حسین اصغریثانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به سیاست خارجیای که تمام حکومتهای ایران طی ۳۰۰۰ سال گذشته داشتهاند، اظهار کرد: از دوره اشکانیان و ساسانیان به بعد، سیاست خارجی ایرانیان همیشه مزیتهای نسبی کشور را مدنظر قرار داده که یکی از آنها، تجارت است. ایرانیان نهتنها جاده ابریشم را ساختند، بلکه در دوره ساسانی شاهد شکلگیری کاروانسرا و جادههای گستردهای نیز بودیم و ایران به نوعی به مرکز تجارت و پلی میان شرق و غرب تبدیل شد.
وی اضافه کرد: از طرف دیگر، حکومتهای ایران تاکید ویژهای بر افزایش قدرت داخلی داشتند، زیرا موقعیت ژئوپلتیکی ایران همیشه سبب طمع بیگانگان بوده و به همین دلیل عمدتا درگیر تاختتاز بودیم و از طرفی چون تجارت نیازمند صلح است، ایرانیان همیشه این صلح و آرامش را دوست داشتند و کم پیش آمده ما شروعکننده جنگ باشیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: اکنون نیز مانند گذشته است؛ جغرافیای ما تغییر نکرده و تجارت نیز یکی از مزایای نسبی ماست. ما در چهار حوزه مزیت نسبی داریم؛ ژئوپلتیک، گردشگری مبتنی بر میراث فرهنگی، معادن و نفت و گاز که در تمامی این حوزهها نیازمند سرمایهگذاری خارجی و بهبود روابط هستیم. اگر بخواهیم به شکوفایی برسیم، باید ایران به عنوان کشوری صلحطلب که به امنیت خود و دیگران اهمیت میدهد، شناخته شود و لذا تعجبی ندارد اگر حاکمیت دنبال دیپلماسی صلح باشد.
اصغریثانی با بیان اینکه به دلیل جغرافیای مناسب، قدرتهای دنیا تلاش داشتند تا بر ما مسلط شوند، بیان کرد: خیلی از اندیشمندان و پژوهشگران سیاست خارجی در اروپا و آمریکا اهمیت زیادی برای ژئوپلیتیک ایران قائل هستند و کشورمان را بازیگر مهمی در منطقه قلمداد میکنند. اکنون ما چارهای نداریم جز اینکه ضمن بهکارگیری دیپلماسی، قدرت دفاعی و نظامی کشور را افزایش دهیم. مسیر ما همانند گذشته است و از دوره ساسانی تا کنون همیشه همین سیاست دنبال شده است.
وی با بیان اینکه سیاست خارجی آمریکا، معاملهگری گزینشی است، افزود: سیاست خارجی آمریکا رژیمهای حقوقی و نهادهای بینالمللی را به رسمیت نمیشناسد و از آنها خارج میشود و حتی به متحدان خود پشت میکند. بر همین اساس، شاهد تهدیدات آمریکا علیه گرینلند و کانادا هستیم. سیاست خارجی آمریکا به منافع مشترک و جمعی و به وجود سازمانهای عامالمنفعه اعتقادی ندارد. این سیاست گزینش میکند که رابطه آمریکا با سایر کشورها چگونه باشد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: سیاست خارجی آمریکا بر این فرض استوار شده که باید مسئله ایران برای آمریکا حل شود. البته برای ما نیز باید این مسئله حلوفصل گردد. دو کشور به دلیل موقعیتهای اقتصادی و نظامی که در آن قرار دارند، راهحلهای متفاوتی دارند. شرایط تحریمی ضربه بزرگی به اقتصاد ما وارد کرده و در تمام این سالها شاهد افزایش تورم بودیم و وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست.
اصغریثانی با بیان اینکه اکنون آمریکاییها بر این تصور هستند که به دلیل توانمندی در حوزه نظامی و امنیتی میتوانند کمتر به گزینههای دیپلماسی و مذاکره صلح اهمیت دهند، گفت: آمریکا در صدد این است که با ایجاد فشار نظامی و امنیتی و تنگ کردن حلقه محاصره، با دید بالا به پایین با ایران صحبت کند؛ مانند دیدگاهی که به کل جهان دارند. سیاست خارجی ایران ابتدا امتحان کردن گزینه مذاکره و دیپلماسی صلح است. ما ترجیح میدهیم اگر جنگی شروع میشود، آغازگر آن ما نباشیم و تمام گزارهها و فرضیات را آزموده باشیم. کشور به سمتی میرود تا هر گزینهای به غیر از سختافزاری را امتحان کند تا با کمترین هزینه، اهداف سیاست خارجی دنبال شود.
وی با اشاره به اهمیت مذاکره با کشورهای غربی، بیان کرد: متاسفانه جهان غرب مستقل نیست. اروپا به بازیگر درجه دوم تبدیل شده است و دیگر مانند دهه ۷۰، تأثیرگذار نیست. از روزی که ترامپ آمده، اروپا هر آنچه آمریکاییها بگویند را قبول میکند. در جریان گرینلند شاهد هستیم که چگونه دانمارک را قربانی کردند و در مجموع چون گرینلند قسمتی از آن نبود، ترجیح دادند بخشی از خواسته ترامپ را بپذیرند. غرب باید از کانال آمریکا عبور کند، اما در شرق وضعیت این گونه نیست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با تاکید بر اهمیت سیاست همسایگی و تقویت روابط با شرق، افزود: زمانی که صحبت از شرق میشود، نباید صرفا به چین نگاه کنیم، بلکه ژاپن، کره، مالزی و سنگاپور نیز به عنوان قطبهای اقتصادی مهم هستند. کشورهای کوچکی مانند تایوان نیز وجود دارند که هر کدام بر تولید یک محصول متمرکز هستند که میتواند برای ایران کارآمد باشد. به علاوه، نیازمند تقویت دیپلماسی همسایگی نیز هستیم. ما دومین کشوری هستیم که بیشترین همسایه را دارد، اما هنوز نتوانستهایم از این مزیت استفاده کنیم.
اصغریثانی با بیان اینکه باید مشکلات خود را با قفقاز و باکو حل کنیم، گفت: تا حدودی در ۲ سال گذشته، سیاست خارجی به سمت تنشزدایی با همسایگان پیش رفته و توانستیم روابط خارجی را ارتقا دهیم و اکنون هم نتیجه آن را میبینیم. اگر عربستان سعودی، امارات، ترکیه و مصر به آمریکا فشار آورده و رایزنی میکنند که از افزایش درگیریها با ایران بپرهیزد، نتیجه تنشزدایی با همسایگان در ۲ سال گذشته است. البته هنوز خلاهایی وجود دارد. چرا درب سفارتخانه دو کشور مصر و ایران در خاک یکدیگر باز نباشد؟ چرا ما نباید میزبان گردشگران مصری باشیم؟ مصر بازیگر قدرتمندی در جهان عرب است.
وی با انتقاد از برخی تندرویها در سیاست خارجه که در گذشته صورت گرفته است، اظهار کرد: ما بازیگران غیردولتی در عرصه سیاست خارجی داشتیم که متوجه هزینه و فایده عملکرد خود نبودند و منافع ملی کشور را فدای منافع جناحی کردند و اقداماتی از جمله حمله به سفارت و کنسولگری عربستان را انجام دادند. اما همان عربستان اکنون به یکی از بهترین شرکای ایران در حوزه خلیجفارس تبدیل شده است.
ارزیابی عملکرد وزارت امور خارجه
این تحلیلگر مسائل بینالملل، بیان کرد: باید در سیستم تشکیلاتی وزارت امور خارجه به نیروهای جوان و نخبگانی که خارج از دستگاه سیاست خارجه هستند، بهای بیشتری داده شود. سیاست خارجه همسایگی در اولویت اول، منطقه در اولویت دوم و بینالملل در اولویت سوم است. در منطقه یکی از کشورهایی که نزدیکترین رابطه را با آن داریم، عراق است. اما ببینید تعداد کارمندان ما در سفارت کشورمان در عراق چه قدر است و از طرفی آمریکا چه تعداد کارمند در سفارتش در عراق دارد. همچنین کارشناسان فرهنگی و اقتصادی ما در عراق نیز بسیار اندک هستند.
اصغریثانی ادامه داد: ما با چین و روسیه ارتباطات زیادی داریم، اما ببینید که کشورهای همسایه ما چه کادر مجربی در سفارتخانههای خود در چین دارند و چگونه روزانه به فکر تامین منافع ملی کشور خود هستند. وقتی در سطح روابط صحبت از شرق میشود، باید ملزومات آن فراهم شود. سفارت ما در چین باید حداقل ۱۰۰ نیرو داشته باشد. بسیاری از سفرای ما در خارج، بالای ۶۰ سال دارند که این برای کشوری که جوانترین جمعیت را دارد و دارای نخبگان زیادی است، نقطه ضعف محسوب میشود. چرا نباید بخشی از کادر وزارت امور خارجه نوسازی شود؟ اگر بخواهیم گام بزرگی به سمت شرق برداریم، باید از افرادی در این حوزه استفاده کنیم که نگاه استراتژیکی به گسترش روابط ما با شرق دارند.
وی در ارزیابی عملکرد وزارت خارجه در حوزه دیپلماسی، اظهار کرد: مهم نیست که وزارت امور خارجه چقدر در دیپلماسی پرتلاش است. ممکن است همه شبانهروز در حال تلاش باشند، که هستند، اما مهم نتیجه است. ما وزارت امور خارجه را با خروجی آن میشناسیم. اگر روابط ما با همسایگان تقویت شود، روابط اقتصادی ما افزایش یابد، تنشهای ما با برخی کشورها کاهش پیدا کند، شاهد صلح پایدار باشیم و تهدیدات علیه کشورمان کاهش پیدا کند، یعنی عملکرد وزارت امور خارجه خوب بوده است. اما اگر به چنین نتایجی نرسیدهایم، پس به نگاه دیگری در این حوزه نیاز داریم.
انتهای پیام


نظرات