به گزارش ایسنا، بنابر اذعان مسوولان سازمان نظام پزشکی، در حالی که آموزش پزشکی در ایران طی بیش از 8 دهه، آهسته و مبتنی بر توسعه زیرساختها پیش رفته، اما تنها در چهار سال اخیر ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی تقریبا دو برابر شده؛ آن هم بدون تامین متناسب هیات علمی، تخت آموزشی، بیمار آموزشی، خوابگاه و بودجه واقعی. نتیجه نیز صف طولانی دانشجویانی است که «بیش از آنکه آموزش ببینند، تقسیم میشوند» و بیمارستانهایی که دیگر تاب نقش آموزشی خود را ندارند.
تناقض تلخ آنجاست که همزمان با طرح مباحثی مبنی بر کمبود پزشک، بنابر اعلام رییس کل سازمان نظام پزشکی، صدها پزشک عمومی بیکار، هزاران صندلی خالی دستیاری در رشتههای حیاتی و خروج دهها هزار پزشک از حرفه پزشکی یا کشور را نیز شاهدیم. این پارادوکس، زنگ خطری است که اگر شنیده نشود، نظام سلامت کشور را نه با کمبود پزشک، بلکه با فقدان پزشک توانمند و ماندگار مواجه خواهد کرد.
چند دهه توسعه آموزشی در برابر ۴ سال تصمیم شتابزده
باز هم بنابر اعلام رییس کل سازمان نظام پزشکی، از سال ۱۳۱۳ و تاسیس دانشکده پزشکی تهران تا سال ۱۴۰۰، ظرفیت پذیرش پزشکی در کشور با رعایت استانداردهای آموزشی به حدود ۸۵۰۰ نفر رسید؛ ظرفیتی که متناسب با امکانات، هیات علمی و فضای بالینی توسعه یافته بود. رییسزاده همچنین گفته است که «در چهار سال اخیر، بدون تامین زیرساختهای لازم، همین میزان ظرفیت بهصورت یکباره افزایش یافته است، بهگونهای که گویی ۸۷ سال توسعه تدریجی، معادل چهار سال تصمیمگیری شتابزده در نظر گرفته شده است.»
به اذعان معاونان آموزشی و دانشجویی وزارت بهداشت نیز این رشد بیسابقه نهتنها با حمایت مالی مؤثر همراه نبوده، بلکه دانشگاهها را با کمبود شدید فضا، تجهیزات و نیروی انسانی مواجه کرده است.
هشدار قرمز؛ افزایش ظرفیت، بحران پزشکی را عمیقتر میکند
بر همین اساس نیز محمد رییسزاده - رئیس کل سازمان نظام پزشکی، افزایش بیضابطه ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی را «خطای استراتژیک» خوانده و هشدار داده است که این مسیر، کمبود پزشک را درمان نمیکند، بلکه نظام سلامت را به سمت فروپاشی کیفی سوق میدهد. به گفته او، امروز آموزش پزشکی و نظام سلامت کشور با دو بحران موازی مواجه است؛ خالی ماندن رشتههای تخصصی حیاتی و افت جدی کیفیت آموزش پزشکی.
آمارها نیز گویای عمق این بحران هستند؛ به طوری که از ۵۴۰۰ صندلی دستیاری در آزمون امسال، بیش از ۲۰۰۰ صندلی خالی مانده و رشتههایی مانند بیهوشی، اطفال، طب اورژانس و عفونی با کمترین استقبال روبهرو بودهاند؛ طوری که تنها ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد اطفال، ۳۲ درصد بیهوشی و ۱۵ درصد رشته عفونی تکمیل شده است.
این در شرایطی است که به گفته رئیسکل سازمان نظام پزشکی، برآوردها نشان میدهد حداقل ۳۰ هزار پزشک به دلیل شرایط ناپایدار اقتصادی و نبود چشمانداز حرفهای نیز از فعالیت پزشکی خارج شدهاند.
پزشک هست، اما نه آنجا که باید
در مجموع برخلاف اظهاراتی مبنی بر کمبود مطلق، ایران امروز بیش از ۱۷۰ هزار پزشک فعال دارد و نسبت پزشک به جمعیت، با احتساب دانشجویان در حال تحصیل، به بیش از ۲.۳ پزشک به ازای هر هزار نفر خواهد رسید. بنابراین مشخص است که مساله اصلی توزیع نامتوازن و نبود سیاستهای نگهداشت است؛ به طوری که پزشکان در مناطق محروم نمیمانند، زیرا نظام سلامت نتوانسته برای ماندگاری، مشوقهای معیشتی، حرفهای و اجتماعی ایجاد کند. در مجموع و به اذعان متولیان سلامت، اتکا به نیروهای طرحی اجباری، بدون ایجاد جذابیت واقعی، نهتنها مشکل را در مناطق کمتر برخوردار حل نکرده بلکه انگیزه ورود به رشتههای سخت و حیاتی را نیز از بین برده است.
آموزش بالینی؛ قلبی که زیر فشار کمیت از تپش افتاده است
در مجموع مسوولان امر در وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی معتقدند که آموزش پزشکی ماهیتی عملی دارد؛ به طوری که بیش از ۷۰ درصد آن وابسته به بیمار، تخت آموزشی و نظارت مستقیم استاد است. اما امروز در بسیاری از بخشهای درمانی، دهها دانشجو برای یک یا دو بیمار صف میکشند. نتیجه آن است که برخی دانشجویان بدون مواجهه با بیمار و بدون معاینه واقعی، از بخش خارج میشوند. این وضعیت، نه یک نقص جزئی، بلکه تهدیدی مستقیم برای قدرت تشخیص پزشکان آینده و ایمنی بیماران است.
دکتر حبیبی - معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت در همین رابطه گفته است که در یکی از دانشگاهها در شهرستانی با جمعیت ۵۰ هزار نفر، تنها یک بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی وجود دارد، اما امسال ۱۳۰ دانشجوی پزشکی به این دانشگاه اختصاص داده شده است. سؤال این است که این دانشجویان چگونه قرار است آموزش ببینند و پزشک شوند؟
ادعای بودجه؛ واقعیت زیرساخت
از طرف دیگر، اگرچه از «افزایش چندبرابری بودجه» جهت پذیرش بیشتر دانشجوی پزشکی سخن گفته میشود، اما باز هم به اذعان مسوولان، واقعیت آن است که افزایش اسمی بودجه، قدرت خرید واقعی ایجاد نکرده است. به اذعان دکتر چنگیز - معاون آموزشی وزارت بهداشت، برآوردها نشان میدهد نظام آموزش پزشکی برای تامین زیرساختهای لازم از جمله جذب هیات علمی، تجهیزات آموزشی، خوابگاه، تغذیه و امکانات رفاهی، حدود ۳۷ همت منابع نیاز داشته، اما تنها ۴ همت پرداخت شده است.
همچنین به اذعان معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت در حال حاضر ۲۸ هزار تخت خوابگاهی نیمهتمام در کشور داریم و با همه پیگیریها، تنها یک و نیم همت برای تکمیل آنها اختصاص داده شده و در مجموع، کل اعتبارات پرداختشده در چهار سال اخیر برای ساخت خوابگاهها حدود یک و نیم همت بوده است.
کمیت بدون کیفیت؛ تهدیدی برای سلامت
در مجموع کارشناسان سلامت تاکید دارند که افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی بدون اصلاح زیرساختها، نهتنها پزشک ارزانتر یا در دسترستر تولید نمیکند، بلکه پزشکان را به سمت خدمات پرمنفعت و غیرضروری نظیر خدمات زیبایی سوق میدهد. تجربه نشان داده است که خدمات ضروری سلامت، قربانی سیاستهای سادهانگارانه بازارمحور شده و شکاف میان نیاز واقعی مردم و مسیر حرفهای پزشکان عمیقتر شده است.
نسخه نادرست برای یک درد واقعی
در مجموع مسوولان نظام سلامت خواستار توقف افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی و بازگشت به روال قبل را خواستارند و تاکید دارند که نامه اخیر وزیر بهداشت به رییس جمهور در همین زمینه، عملیاتی شود. در هر حال باید گفت که کمبود دسترسی به خدمات سلامت در مناطق محروم، واقعیتی انکارناپذیر است؛ اما طبق هشدارهای به جای دستاندرکاران سلامت، نسخه آن افزایش بیضابطه ظرفیت پزشکی نیست. بیتردید بدون اصلاح نظام پرداخت، ایجاد مشوقهای ماندگاری، تأمین زیرساختهای آموزشی و حفظ کیفیت، قاعدتا این مسیر تنها به تولید پزشکان بیانگیزه، آموزشندیده و در نهایت مهاجر منجر خواهد شد. به اذعان کارشناسان، نظام سلامت ایران یکی از دستاوردهای راهبردی کشور است و تداوم تصمیمهایی این چنینی میتواند این سرمایه ملی را به بهایی جبرانناپذیر تضعیف کند.
انتهای پیام


نظرات