به تبیین سیاست‌های ارزی بانک مرکزی، دلیل لزوم توقف موقت معاملات بورس و همچنین چالش‌های ناشی از طولانی شدن محدودیت‌های پلتفرم‌های اینترنتی پرداخت که در ادامه، مشروح صحبت‌های این کارشناس اقتصادی و بورس را می‌خوانید:

اقتصاد ایران در بستر لغزنده ژئوپلیتیک

- با توجه به تشدید تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در ماه‌های اخیر، فضای کلی اقتصاد کشور و رفتار کنشگران اقتصادی را در این اتمسفر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که وضعیت اقتصادی فعلی ما به شدت تحت تأثیر جذابیت‌های ژئوپلیتیکی، جغرافیای سیاسی، مسائل امنیت بین‌الملل و تلاطم‌های ناشی از جنگ قرار دارد. در چنین شرایطی، اقتصاد دیگر به عنوان یک پدیده مستقل و مستقیم بر اساس فرمول‌های خود عمل نمی‌کند. برای اینکه کنشگران و بنگاه‌های اقتصادی بتوانند با یک ثبات رویه و بر اساس منطق و اصول اقتصادی گام بردارند، در درجه اول باید بستری حاکم باشد که چشم‌انداز آینده در آن روشن و پایدار دیده شود.

بانک مرکزی باید تا جایی که توان، قدرت و ذخایرش اجازه می‌دهد، سعی کند نرخ را مهار کند؛ زیرا اگر بازار را به امان خدا رها کنیم، بحران فعلی از کنترل خارج می‌شود.

اگر دورنمای ثبات و پایداری بر فضای اقتصادی حاکم نباشد، آن بستر لغزنده خواهد بود و در بستر لغزنده نیز رفتارهای سودجویانه و بی‌عدالتی در اقتصاد حاکم می‌شود و عملاً قواعد بازی به هم می‌خورد. این وضعیت دقیقاً مانند فوتبال است. فوتبال قواعدی دارد، اما برای اجرای این قواعد وجود یک زمین بازی مناسب، واجب و لازم است. اگر زمینی داشته باشید که پر از خرده‌شیشه، زباله و پستی‌بلندی باشد، اصلاً بازی شکل نمی‌گیرد و همه‌چیز به هم می‌ریزد.

بنابراین نباید فراموش کنیم بحث‌هایی که درباره تعادل قیمت‌ها، نرخ تعادلی بازار یا استفاده از اهرم‌های ارزی برای ایجاد تعادل مطرح می‌کنیم، متعلق به زمانی است که بستر اقتصادی به طور نسبی متعادل باشد. در حال حاضر ما در فضایی به شدت متلاطم و لغزنده قرار داریم و دورنماها برای کنشگران بخش خصوصی و دولتی به شدت کدر و تاریک است. فعالان اقتصادی اکنون با گنگی و ابهام روبرو هستند و نمی‌دانند چه تصمیمی بگیرند؛ مواد اولیه بخرند یا نخرند؟ تورم در کانال‌های بالا می‌ماند یا پایین می‌آید؟ آیا درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت به ثبات می‌رسد یا خیر؟ این‌ها همه‌ ابهامات مهمی هستند که به دلیل عدم امکان پیش‌بینی درست آینده، فعالان اقتصادی را دچار بلاتکلیفی کرده‌اند.

نظارت بر بازار ارز واجب است، اما شیوه اجرا جای بحث دارد

- در این فضا سیاست‌های بانک مرکزی در بازار ارز را چقدر موجه و کارآمد می‌دانید؟

در چنین فضا سیاست‌گذار نمی‌تواند دست روی دست بگذارد و بگوید هیچ کاری انجام نمی‌دهد. بازار اکنون در شرایط متعارفی نیست که عرضه و تقاضا به راحتی همدیگر را پیدا کنند و نرخ نهایی به صورت طبیعی در تالار معاملات تعیین شود؛ چراکه فضا به شدت دستخوش اخبار و وقایع غیرپیش‌بینی است.

مدیریت و نظارت بر بازار ارز به نظر من واجد ضرورت و لازمه شرایط فعلی است. بانک مرکزی باید تا جایی که توان، قدرت و ذخایرش اجازه می‌دهد، سعی کند نرخ را مهار کند؛ زیرا اگر بازار را به امان خدا رها کنیم، بحران فعلی از کنترل خارج می‌شود. البته نحوه کنترل و شیوه نظارت بانک مرکزی جای بحث، نقد و چالش دارد، اما اصلِ لزوم مداخله و مدیریت بازار در این شرایط، از لحاظ مفهومی حرکت درستی است تا بستر اقتصادی از این که هست، بدتر نشود.

- نگاه شما به نحوه مدیریت بورس و بازگشایی مجدد بازار سرمایه در شرایط شبه‌جنگی چیست؟

بورس اوراق بهادار به عنوان یک بازار شفاف و آینه تمام‌نمای اقتصاد کشور شناخته می‌شود، اما وقتی کشور با وقایع ناگوار و ریسک‌های نظامی مواجه است، هزینه‌های سنگینی به آن تحمیل شده و بازار دچار آشفتگی جدی می‌گردد. در این شرایط سهام‌داران عمده و خرد تحت تأثیر قرار می‌گیرند. وقتی بازار برای مدتی بسته نگه داشته می‌شود، عملاً آزادی معامله و حق مالکیت سهام‌داران تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ اما سوال اینجاست که چرا این کار انجام می‌شود؟

به نظر من در یک فضای متلاطم و افراطی، اگر اجازه معامله آزاد داده شود افرادی که سرمایه‌های کلان دارند و به اصطلاح جیبشان پر است، از ترس و وحشت بازار سوءاستفاده کرده و از طریق رانت‌های موجود، منافع بی‌حد و حصری به دست می‌آورند. در سمت مقابل، سهام‌داران خرد که دارایی‌شان محدود است دچار وحشت می‌شوند و تحت تأثیر اخبار غلط، شایعات و توهمات ناشی از بحران، سهام خود را در قیمت‌های پایین عرضه می‌کنند. این هجوم برای فروش، قیمت‌ها را به شدت ساقط کرده و خود این سقوط، وحشت بیشتری تزریق می‌کند. در این میان، رانت‌خواران و فرصت‌طلبان، سهام ارزان مردم را جمع می‌کنند.

سیگنال‌های فعلی نظیر تورم بالا، رشد ناخالص داخلی منفی و تلاطم‌های ارزی همگی علائم هشدار دهنده‌ای هستند. من توقف معاملات را تصمیم درستی می‌دانستم.

برای جلوگیری از این بی‌عدالتی آشکار، معتقدم باز کردن کامل بازار در شرایط غیرنرمال معنایی نداشت. معتقدم در حالت‌های فورس‌ماژور و شرایط شبه‌جنگی، مدارا کردن و متوقف کردن معاملات، آسیب کمتری دارد. درست است که با بسته بودن بازار، برخی فرصت‌های معاملاتی یا منافع کوتاه‌مدت از دست می‌رود، اما جلوی زیان‌های بزرگ‌تر و بی‌عدالتی ساختاری گرفته می‌شود. باید صبر کرد تا محیط به یک ثبات نسبی برسد.

بازار در بلاتکلیفی رها نشود

- بسته بودن یا اعمال محدودیت شدید تا چه زمانی باید ادامه می‌یافت؟ بلاتکلیفی طولانی‌مدت خود آسیب‌زا نیست؟

دقیقاً؛ این یک سؤال کلیدی و درست است. مسئولان کشور باید حواسشان را جمع کنند. نمی‌شود فضای کسب‌وکار و دورنمای بازارها را برای مدت طولانی در بلاتکلیفی مطلق رها کرد؛ چراکه در این صورت کل سیستم آسیب می‌بیند و به اصطلاح می‌پکد. انتظار می‌رود مسئولان اقدامات اساسی برای بازگشت آرامش و ثبات به فضا انجام دهند و به محض اینکه اتمسفر کمی متعادل شد، معاملات را به صورت عادلانه بازگشایی کنند.

سیگنال‌های فعلی نظیر تورم بالا، رشد ناخالص داخلی منفی و تلاطم‌های ارزی همگی علائم هشدار دهنده‌ای هستند. من توقف معاملات را در اوج بحران تصمیم درستی می‌دانستم، اما باز شدن بازار در شرایط فعلی و بدون تغییر در وضعیت کلان را مناسب نمی‌بینم. با این حال، مسئولان باید با مردم شفاف باشند؛ شرایط بحران و جنگ را تشریح کنند و مثلاً بگویند تا یک ماه آینده وضعیت را جمع‌وجور می‌کنیم. مردم شرایط بحرانی را درک می‌کنند، اما بی‌برنامگی و بازگشایی بی‌مورد بازار در شرایط حساس، خطاست.

نمی‌توان بازار را به بهانه سپر تورمی بودن شرکت‌ها باز کرد

- برخی کارشناسان معتقدند به دلیل وجود تورم بالا، بورس می‌تواند به عنوان یک سپر تورمی عمل کند و باز بودن آن لازم است. تحلیل شما از زاویه متغیر تورم چیست؟

می‌توان کل اینترنت را به خاطر سوءاستفاده احتمالی عده‌ای برای مدت طولانی محدود کرد، بخش اعظمی از جامعه کار امنیتی نمی‌کنند، بلکه شغل و زندگیشان به این ابزارها (اینترنت) وابستگی دارد؛ از فعالیت‌های روزمره گرفته تا تبلیغات و معاملات اینترنتی.

بازگرداندن زمین بازی به حالت عادی مقدم بر هر چیز است. این که بگوییم چون تورم بالا است پس باید بازار را سریعاً باز کنیم، منطق غلطی است. تورم روی همه شرکت‌ها اثر یکسان ندارد؛ برای برخی مثبت و برای برخی منفی است. به عنوان مثال، شرکتی در صنایع غذایی که مجوز افزایش قیمت متناسب با تورم را دارد، ممکن است آسیب کمتری ببیند، اما صنایع دارویی یا بخش‌های دیگر دچار چالش جدی می‌شوند.

بازگشایی بازار در وضعیت غیرعادی کسب‌وکار، شوک مضاعفی به سیستم وارد می‌کند. از طرفی به دلیل فضای اخبار محور و تحلیل‌های ناقص، سهام‌دار خرد ممکن است حتی سهام یک شرکت بنیادین و مثبت را هم از روی وحشت بفروشد. در حال حاضر حساسیت بازار به اخبار بسیار بالا است و ثبات لازم وجود ندارد. در این فضای شکننده عقل حکم می‌کند که در هر بازاری (چه بورس و چه حتی بازار ملک) دست نگه داشت، مگر اینکه فرد بر اساس اجبار و نیاز مبرم مادی، مجبور به معامله باشد.

محدودیت‌های اینترنتی طولانی شده است؛ اقتصاد آسیب می‌بیند

- به عنوان سؤال پایانی، مجموع تصمیمات سیاست‌گذاران پولی و اقتصادی را در هدایت نرخ ارز و فضای عمومی کسب‌وکار چطور می‌بینید و چه توصیه‌ای دارید؟

اقتصاد یک موجود زنده است و در جریان حرکت خود، نیاز به حداقل‌های حیاتی دارد. صنایع ما در حال تولید و کسب درآمد هستند، اما برای داشتن یک اقتصاد استاندارد، شفاف و منطبق بر معیارهای بین‌المللی، نیاز به ثبات داریم. متأسفانه در کشور ما زمان مدیریت بحران‌ها بیش از حد طولانی می‌شود.

نمی‌توان خواسته همه‌جانبه داشت اما ابزارها و الزامات آن را نادیده گرفت. همسایگی و زیست اقتصادی، قواعد مشترکی دارد که باید به آن‌ها تن داد.

ما امروز عین همین مشکل بورس را در بحث اینترنت هم داریم. درست است که در شرایط بحرانی و امنیتی ممکن است در تمام دنیا محدودیت‌هایی اعمال شود یا حتی بورس‌ها بسته شوند، اما مسئله این است که این محدودیت‌ها در کشور ما بسیار طولانی شده و دادوستد و کسب‌وکارهای مردم را از بین برده است. مسئولان باید راه چاره‌ای پیدا کنند؛ بخش اعظمی از جامعه کار امنیتی نمی‌کنند، بلکه شغل و زندگیشان به این ابزارها (اینترنت) وابستگی دارد؛ از فعالیت‌های روزمره گرفته تا تبلیغات و معاملات اینترنتی.

نمی‌توان کل اینترنت را به خاطر سوءاستفاده احتمالی عده‌ای برای مدت طولانی محدود کرد، همان‌طور که نمی‌توان بورس را برای همیشه بست. مردم در دوره کوتاهی از بحران شرایط را درک و تحمل می‌کنند، اما طولانی شدن آن، کارآمدی سیستم را زیر سؤال می‌برد. توصیه من این است که مسئولان هرچه سریع‌تر وضعیت را جمع‌وجور کنند. اگر می‌خواهیم در فضای بین‌المللی تعامل و معامله کنیم، باید قواعد آن را بپذیریم. نمی‌توان خواسته همه‌جانبه داشت اما ابزارها و الزامات آن را نادیده گرفت. همسایگی و زیست اقتصادی، قواعد مشترکی دارد که باید به آن‌ها تن داد.

انتهای پیام