موشکها، این بار نه تنها زمین را شکافتند، بلکه قرنها حافظه، افتخار و هویت یک ملت را نشانه گرفتند. دود جهالت، نه بر فراز میدان نبرد، بلکه بر آثار تخریب شده میراثی برخاست که متعلق به همه انسانهاست. این تهاجم، یادآور آن است که دشمنان، نه تنها در پی اشغال سرزمین، بلکه در آرزوی نابودی ریشههای هویتی ملتها هستند.
تخریب این آثار، تنها انهدام بناهای سنگی و خشتی نیست؛ بلکه تلاش برای خاموش کردن صدای تاریخ، زدودن خاطرات گذشتگان و ایجاد شکافی عمیق در هویت نسلهای امروز و فرداست.
ایران، امروز در کنار از دست دادن فرزندانش؛ داغدار گنجینههایی است که در آتش جهل سوختند، اما تاریخ این سرزمین، در جان و اندیشه مردمانش زنده است. ملت ایران، با تکیهبر اراده پولادین و تعهد به پاسداری از هویت خود، از این ویرانهها، بنایی استوارتر برای آینده خواهد ساخت. مقاومت فرهنگی، پاسخی کوبندهتر از هر موشک به این تهاجمات است و وظیفه هر ایرانی است که در این مقاومت سهیم باشد. تاریخ ایران، با موشکها نابود نمیشود، بلکه با هر فریاد برای پاسداری از آن، زندهتر و پویاتر میگردد.
یک تاریخشناس و باستانشناس، در گفت و گو با ایسنا، حمله به اماکن تاریخی را جنایتی علیه بشریت دانست و گفت: این جنایت مرزهای سیاست و نظامیگری را درنوردید و به عرصه فرهنگ و حافظه جمعی جهانی تجاوز کرد.

ابوالفضل زاهدی، این واقعه را به عنوان نقطهای تاریک در تاریخ معاصر توصیف کرد که در آن تاریخ، قربانی بیپناه جنگ شده است. آنچه در این حملات از میان میرود، تنها بناهای سنگی یا نگارههای باستانی نیستند؛ بلکه بخشهایی از هویت، حافظه و روح تمدنی مردم ایران نابود میشود.
وی با اشاره به سوابق حملات علیه میراث فرهنگی در مناطق درگیر جنگ، اظهار کرد: رفتار ارتشهای مدرن در برخورد با آثار تاریخی، معیار سنجش انسانیت کشورهاست. وقتی دولتهایی چون آمریکا و رژیم اسرائیل مراکز فرهنگی و تاریخی ایران را هدف قرار میدهند، این نه فقط یک تجاوز نظامی، بلکه یک اعلام جنگ علیه حافظه بشر است.
زاهدی، خاطرنشان کرد: هر پیکره و هر طرح روی سنگ در آثار تاریخی و این محوطهها، روایتگر بخشی از تاریخ مقاومت و خرد ایرانی بود؛ حالا این روایتها به خاک تبدیل شدهاند.
وی این اقدام را با تخریب میراث فرهنگی سوریه، عراق و یمن مقایسه کرد و گفت: در تمام تاریخ مدرن، همواره قدرتهای خارجی از نابودی آثار باستانی به عنوان ابزار فشار روانی علیه ملتها استفاده کردهاند. هدف آنها فقط تخریب خاک نیست؛ هدف نابودی ریشههای فرهنگی و ایجاد احساس بیهویتی میان ملتهاست.
این باستانشناس، با تأکید بر اینکه حمله به آثار تاریخی نقض صریح کنوانسیونهای بینالمللی از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی در درگیریهای مسلحانه است، افزود: اسرائیل و آمریکا با این اقدام، نه تنها قوانین بینالمللی را زیر پا گذاشتند بلکه نشان دادند برای آنان هیچ خط قرمزی میان جنگ و فرهنگ وجود ندارد.

زاهدی با اشاره به حجم تخریبها، بیان کرد: بر اساس بررسیهای اولیه تعدادی از بناهای ثبت شده ملی آسیب جدی دیدهاند؛ سازههایی که پیش از این در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده یا در مرحله بررسی قرار داشتند.
تاریخ ایران کتابی است که صفحاتش بر سنگ حک شدهاند. وقتی موشکها به این سنگها برخورد میکنند، در واقع به قلب هویت مردم ایران اصابت کردهاند. چنین اقدامی چیزی فراتر از ویرانی فیزیکی است؛ این نابودی حافظه جمعی ملتهاست.
این تاریخشناس و باستانشناس، همچنین از سکوت نهادهای بینالمللی، انتقاد کرد و افزود: سکوت در برابر چنین جنایتی، مشارکت در آن است. نهادهایی که برای حفاظت از میراث جهانی تأسیس شدهاند، امروز در برابر تخریب تاریخ ایران سکوت کردهاند. آیا حافظه بشر فقط برای غرب ارزش دارد؟
ضرورت مقاومت فرهنگی
با نگاه به تاریخ جنگهای قرن بیستم و بیستویکم حمله به آثار فرهنگی ایران، ادامه همان سیاستی است که از جنگ افغانستان تا تجاوز به عراق دیدهایم؛ نظام سلطه هرجا نتوانست ملتها را در میدان نبرد بشکند، تلاش کرد تا ریشههای تاریخی و فرهنگی آنها را نابود سازد.
یاوری، کارشناس مرمت آثار تاریخی با اشاره به سابقه دشمنی با نمادهای تمدن ایرانی، به ایسنا گفت: هر کجا که تمدن ایران زمین سر برافراشته، همواره مورد طمع بیگانگان بوده است. این بار این طمع در قالب موشک خود را نشان داد.
وی حفاظت از میراث فرهنگی را وظیفهای ملی و انسانی دانست و تأکید کرد: هر ایرانی که برای تاریخ کشورش ارزش قائل است، در قبال این جنایت مسئولیت دارد.
یاوری، تأثیر روانی این حملات را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: نابود کردن آثار تاریخی تنها یک آسیب فیزیکی نیست، بلکه ضربهای مهلک بر روح و روان جامعه وارد میکند. تصور کنید کودکی که در مدرسه درباره شکوه تمدن ایران میآموزد، ناگهان با صحنه نابودی این میراث روبرو شود؛ این شکاف عمیقی در حس تعلق او به هویت تاریخی ایجاد میکند. همین تضعیف پیوند مردم با گذشته، هدفی است که مهاجمان فرهنگی دنبال میکنند.

این کارشناس مرمت آثار تاریخی با اشاره به ابعاد علمی خسارات وارده، افزود: این حملات منجر به نیمهتمام ماندن پژوهشهای باستانشناسی و نابودی بخش قابل توجهی از دادههای علمی میشود. در واقع، خسارت علمی این ویرانیها، بسیار سنگینتر از خسارت معماری است؛ زیرا آثار سنگی شاید قابل بازسازی باشند، اما دانش و اطلاعات تاریخی از دست رفته، دیگر بازنمیگردد.
وی بر ضرورت مقاومت فرهنگی در برابر اینگونه تهاجمات تأکید کرد و گفت: اگر دشمنان قصد دارند تاریخ ما را با آتش و فلز بسوزانند، وظیفه ماست که با قلم و دانش به آن پاسخ دهیم.
یاوری در همین خصوص خواستار اقدام هماهنگ مراکز علمی و فرهنگی کشور، در کنار مردم، برای احیای آثار آسیبدیده و مستندسازی دقیق خسارات شد و پیشنهاد تشکیل «قرارگاه ملی حفاظت میراث فرهنگی در شرایط بحران» را داد. این قرارگاه باید با مشارکت متخصصان باستانشناسی، مرمت، حقوق بینالملل و نمایندگان رسانهها تشکیل شود تا بتواند ضمن مستندسازی دقیق ابعاد این جنایت، پیگیریهای حقوقی لازم را در مجامع بینالمللی نیز انجام دهد.
این رویکرد تهاجمی به میراث فرهنگی، زنگ خطری جدی برای تمامی کشورهای دارای تمدن کهن است. این حملات نشان میدهد که دشمنان، حفظ و ارتقاء فرهنگ و تاریخ را مانعی برای اهداف خود میدانند و از هیچ کوششی برای تضعیف هویت ملتها فروگذار نمیکنند. در چنین شرایطی، هوشیاری، اتحاد و مقاومت فرهنگی، تنها راه پاسداری از گنجینههایی است که نسلها برای ما به ارمغان گذاشتهاند.
در حالی که جنایتهای صهیونیستها و آمریکا و همدستانشان ادامه داد، صدای باستان شناسان و دیگر تاریخدانان، فریادی است بر وجدان جهانی؛ فریادی که میگوید تاریخ را نمیتوان کشت، حتی اگر سنگهایش را بسوزانند؛ اما این فریاد نیازمند گوشهایی است که بشنوند و دستهایی که برای حفظ آن تمدن دستبهکار شوند. ایران زخمی است، اما تاریخ آن پابرجا میماند؛ چرا که حافظه یک ملت، هرچند هدف گلوله شود، نمیمیرد.
انتهای پیام

