به گزارش ایسنا، ۳۰ دی، یادآور حادثه تلخ پلاسکو، روزی که ۱۶ طبقه ساختمان تجاری که حدود نیم قرن قدمت داشت، طعمه حریق میشود و در ساعت ۱۱:۳۳ ظهر روز پنجشنبه، ناگهان فرو میریزد و به تلی از خاک و آوار و دود و حرارت تبدیل میشود. ساختمان پلاسکو فرو ریخت، تیتری که در تمام رسانهها یکباره جایگزین تیتر حریق در ساختمان پلاسکو شد.
این حادثه، که تیر ناایمنی بر قلب تهران بود، جان ۱۶ آتشنشان و ۵ نفر از کسبه را گرفت و همچنین خسارت بسیاری را به بارآورد. البته گفتنی است که در این حادثه، تعداد ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر در ابتدا به گفته سخنگوی سازمان آتشنشانی از داخل ساختمان به بیرون منتقل شدند و از یک فاجعه انسانی جلوگیری شد.
با گذشت ۹ سال از فرو ریختن پلاسکو، هنوز هیچ تضمینی نیست که «پلاسکو بعدی» در راه نباشد. از بازار بزرگ تهران تا بیمارستانهای پایتخت، سازههای کهنه، برخی از مجوزهای مبهم و سکوتهای مرگبار، یادآور یک حقیقت تلخاند؛ تا زمانی که فساد، بیقانونی و بیمسئولیتی، پایههای ساخت و ساز را تشکیل میدهند، فاجعه بعدی زمان میخواهد نه زلزله یا حریق.
اما سؤالی جدیتر در ذهن جامعه باقی مانده که آیا پلاسکو، آخرین پلاسکو بود؟ متروپل در سال ۱۴۰۱، آخرین متروپل بود؟ پاسخ این سؤال، نگرانکننده است.

پلاسکو و هشدارهایی که جدی گرفته نشد
مهدی بابایی - رییس کمیته ایمنی شورای شهر تهران در گفتوگو با ایسنا با اشاره به حادثه تلخ پلاسکو در سال ۱۳۹۵، گفت: ساختمان پلاسکو با قدمت حدود نیم قرن قدمت مشغول به فعالیت بود. ساختمان با حجم بالای لوازم اشتعال زا، فاقد سیستم لولهکشی گاز بود و کسبه به دلیل نبود گاز از لوازم گرمایی غیراستاندارد استفاده میکردند و ساختمان فاقد سیستم اعلام و اطفاءحریق بود. این عمل باعث شد که در ساختمان حریقی رخ دهد.
رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، در ادامه اظهار کرد: اتفاق تلخ ساختمان پلاسکو یک شوک بزرگ به حوزه ایمنی شهری بود. در حوزه حریق دیگر آن روشهای قدیمی در مواجهه با ساختمانهای ناایمن جوابگو نیست. تا قبل از آن صرفا شهرداری تهران به اخطار اکتفا میکرد و اقدام اجرایی جهت الزام مالکین به حوزه ایمنسازی انجام نمیداد. البته ضعف قوانین هم موجبات تشدید این وضعیت رو پیش آورده بود.
وی تصریح کرد: تقریبا تا حدود چهار سال بعد از این حادثه هم در دوره مدیریت پنجم شهری اتفاق خاصی در حوزه تعیین تکلیف ساختمانهای ناایمن، نیفتاده بود. تا اینکه از دوره ششم مدیریت شهری با درس گرفتن از این حادثه تلخ که هم موجبات از دست رفتن جان تعداد زیادی از آتشنشان ها و تعدادی از شهروندان شد و همچنین خسارت مادی بسیار هنگفتی به کسبه وارد شده بود، ما در کمیته ایمنی طبق مصوبه شورا، شهرداری تهران را نسبت به الزام مالکین جهت ایمن سازی ملزم کردیم. مصوبه داشتیم و نحوه مواجهه با مالکین ساختمانهای ناایمن را معین کردیم که چه اقداماتی انجام بدهند. از اخطار تا قطع انعشابات و پس از آن درخواست پلمب کنند.
بابایی اظهار کرد: در کنار این اقدامات قوه قضاییه نیز از جایگاه مدعی العموم ورود کرده و یک فضایی ایجاد شد که ما توانستیم تا این لحظه که حدود چهار سال و نیم از دوره ششم مدیریت شهری طی میشود، بیش از ۶۰ درصد ساختمانهای بحرانی را ایمن سازی کرده و از لیست ساختمانهای بحرانی خارج کنیم. حدود ۲۵۰۰ ساختمان نیز در ردهبندی بعدی که پرخطر بوده از لیست پرخطرها خارج شدند. حادثه تلخ پلاسکو باعث شد که یک شوک به فضای ایمنی شهر وارد شود و ما جدیتر به این مسئله ورود کنیم.
رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران در پایان سخنان خود، عنوان کرد: بعد از این حادثه ما در حوزه شهری، رویکرد پیشگیرانه در حوزه مواجهه با حریق پیش گرفتیم و همین باعث شد که برای اولین بار در تاریخ حریقهای شهر تهران ما شاهد کاهش حریق در سطح تهران باشیم.

به گزارش ایسنا، از پاسداران تا سعادتآباد، از غرب تا جنوب شهر، سازههایی قد علم کردهاند با ظاهر لوکس؛ اما استخوانهای پوسیده. آپارتمانهایی که هر روز بر بامشان سازه جدیدی سبز میشود. ساختمانهای تجاری بلند مرتبهای که روزانه هزاران نفر در آنها تردد دارند و خیلی از آنها به همه چیز توجه دارند جز ایمنی. کسی نمیپرسد زیرزمینشان چه خبر است؟ چه ستونی بار را میکشد؟ سیستمهای اعلام حریق دارند یا خیر؟ از راههای فرار اضطراری در این ساختمانها خبری هست یا خیر؟ آخرین بار چه زمانی بازرسی ایمنی شدهاند؟ آیا اصلا تأییده ایمنی در این ساختمانها جایی دارد؟ یا آنهایی که اخطار گرفتهاند تا در سریع ترین زمان ایمنی خود را کامل کنند، به این موارد توجهی میکنند؟
شاید زلزله نیاید؛ اما اگر آمد، تهران در کدام خیابانش آوار میشود؟ چند ریشتر میتواند کار یک ساختمان ناایمن و غیرمستحکم را تمام کند؟ یا یک جرقه آتش در چند دقیقه از ساختمان، یک ویران سرا میسازد؟
پاساژها و سراهای ناایمن پایتخت
پاساژ میلاد قائم، مهستان، رضوی، گراند هتل، شناسا، زورخانه، وحدت، بلور، طلازاده، صفوی، امین، علمی، سرای وحید، سرای حاج ملاعلی، سرای سید ولی، سرای اتفاق، سرای باغچه علیگوله، سرای رشتی، از جمله مراکز تجاری ناایمن پایتخت هستند که اسامی آنها از سوی دستگاههای مربوطه اعلام شده اما هنوز اقدامی برای ایمنسازی انجام ندادهاند و در لیست ساختمانهای بسیار پرخطر قرار دارند.
ناگفته نیست که اخیرا نیز در زیر سرای آزادی بازار تهران، چندین حفاری غیرمجاز جهت ساخت مغازه و انبار کشف شده که حدود یک دهه از حفر و ساخت و ساز آن میگذرد و جدیدا این کار غیرقانونی کشف شده و جلوی آن گرفته شده است. به گفته مسئولان روزانه بیش از ۵ هزارنفر در آنجا تردد دارند و با این ساخت و ساز غیرقانونی در زیر این سرا، استحکام بنا را ضعیف کرده و هر لحظه امکان دارد فرو بریزد.
ایمنی مقدم بر اختلافات حقوقی باشد
در مجموع ۱۱ پاساژ و سرا در بازار تهران بزرگ قرار دارد؛ هنوز اقدام جدی در خصوص ایمنی آنها صورت نگرفته است و میتواند یک پلاسکوی دیگر و شاید با ابعاد بزرگ تر از آن برایمان رقم بزند. در همین رابطه علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه «گوش مردم از حرفهای تکراری ما پر شده»، در خصوص بحث ناایمنی بازارتهران بزرگ، میگوید: طی سالهای گذشته اقدامات متعددی انجام شده، اما کافی نبوده است. بازار تهران پر از کالاهایی است که برای فروش آنی نیستند؛ از کاغذ و پارچه گرفته تا مواد شیمیایی. این کالاها در میانه مسیر حملونقل در بازار انبار میشوند، در حالی که ذات بازار چنین ظرفیتی ندارد.
او تأکید میکند که ایمنی باید مقدم بر اختلافات حقوقی باشد. اگر اختلافات حقوقی به قیمت تهدید جان انسانها تمام شود، عقل حکم میکند که جان مردم در اولویت باشد.
بازار تهران نیازمند اقدامات فوری ایمنی
همچنین علینژاد، معاون پیشگیری آتشنشانی منطقه بازار تهران نیز در گفتوگو با ایسنا، آماری نگرانکنندهای از بازار ارائه میکند و ادامه میدهد: از مجموع بازدیدهای روزانه از ۱۳۵۷ سرا، تیمچه و پاساژ، ۸۲۷ مکان پرخطر شناسایی شده و ۱۱ ساختمان نیز در دسته بسیار پرخطر قرار دارند و عملاً تقریباً همه فضاها به اقدامات فوری ایمنی نیاز دارند.
ساختمانهای بحرانی و اخطارهای آتشنشانی
همچنین به گفته جلال ملکی، سخنگوی آتشنشانی تهران، تعداد زیادی ساختمان ناایمن در تهران وجود دارد که سازمان آتشنشانی آنها را شناسایی و پایش میکند. دستورالعملهای لازم به مالکان این ساختمانها ابلاغ شده و برخی از آنها جزو ساختمانهای بحرانی و بسیار پرخطر شهر محسوب میشوند که خوشبختانه با نظارت جدی آتشنشانی و همکاری تعدادی از مالکان، وضعیت بخشی از این ساختمانها بهبود یافته، اما همچنان تعداد قابل توجهی از ساختمانها ایمنسازی نشدهاند.
و اما مراکز درمانیِ بحرانی
لازم است در همین تهران نیز به حوادث ساختمانهایی که مراکز درمانی نام دارند و در زمان بحران باید در خط مقدم حوادث استوار باشند، نگاهی داشته باشیم؛ حادثه آتشسوزی کلینیک سینا اطهر تهران - تیر ۱۳۹۹ با دست کم ۱۹ کشته و ۱۴ مصدوم، بیمارستان دی - مهر ۱۴۰۰ در یک اتاق ۱۰ متری، که البته سریعا مهار شد، بیمارستان رسول اکرم تهران- تیر ۱۴۰۱، که تمامی بیماران در طبقات بالایی قرار داشتند و دچار دود گرفتگی شدند و خوشبختانه این حادثه خسارت جانی نداشت، بیمارستان فجر تهران - مرداد ۱۴۰۲ که بخش مراقبتهای ویژه این بیمارستان دچار حریق شد و این حادثه هم خوشبختانه آسیب جانی نداشت، همچنین بیمارستان شهدای تجریش - آذر ۱۴۰۲، بیمارستان گاندی تهران - بهمن ۱۴۰۲، بیمارستان امام حسین تهران - اردیبهشت ۱۴۰۳ که همه این حوادث تنها در پایتخت رخ داده؛ از حوادثی است که رعایت نکردن ایمنی و مشکلات سازه دلیل اصلی رخداد آن عنوان شده است. آخرین مرکز درمانی هم که به لیست حوادث تهران اضافه شد، درمانگاه مشریه بود که منجر به کشته شدن ۳ نفر از جمله یک کودک و مجروح شدن ۱۸ نفر شد؛ این درحالیست که هنوز دهها مرکز درمانی و بیمارستانی در شهر تهران وجود دارند که برای ایمنسازی ساختمان خود از لحاظ حریق و سازه، اقدامی نکردهاند.
از پلاسکو تا متروپل؛ جلوی فاجعه بعدی را بگیرید
در مجموع، مطالبه مردم از مسئولان ساده است، اما حیاتی؛ نگذارید سازه بعدی، نام یکی از عزیزانمان را برای همیشه با خود ببرد؛ گزارشهای ایمنی را عمومی کنید؛ مجوزهای ساخت را شفاف و قابل پیگیری کنید؛ هر کجا ساختمانی بهزور بالا رفت، هر کجا اسنادی با امضای طلایی تأیید شد، هر جا دوربینها خاموش بودند و هر جا مردم گفتند «اینجا هم ممکن است بریزد»، یاد پلاسکو را زنده نگه داریم. چون آنچه فرو ریخت، فقط یک ساختمان نبود.

مشخص است که در رخداد حوادث و جهت پیشگیری از وقایع بعدی، باید به دنبال اصلاح سیستم بود تا دیگر شاهد تیترهای سرد و رفتن و فرو ریختن و خداحافظی در رسانهها نباشیم و ننویسیم «پلاسکو طعمه حریق شد و فرو ریخت». میخواهیم بنویسیم «ساختوساز ایمن آغاز شد.» میخواهیم بنویسیم «فرهنگ نظارت بر جان مردم، نهادینه شد.»
سالگرد پلاسکو، تنها زمان یادآوری گذشته نیست؛ بلکه فرصتی است برای پیشگیری از فجایع آینده. اگر امروز به هشدارها توجه نشود، شاید فردا، نام دیگری به جای پلاسکو و متروپلها، تیتر صفحه اول رسانهها شود و آن روز، بار دیگر از خود خواهیم پرسید: چرا هیچکس کاری نکرد؟ یا اگر کاری هم شد، درست، کامل و به موقع نبود!
حادثه هیچ وقت از قبل اطلاع نمیدهد که ما برای آن خودمان را آماده کنیم یا قبل از رخ دادن آن جان و مالمان را برداریم و برویم. پیشگیری همیشه کم هزینهتر از درمان است و این اصلی پذیرفته شده است؛ تهران، شهری که روی گسل قرار دارد، شهری که زلزله بیش از ۷ ریشتر برای آن پیش بینی شده، شهری که میلیونها نفر در آن شبانه روز تردد و زندگی میکنند، نباید قربانی سهلانگاری، بیمسئولیتی و رانت و غیره در ساخت و ساز و ایمن سازی شود. این امر برای نقطه به نقطه کشور صدق میکند و نباید جان و مال مردم قربانی بیتوجهی شود لازم است هرچه زودتر و با اهمیت بیشتر به مسئله ایمنی پرداخت تا تیتر دیگری را همانند پلاسکوها، متروپلها در صدر اخبار شاهد نباشیم.
انتهای پیام


نظرات