اما امروزه شاهد هستیم که برخی از شهرها در خراسان رضوی، به ویژه کاشمر، با چالشهای جدی در حفظ هویت خود مواجه هستند. دیوارهای شهرها به بوم نقاشی برای طرحهای زودگذر تبدیل شدهاند، میدانها و خیابانها با المانهای نامتجانس پر شدهاند و نمادهای هویتی شهرها یکی پس از دیگری ناپدید میشوند.
این وضعیت، نتیجهی یک تفکر غلط است که شهر را متعلق به عدهای خاص میداند و نه متعلق به تمام شهروندان. این نگاه کاسبکارانه، شهر را به یک کالای تجاری تبدیل کرده است که هر کسی میتواند با توجه به منافع خود، بر پیکر آن تأثیر بگذارد.
اما شهرها فقط یک کالای تجاری نیستند. هرگونه تعرض به هویت یک شهر، یک عمل تخریبی علیه حافظه جمعی و تعلق خاطر شهروندان است. در این شرایط، شهروندان باید نسبت به حفظ هویت شهر خود حساس باشند و از مسئولان بخواهند که به این موضوع توجه کنند. شهرها باید به عنوان یک موجود زنده و پویا در نظر گرفته شوند و هرگونه دخل و تصرف در آنها باید با توجه به نیازها و خواستههای شهروندان انجام شود.
آینده شهرهایمان، حاصل تصمیمات امروز ماست. باید دید که ما چگونه با این چالشها مواجه خواهیم شد و آیا قادر خواهیم بود که هویت شهرهایمان را حفظ کنیم.
سمانه وکیلی، کارشناس ارشد گرافیک، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه هویت شهری، فراتر از صرفِ ظاهر بناها، مجموعهای درهمتنیده از فضا، فرهنگ، تاریخ، معماری، رنگها، صداها و حتی رفتار مردمان است، تأکید کرد: مردمی که در این شهر زندگی میکنند، شخصیت آن شهر را میسازند.
وی افزود: هنگامی که در شهر قدم میزنیم، باید بتوانیم تشخیص دهیم که در کدام نقطه از این سرزمین پهناور هستیم؛ لهجه مردمان، آداب و رسوم، معماری خاص و دیگر مؤلفههای فرهنگی باید نشانههایی از هویت منحصر به فرد آن شهر باشند.
وکیلی خاطرنشان کرد: لایه اول هویت شهر، در کالبد آن نهفته است؛ کوچهها، میادین، خیابانها، محلهها، بازارچههای قدیمی، سنگفرشها و معماری، همگی عواملی هستند که در نگاه اول، هویت یک شهر را نمایان میسازند.
وی با ذکر مثالهایی چون بادگیرها و ساباطهای یزد به عنوان نماد شهرهای کویری و خانههای شیروانی در شمال کشور، تصریح کرد: معماری باید با توجه به اقلیم هر منطقه شکل بگیرد؛ کاری که اجداد ما از هزاران سال پیش به درستی آن را انجام میدادند و ما امروزه نسبت به آن بیتفاوت هستیم.

این کارشناس گرافیک، با انتقاد از روند کنونی شهرسازی که توجهی به این اصول بنیادین ندارد، نسبت به فراموشی تدریجی هویت شهری هشدار داد و تأکید کرد: غفلت از این مؤلفههای هویتی، نه تنها منجر به از دست رفتن اصالت شهر میشود، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زندگی خود را نیز کاهش میدهد.
این گزارش، در پی تحلیل وضعیت بصری و هویتی شهرها، به ویژه کاشمر، این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در برابر این موج بیهویتی ایستادگی کرد و از اصالت شهرهایمان محافظت کرد؟ آیا زمان آن نرسیده که به جای تقلید کورکورانه از الگوهای عدهای خاص، نگاهی عمیقتر به میراث فرهنگی و معماری بومی خود داشته باشیم و هویت واقعی شهرهایمان را پاس بداریم؟
در حالی که شهرها باید هویت تاریخی و اقلیمی خود را به عنوان شناسنامه اصلیشان حفظ کنند، کارشناسان هشدار میدهند که شهرنشینی مدرن، بدون پشتوانه تاریخی، منجر به سرگردانی و فراموشی شده است.
وکیلی، با انتقاد شدید از روند کنونی شهرسازی، اظهار کرد: متأسفانه امروز دچار بیهویتی و سرگردانی شدهایم. برخلاف گذشته که معماری با توجه به اقلیم و شرایط هر منطقه شکل میگرفت، اکنون صرفاً ساختوساز انجام میشود و کسی توجه نمیکند که آن شهر اصلاً چه هویتی داشته است.
وی تأکید کرد: اگر مؤلفههای تاریخی، شاعران بزرگ، بزرگان و آثار باستانی نبودند، شهرهایی مانند شیراز، نیشابور، اصفهان و یا کاشمر، دیگر امروز شناخته شده نبودند.
این کارشناس گرافیک افزود: استفاده از قوس، ایوان، طاقنما و بادگیر، مسائلی بودند که به واسطه اقلیم هر شهر ایجاد شده و به معماری ما تبدیل شدند. این نوع معماری در واقع داستان زندگی مردمی است که در آن فضا نفس کشیدهاند و زندگی کردهاند.
وی حتی آداب و رسوم روزمره مانند نحوه احوالپرسی را نیز جزء فرهنگ و هویت شهر دانست که متأسفانه در زندگی مدرن امروز، «هویتی برای وجود داشتن» تلقی نمیشود.
وکیلی این فراموشی را «بدترین اتفاقی که درحال رقم خوردن است» توصیف کرد و ادامه داد: زمانی میتوان محصولات و کالاهای این شهر را به خوبی شناخت که وقتی در شهر قدم میزنیم، دید بصری و هویت بصری ما، این رنگها و نمادها را ببیند. این نه تنها برای مردم این شهر، بلکه برای گردشگران و جذب توریست بسیار حائز اهمیت است.
وی اضافه کرد: این بیتوجهی باعث شده است نهادهایی مانند شهرداریها که موظف به حفظ هویت در فضای شهری هستند، از این وظیفه اساسی خود غافل بمانند.
بیتوجهی به المانهای فرهنگی و تاریخی، کاشمر را در بُعد گردشگری به شهر «فاقد نماد» تبدیل کرده است؛ مسئلهای که نه تنها حس تعلق شهروندان را مخدوش کرده، بلکه از درآمدزایی کلان صنعت گردشگری نیز غفلت کرده است.
این کارشناس ارشد گرافیک، با طرح یک پرسش کلیدی در مورد کاشمر، اظهار کرد: در شهری مانند کاشمر، چه نمادی از فرهنگ منطقه داریم که وقتی گردشگر وارد میشود، با دیدن آن به دنبال تهیه آن محصول بگردد؟ شهری که زمانی مرکز قالی دستباف بود، امروز هیچ نماد و اثری از آن شکوه ندارد.
وی صنعت گردشگری را صنعتی بسیار پررونق و درآمدزا دانست که کشور ما از آن غافل مانده است.
وکیلی با مقایسه وضعیت داخلی با همسایگان، تصریح کرد: کشورهای همسایه به خوبی توانستهاند از این صنعت استفاده کنند؛ آنها حتی هویت ندارند و برای خود هویت میسازند، ولی ما تاریخ و هویت داریم و از آن غفلت کردهایم.
این کارشناس، تاریخ و حافظه جمعی را عنصری حیاتی در هویت شهری دانست و خاطرنشان کرد: شهری مانند کاشمر تاریخ ۲۵۰۰ ساله دارد، اما در این شهر چه اثری از این تاریخ باقی مانده یا دیده میشود؟ هرچند «سرو کاشمر» یکی از مهمترین المانها محسوب میشود، اما از آن غفلت کردهایم.
وکیلی همچنین به جزئیات کوچک گذشته اشاره کرد که اکنون به فراموشی سپرده شدهاند؛ حتی در قدیم روی درها کوبهها و نقشمایههای زیبای خاصی بود که هر کدام نشانههای مشخصی داشتند، اما همه به فراموشی سپرده شدهاند.
وی همچنین بر اهمیت اقلیم در هویت بصری شهرها تأکید کرد و افزود: هویت ما به گذشته و تاریخی که داشتهایم برمیگردد؛ به جز فرهنگ و آداب و رسوم، اقلیم نیز نقش دارد. گرافیک محیطی شهرهای شمال باید کاملاً متفاوت از شهرهای مناطق کویری باشد. رنگهایی که در شهرهای جنوبی، کویری یا شمالی استفاده میشود، اصلاً نباید شبیه هم باشند.

نماهای رومی، تراکم بیرویه تابلوهای تبلیغاتی و بیتوجهی به تاریخ غنی ساسانی و هخامنشی، چهره شهر کاشمر را مخدوش کرده و حس تعلق شهروندان را کمرنگ ساخته است. کارشناسان هشدار میدهند که این روند، هویت منحصر به فرد این شهر تاریخی را در معرض نابودی قرار داده است.
این کارشناس ارشد گرافیک، با ابراز تأسف از وضعیت کنونی شهر، اظهار کرد: شهر بسیار دچار زشتی و پلشتی شده است. تراکم تابلوهای تبلیغاتی و نداشتن هیچ نظمی، حتی موجب عصبانیت شهروندان میشود. به هیچ عنوان به نما و منظر شهر توجه نداریم و فقط به فکر کسب درآمد و تبلیغات هستیم.
وی با اشاره به اینکه کاشمر علیرغم تاریخ باشکوه و معماری دوران ساسانی و هخامنشی، دچار بیهویتی شده است، افزود: امروز شاهد استفاده از نماهای رومی هستیم و گمان میکنیم که نمای شیک و خاصی داریم، در حالی که اصلاً اینگونه نیست. متأسفانه حتی برخی برای نشان دادن ایرانی بودن خود، چند کاشی در وسط نمای رومی میگذارند؛ در حالی که همه این اتفاقات به زشتتر شدن چهره شهر و بیهویت شدن آن دامن میزند.
وکیلی تأکید کرد: عناصر طبیعی، مصنوعات و مؤلفههای انسانی، همگی در شکلگیری هویت شهری نقش دارند؛ در شهر کاشمر، نوع درختان، محصولات و حتی نوع کاشیکاریها بر هویت ما تأثیر میگذارد؛ همه اینها باید تبدیل به نمادهای بصری شوند تا برای مردم یادآوری شود، اما غافل شدهایم.
وی راهکار اصلی برای مقابله با این وضعیت را یادآوری هویت به شهروندان دانست و گفت: اگر هویت شهر را به مردم یادآوری کنیم، عملاً موجب میشود که حس تعلق و دلبستگی به شهر پیدا کنند؛ باید مردم را با تاریخ شهرستان آشنا کرد.
این کارشناس، مرمت و بازآفرینی بناهای تاریخی و محلههای قدیمی را امری ضروری خواند و اظهار کرد: متأسفانه به دلیل بیتوجهی، بسیاری از بناهای قدیمی این شهر یا تخریب شدهاند و یا اصالت خود را از دست دادهاند و نتوانستهایم به خوبی از آنها حفاظت کنیم.
وکیلی با اشاره به جزئیاتی مانند کوبههای درهای قدیمی که هر کدام نشانه خاصی داشتند، بر اهمیت توجه به همین عناصر کوچک و فراموش شده در بازسازی هویت بصری و فرهنگی شهر تأکید کرد.
مدیران شهری کاشمر، با نادیده گرفتن هویت تاریخی و فرهنگی منطقه، به سلیقه شخصی در نصب المانها، انتخاب رنگها و نامگذاریها روی آوردهاند؛ رویکردی که منجر به بیهویتی شهر، کاهش جذابیت گردشگری و شکست در برندسازی شهری شده است.
وکیلی، با تأکید بر اینکه اجازه نداریم هر المانی را در هر میدانی بگذاریم، اظهار کرد: اگر از هویت و تاریخ شهر اطلاعات میداشتیم، هرگونه که خواستیم رفتار نمیکردیم؛ حتی در استفاده از رنگها نیز هیچ شناختی ندارند و بر اساس سلیقه کار میکنند.
وی دلیل اصلی کاهش گردشگر در کاشمر را «گرفتن هویت شهر از این منطقه تاریخی» دانست و افزود: المانهای شهری باید هدفمند طراحی شوند و تابلوها و علائم شهری نباید سلیقهای باشند، اگر هویت شهری رعایت شود، قطعاً شهر نیز برند خواهد شد.
متأسفانه امروز کسانی از بیرون مجموعه شهرداری در خصوص المان میادین، نوع نامگذاری و رنگها نظر میدهند که هیچ درک و شناختی ندارند و شهرداری نیز با آنها همراه شده است تا از این موقعیت به نفع اهداف خود استفاده کنند. باید دانست که شهر متعلق به همه است و نه عدهای خاص.
وی با ابراز تأسف از عدم موفقیت در برندسازی شهری در سطح کشور و منطقه، توضیح داد: برندینگ معمای لگو طراحی کردن برای شهر نیست؛ یک پروسه بسیار طولانی است که از رنگها و تابلوها گرفته تا نقشمایهها، باید با هویت شهر ارتباط داشته باشند.
کاشمر، در باتلاقِ بیهویتی و نگاه سوداگرانه دست و پا میزند
کاشمر، نگینی درخشان از تاریخ و فرهنگ ایران، امروز در باتلاقِ بیهویتی و نگاه سوداگرانه دست و پا میزند. شهری که باید شناسنامه ملت و تبلور تاریخ مشترک باشد، به میدانی برای جولان سلیقههای بیمایه و سودجوییهای کوتاه مدت تبدیل شده است. این وضعیت، نه یک اتفاق، بلکه نتیجه انفعال و عدم درک عمیق از جوهره شهرسازی است؛ مسئلهای که نیاز به چالشی جدی و فوری دارد.
در میان شهرهای پرافتخار خراسان رضوی، کاشمر (ترشیز کهن) جایگاهی ویژه دارد. این شهر با پیشینهای ۲۵۰۰ هزار ساله، شاهد استقرار اقوام تأثیرگذاری بوده و فراز و نشیبهای تاریخی متعددی را پشت سر گذاشته است. این تحولات، همواره بر سیمای کالبدی شهر اثر گذاشته و چالش اصلی معماری امروز، حفظ هویت این سفر تاریخی در برابر فشارهای شتابان مدرنیزاسیون است.
احسان فخرایی، کارشناس حوزه معماری گفت: معماری خراسان، پاسخی هوشمندانه به دو عامل تعیین اقلیم سخت و بستر فرهنگی اسلامی بوده است. در مناطقی که با کمبود شدید منابع آبی و گرمای سوزان تابستان مواجهاند، ساختمانها ناگزیر باید سنگر دفاعی باشند. این امر منجر به ویژگیهایی همچون دیوارهای عظیم و عایق، استفاده از حیاطهای مرکزی برای ایجاد سایه و تعدیل دما و توجه به سازههای زیرزمینی (مانند قناتها و سردابها) شده است.

وی افزود: در کاشمر، این اصول با تأکیدات بومی در هم تنیده شدهاند. نتایج تحقیقات تاریخی نشان میدهد که ساختار هویتی این شهر با محوریت ترکیبی از فضاهای مقدس و تجاری شکل گرفته است؛ جایی که مسجد جامع، بازار، مدرسه علمیه و کاروانسراها، نه فقط کاربری، بلکه هسته معنایی شهر را تعریف میکردند. این عناصر، هویت شهری را در بستر تعاملات دینی، اقتصادی و آموزشی تعریف میکردند و الگوی فضایی شهری را شکل میدادند.
وی خاطرنشان کرد: علاوه بر ساختار کلی، اجزای کوچکتر معماری، نظیر رنگها و مصالح، در تقویت هویت شهری نقش دارند. رنگها، دروازههای ورود به وضعیت روانی شهروند هستند. در منظر شهری کاشمر، رنگهای خاکی، آجری و سایههای گرم برگرفته از طبیعت کویری و کوهپایهای منطقه (مانند کرم، قهوهای سوخته و نارنجی ملایم)، با آسمان گسترده خراسان هماهنگی بصری ایجاد میکردند. این هماهنگی، القا کننده حس ثبات و ریشهداری است.
فخرایی خاطرنشان کرد: مصالح نیز باید اصالت داشته باشند. استفاده از خشت، آجر و سنگهای محلی، نه تنها یک انتخاب اقتصادی بود، بلکه پیوندی نامرئی میان ساکنان و زمین زیر پایشان ایجاد میکرد. این پیوند، ریشه در مفهوم «بومگرایی» در معماری دارد، جایی که کمترین میزان انرژی و بیشترین میزان سازگاری با محیط در ساخت و ساز لحاظ میشود.
بزرگترین چالش معماری امروز، نادیده گرفتن این زنجیره تاریخی است. اجرای پروژههای شهری با عجله و بدون مشاوره با متخصصان فرهنگی و معماری، منجر به نصب «المانهای غیر مرتبط» میشود. این المانها چه تندیسهای مدرنی باشند که هیچ اشارهای به تاریخ پارتی یا ادبیات غنی کاشمر ندارند و چه استفاده از پوششهای نما با رنگهای سرد و مصنوعی به مثابه «زخمهای بصری» عمل میکنند.
این المانها هویت شهر را تضعیف میکنند زیرا فاقد زبان مشترک با شهروندان هستند. وقتی یک میدان شهری با مجسمهای نصب میشود که هیچ قرابتی با ریشههای تاریخی و فرهنگی منطقه ندارد، برای نسلهای جدید، این بنا به یک شیء بیمعنا تبدیل میشود و حس مسئولیتپذیری در قبال فضاهای عمومی کاهش مییابد. این امر به تدریج، شهر را به یک مکان خنثی، شبیه به هر کلانشهر دیگری تبدیل میکند؛ جایی که «هویت» جای خود را به «معاصرت سطحی» میدهد.
این کارشناس حوزه معماری درباره راهکارهای احیاء هویت کاشمر گفت: برای مقابله با این فرسایش، لازم است برنامهریزی شهری کاشمر از منظر هویت محور مجدداً تعریف شود. این امر مستلزم دو اقدام کلیدی شامل احیاء محورهای هویتی و فیلتر فرهنگی در طراحی جدید است.
وی افزود: تمرکز بر مرمت و بازتعریف مجدد هسته مرکزی تاریخی شهر (مسجد، بازار و کاروانسراها) به عنوان قطبهای گردشگری و فرهنگی ضروری است.
فخرایی تأکید کرد: هر المان جدید، چه در فضای سبز و چه در نماهای ساختمانی، باید از یک فیلتر فرهنگی عبور کند. این فیلتر باید اطمینان حاصل کند که رنگها، فرمها و متریالها، حداقل قرابتی با اقلیم و تاریخ منطقه داشته باشند. این رویکرد، نه تنها به زیباییشناسی کمک میکند، بلکه حس تعلق را در میان شهروندان نهادینه میسازد.
معماری یک شهر بزرگ مانند کاشمر، نباید تنها بازتابی از توان مالی یا تکنولوژیک باشد، بلکه باید آینهای صادق از روح ساکنان آن باشد؛ روحی که در طول ۲۵۰۰ هزار سال تاریخ شکل گرفته است. تلاش برای حفظ این اصالت، تضمین کننده پایداری فرهنگی شهر در برابر گذر زمان است.
اگر امروز به صحبتهای کارشناسان مبنی بر اهمیت حفظ هویت، معماری اصیل و المانهای هدفمند توجه نکنیم، فردا شاهد شهری خواهیم بود که نه تنها گردشگران را جذب نمیکند، بلکه شهروندانش نیز با آن «قهر» کردهاند. کاشمر، در آستانه فراموشی است؛ فراموشیِ آنچه بود، آنچه هست و آنچه میتواند باشد. این روند، هشداری جدی برای آینده است؛ آیندهای که در آن، شهرها هویت خود را نه از تاریخ، بلکه از فراموشی وام میگیرند.
اکنون زمان آن رسیده که با نگاهی انتقادی و چالشی، مسیر را تغییر دهیم. باید پرسید؛ آیا مدیران شهری، توان درک اهمیت هویت را دارند؟ آیا ارادهای برای مقابله با سلیقهگرایی و سوداگری وجود دارد؟ آیا میتوانیم به جای تقلید کورکورانه، به میراث غنی خود بازگردیم و هویت واقعی کاشمر را احیا کنیم؟ پاسخ به این پرسشها، سرنوشت کاشمر را در دهههای آینده رقم خواهد زد.
انتهای پیام


نظرات