محمد حسین کلیدری در گفتوگو با ایسنا، الزامات موفقیت طرح پایلوت «هوشمندسازی حفاظت» را برشمرد و در همین راستا ابتدا به ویژگیهای این زیستگاه ارزشمند و تهدیداتی که مقابل آن قرار گرفته اشاره کرد و توضیح داد: پارک ملی گلستان در تقسیمات کشوری میان سه استان گلستان، خراسان شمالی و سمنان قرار گرفته است. حدود ۴۰ درصد از مساحت آن در خراسان شمالی، بخش عمدهای در استان گلستان و بخشی نیز در استان سمنان واقع شده است.
وی افزود: بخش شرقی پارک به دلیل همجواری با دو حوزه زیستگاهی «ایران توران» و «هیرکانی» جایگاه ویژهای دارد.
وی درباره درباره ویژگیهای زیستگاهی پارک ملی گلستان، گفت: پارک ملی گلستان زیستگاه بسیار ارزشمندی از گونههای آهو، شوکا، مرال، خرس، پلنگ و قوچ و میش اوریال است. گونههایی مانند کل و بز نیز در محدودههای کوهپایهای حضور دارند و این تراکم گونههای ارزشمند، حساسیت منطقه شرقی را دوچندان کرده است. همچنین در ناحیه جنوب شرقی پارک نیز زیستگاه مرال قرار دارد که شکننده و همزمان از پوشش گیاهی و جانوری بینظیری همراه است.
وی با اشاره به شرایط بخش شرقی پارک ملی گلستان در همین رابطه تأکید کرد: اگرچه باید پارک ملی گلستان را یکپارچه دید، اما واقعیت آن است که بخش شرقی به دلیل تنوع زیستی بالا و فشار تهدیدها، نیازمند توجه ویژه و فوری است.
تهدید بحران آب و خشکسالی برای مرال، شوکا و خرس
این فعال محیط زیست معتقد بود که مهمترین تهدید کنونی پارک صرفاً چرای دام یا تخریب زیستگاه نیست.
وی در همین رابطه گفت: مهمترین تهدید کنونی پارک ملی گلستان بحران آب و خشکسالی است و امروزه کمبود شدید آب در کل زیستگاههای طبیعی بهویژه در پارک ملی گلستان به یک تهدید جدی تبدیل شده است. بسیاری از چشمهها که در طول سالیان تامین کننده حیات گونهها بودند، حالا خشکیدند و حتی رودخانههای داخلی پارک نیز بسیار کمآب شدند. این وضعیت در مناطق جنگلی بحرانیتر است چرا که مرال، شوکا و خرس برای بقا به آب بیشتری نیاز دارند و اکنون منابعشان کاهش یافته است.
منابع آب انسانیساز؛ یک راهکار مقطعی
وی در رابطه با اقداماتی که سالهای گذشته برای تامین منابع آب انجام شده است نیز توضیح داد که مدیریت پارک در سالهای اخیر تلاش کرد با ایجاد آبشخورها و تانکرهای آبرسانی مصنوعی بخشی از مشکل را حل کند.
کلیدری اما این اقدامات را مقطعی دانست و گفت: اگرچه منابع آب انسانساز تنها تا حدی کارساز بوده، اما نمیتواند جایگزین چشمهها و رودخانههای طبیعی شود و اگر برای تأمین پایدار آب چارهاندیشی نشود، حیات وحش پارک در خطر جدی قرار میگیرد.
یک عملیات نجات محلی؛ استقرار برای اطفای یک درد تکراری
وی با بیان اینکه آتشسوزی نیز موضوع دیگریست که همواره بخشهای مختلف پارک، بهویژه حاشیهها و عرصههای شرقی را تهدید میکند، گفت: در سالهای اخیر گامهای مؤثری برای کنترل این بحران برداشته شده است. در حوزه مدیریت پارک ملی گلستان، اداره کل محیط زیست استانهای گلستان و خراسان شمالی، همچنین منابع طبیعی و حتی نیروهای مردمی، اقدامات ارزشمندی انجام شده است. نزدیک به سه سال است که شبکهای از آتشبانان محلی آموزش دیده و در حاشیه پارک مستقر شدهاند. این نیروها با پایگاههای مردمی تجهیز شده و اکنون نقش مهمی در مهار آتش دارند.
کلیدری با تاکید بر اینکه همچنان جای کار باقیست، اظهار کرد: آمار آتشسوزیها توسط مدیریت پارک ثبت میشود. امسال چند مورد حریق جزئی و لکهای رخ داد که توسط محیطبانان مهار شد، اما یک آتشسوزی مهیب نیز رخ داد که تنها با کمک مردم محلی و دستگاههای اجرایی دو استان گلستان و خراسان شمالی خاموش شد. این امر نشان میدهد که بحران همچنان جدی است و نیازمند آمادگی و تجهیزات بیشتر هستیم.
یک شلیک با دو تیر؛ شکار غیرمجاز تهدیدی برای حیات وحش و محیطبانان
این فعال محیط زیست درباره یکی دیگر از تهدیدهای جدی پارک ملی گلستان که شکار غیرمجاز است نیز گفت: شکار و صید متأسفانه در همه بخشهای پارک رخ میدهد. درست است که فعالیتهای آموزشی و فرهنگسازی مدیریت پارک و کارشناسان استان گلستان باعث کاهش فشار شده، اما این تهدید همچنان وجود دارد.
وی به یکی از تلخترین رویدادهای سال جاری اشاره کرد و ادامه داد: امسال دو محیطبان در گلستان در جریان مقابله با شکارچیان غیرمجاز جان خود را از دست دادند و باید گفت که شکار همچنان تهدیدی مستقیم هم برای حیات وحش و هم محیطبانان است.
کلیدری تاکید کرد که البته تلفات حیات وحش در پارک ملی گلستان البته محدود به شکار نیست و از تلفات جادهای و بیماری نیز متاثر است.
وی ادامه : عبور جاده ترانزیتی از قلب پارک هر سال موجب برخورد خودروها با گونههای مختلف میشود و در سال گذشته حتی یک پلنگ در این جاده قربانی شد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر اگرچه مدیریت پارک تلاش کرده بیماریهای مشترک میان دامهای اهلی و حیات وحش را کنترل کند، اما ابتلای حیات وحش به بیماری نیز همچنان تهدیدی بالقوه محسوب است.
معضل جاده ترانزیت؛ مسافران به گرازها غذا میدهند
وی درباره اثر جاده ترانزیتی بر بخش شرقی پارک ملی گلستان نیز اظهار کرد: سالها درباره جابهجایی این جاده صحبت شد اما هیچگاه عملی نشد. در سال گذشته حتی یک پلنگ قربانی تردد خودروها شد. در کنار آن حالا تغذیه مصنوعی گرازها توسط مسافران به معضلی جدید تبدیل شده است. مردم کنار جاده به آنها غذا میدهند و این هم یک خطر جدی برای حیات وحش و هم برای خود مردم است.
او تأکید کرد که باید نگاه به این جاده تغییر کند و گفت: نصب دوربینهای ترافیکی، ایجاد امکانات رفاهی، ایستگاههای توقف و فرهنگسازی برای مسافران میتواند نقش مهمی در کاهش خطرات ایفا کند. متأسفانه همین جاده بستر آغاز برخی آتشسوزیها هم بوده؛ با یک تهسیگار یا آتش کوچک مسافران، شعلهها به جان جنگل میافتد.
پایلوت هوشمندسازی؛ فرصتها و چالشها
این فعال محیط زیست در ادامه موفقیت طرح پایلوت «هوشمندسازی حفاظت» را مشروط به فراهم بودن زیرساختها دانست و تاکید کرد: اگرچه جزئیات این پایلوت هنوز روشن نیست اما هر اقدامی در راستای حفاظت پارک ملی گلستان ارزشمند است. چند سال قبل قرار بود دوربینهای اطفای حریق در مسیرهای پارک نصب شود، اما به دلیل نبود زیرساختها ادامه پیدا نکرد.
لزوم تقویت بستر آنتن موبایل و اینترنت در بخشهای مختلفی از پارک
وی افزود: واقعیت این است که در بخش زیادی از پارک حتی آنتن موبایل و اینترنت وجود ندارد. بنابراین قبل از هر چیز باید این بستر فراهم شود.
کلیدری تأکید کرد که دانش فنی و آموزش محیطبانان نیز اهمیت بالایی دارد و افزود: محیطبانان باید توانایی کار با فناوریهای جدید را داشته باشند. برای این کار نیاز به آموزش و افزایش مهارت دارند و هزینهکرد در این بخش ضروری است.
وی در این باره گفت: اگر تنها به نصب فناوری بسنده کنیم و قدرت و استقلال مدیریتی پارک را تقویت نکنیم، اثر چندانی نخواهد داشت. باید حمایتهای ملی و منطقهای افزایش یابد و قوانین حمایتی از محیطبانان سریعتر به تصویب برسد.
فناوریهای کارآمد در حفاظت و الزامات مجوز
این فعال محیط زیست درباره استفاده از ابزارهای هوشمند نیز افزود: اگرچه استفاده از ابزارهای هوشمند کمک کننده است اما مجوز استفاده از آنها لازم است. به عنوان مثال پهپاد میتواند در امر حفاظت کمک کند، اما استفاده از آن نیازمند اخذ مجوزهای خاص است.
وی به زمینه استفاده از تجهیزات دیگری نیز اشاره کرد و گفت: دوربینهای تلهای هم اکنون در بخشهایی استفاده میشوند و میتوانند علاوه بر پایش حیات وحش، در حفاظت هم مؤثر باشند. همچنین سنسورهای حرارتی و گرمایی برای اعلام سریع آتشسوزی بسیار ارزشمند هستند و میتوانند در همان مراحل اولیه هشدار دهند.
نگاه متمرکز بر فناوری کافی نیست؛ توجه به معیشت همزمان با حفاظت
وی با تاکید بر اینکه نگاه صرف به فناوری نیز کافی نیست، گفت: هوشمندسازی بهتنهایی نمیتواند معیشت جوامع محلی را تغییر دهد. کسی که در بخش شرقی پارک به قطع درختان یا شکار برای فروش گوشت مشغول است، مشکلات معیشتی دارد. بنابراین اگر برنامههای جایگزین برای معیشت پایدار تعریف نشود، فناوری نمیتواند مانع این فعالیتها شود.
نقش جوامع محلی با نسخه یکسان بسته نمیشود
به گفته این فعال محیط زیست، جوامع محلی اطراف پارک ملی گلستان نقش محوری در ایجاد یا کاهش تهدیدها دارند.
وی در این رابطه اظهار کرد: در حاشیه پارک ملی گلستان اقوام گوناگونی زندگی میکنند؛ از ترکمنها و کرمانجها گرفته تا ترکها و بلوچها که هر کدام فرهنگ و سبک زندگی متفاوتی دارند و نمیتوان برای همه نسخهای یکسان پیچید؛ به طوری که باید برای هر گروه دستورالعملها و برنامههای آموزشی متناسب با شرایطشان طراحی شود.
به زبان و گفتمان محلی حرف بزنید
وی با تاکید بر اینکه تاکنون تلاشهایی برای آموزش و فرهنگسازی انجام شده که کافی نبوده، ادامه داد: کارهای آموزشی و مشارکتی بیشتر در حد اقدامات مقطعی بوده است. گاهی افراد از مرکز آمدهاند و برنامههایی برگزار کردهاند، اما واقعیت این است که نیروهای محلی، کسانی که در دل منطقه زندگی میکنند، بیش از همه دغدغه دارند و میتوانند اثرگذارتر باشند. باید به این افراد میدان بیشتری داد تا آموزشها و فرهنگسازی به زبان و گفتمان محلی منتقل شود.
مسیری مستقیم برای جلب همراهی؛ چرا بعضی چوب و حیات محیط زیست را میفروشند؟
وی با بیان اینکه در مواردی تقویت معیشتهای جایگزین برای جوامع محلی اثرگذارتر از استفاده از فناوری خواهد بود، اظهار کرد: اگر بخشی از جامعه امروز به دلیل معیشت و فقر به شکار یا فروش چوب جنگل روی میآورد، از طریق گردشگری جامعهمحور یا فعالیتهای پایدار محیطزیستی درآمد داشته باشد، دیگر نیازی به تخریب زیستگاه نخواهد داشت. این مسیر مستقیمتر و کارآمدتر از تکیه صرف بر ابزارهای فناورانه است.
این فعال محیط زیست در ادامه به نقش مدیریت پارک ملی گلستان نیز اشاره کرد و با تاکید بر اینکه در دو سال اخیر تغییرات مثبتی رخ داده است، گفت: پارک ملی گلستان در گذشته هم مدیران توانمندی داشته، اما در یک سال و نیم اخیر حضور مدیری با تجربه در حوزه حفاظت از یوز آسیایی و مدیریت پارک ملی توران، تغییر محسوسی ایجاد کرده است. به طوری که با محیطبانان ارتباط نزدیکتری برقرار شده، روحیه آنها را تقویت شده و اقدامات موثرتری در حفاظت از حیات وحش و همچنین تعامل با جوامع محلی صورت گرفته است.
وی با تاکید بر اینکه مدیریت پارک ملی گلستان نیازمند حمایتهای جدیتر است، افزود: برای موفقیت حفاظت در پارک، استقلال مدیریتی و افزایش اعتبارات بسیار مهم است. پارک باید قدرت بیشتری داشته باشد و حمایتهای ملی و منطقهای به آن اختصاص یابد. همچنین تصویب قوانین حمایتی از محیطبانان، از جنبههای حقوقی و معیشتی، میتواند به استحکام این ساختار کمک کند.
درهای پارک ملی گلستان به روی خبرنگاران باز است
این فعال محیط زیست با بیان اینکه رسانهها همواره میتوانند نقشی کلیدی در حفاظت از پارک ایفا کنند، اظهار کرد: درهای پارک همیشه به روی خبرنگاران باز بوده و مدیریت پارک از حضور رسانهها استقبال کرده است. آگاهسازی عمومی از طریق رسانهها کمک میکند مردم نسبت به ارزشهای این طبیعت حساس شوند و از آن صیانت کنند.
شفافسازی، هوشمندسازی و آموزش و تقویت معیشت مردم محلی
وی همچنین بر ضرورت شفافسازی در اجرای پایلوت هوشمندسازی نیز گفت: اگر نتایج پایلوت بهطور شفاف منتشر شود، اعتماد عمومی افزایش خواهد یافت. این اقدام نهتنها برای پارک ملی گلستان، بلکه برای سایر پارکهای ملی کشور هم میتواند الگو باشد. در واقع، شفافیت در ارائه دستاوردها، اشکالات و نیازها، زمینهساز تداوم و توسعه این طرح در سطح ملی خواهد شد.
به گفته وی، تشکیل شورای راهبردی پارک با حضور دانشگاهها، استانداران سه استان مرتبط و سازمان محیط زیست، گامی مثبت است چرا که اگر این شورا با انتشار عمومی نتایج و تصمیمات همراه باشد، میتواند پشتوانهای قوی برای مدیریت پارک باشد.
کلیدری در پایان تاکید کرد: اگر معیشت مردم محلی اصلاح نشود و اگر پارک از نظر مدیریتی و مالی تقویت نگردد، پایدار نخواهد بود. اما اگر همه این ابعاد در کنار هم دیده شوند، بخش شرقی پارک ملی گلستان میتواند از یک زیستگاه شکننده به الگویی ملی برای حفاظت پایدار تبدیل شود.
انتهای پیام
نظرات