• جمعه / ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۰:۲۸
  • دسته‌بندی: خانواده
  • کد خبر: 1404122915203

اثرات روانی جنگ در گروههای سنی مختلف کودکان/ والدین باید چه رفتاری داشته باشند؟

اثرات روانی جنگ در گروههای سنی مختلف کودکان/ والدین باید چه رفتاری داشته باشند؟

کودکان آسیب‌پذیرترین قربانیان جنگ به شمار می‌آیند. آسیب هایی که می توانند در کوتاه مدت و بلندمدت، زندگی کودکان را تحت تاثیر قرار دهند. شناخت این اسیب ها و انجام اقدامات و رفتارهایی می‌تواند در بروز و کاهش آن موثر باشد.

گوهریسنا انزانی- روانشناس کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا، درباره اثرات روانی جنگ و راهکارهای عملی والدین، می‌گوید: کودکان تا ۶ سالگی در مراحل حساس رشد هستند و در شرایط جنگ، ناامنی و آسیب‌پذیری آن‌ها افزایش می‌یابد. نوزادان صفر تا ۱۲ ماه کاملاً به مراقبت والدین وابسته‌اند و اگر والدین نتوانند هیجانات خود از جمله خشم، غم و ترس را در شرایط جنگ مدیریت کنند، احتمال ایجاد اختلال در دلبستگی و احساس ناامنی مداوم در کودک وجود دارد.


وی ادامه داد: این مسئله می‌تواند باعث مشکلات خواب مانند بیداری‌های مکرر، ترس از تاریکی و گریه‌های بی‌دلیل شود، همچنین در تغذیه بی‌اشتهایی یا مشکل در شیر خوردن و کاهش رشد حرکتی ممکن است رخ دهد. حساسیت‌های صوتی نیز به دلیل ترس از صدای بلند جزو واکنش‌های رایج هستند.


انزانی با اشاره به تاثیر جنگ بر کودکان یک تا ۳ سال افزود: در چنین شرایطی کودکان یک تا ۳ سال نیز، با درک محیط اطراف، اضطراب جدایی شدید را تجربه می‌کنند و ممکن است بازگشت به رفتارهای کودکانه، شب‌ادراری، مکیدن انگشت، نیاز بیشتر به شیر، پرخاشگری، گوشه‌گیری، نیشگون گرفتن یا کندن مو و تاخیر در گفتار داشته باشند.


این روانشناس کودک و نوجوان یادآور شد: در محدوده ۳ تا ۶ سال، کودکان قادر به درک مفاهیم پیچیده‌تر هستند اما هنوز تفکراتشان غیرواقعی و ترس‌آلود است. کابوس‌های مکرر، ترس از صدا و تاریکی، ترس از مرگ والدین یا خود، خشم، فریاد زدن، گوشه‌گیری و سوال درباره مرگ، واکنش‌های رایج این گروه سنی در شرایط جنگی است. این اثرات بلندمدت می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شود و اضطراب فراگیر، نگرانی از محیط‌های آشنا، مشکلات رفتاری در مدرسه، کاهش تمرکز و پرخاشگری را افزایش دهد.

انزانی درباره کودکان ۶ تا ۱۲ سال توضیح داد: در این بازه سنی، تفکر کودکان از دنیای غیرواقعی به دنیای منطقی در حال گذار است. آن‌ها تجربه جنگ را متفاوت درک و پردازش می‌کنند، مفهوم خطر را بهتر می‌فهمند، مهارت‌های اجتماعی گسترده‌تر شده و توانایی بیان احساساتشان از طریق نقاشی، نوشتن و بازی افزایش یافته است. با این حال، اضطراب و ترس از مرگ، جدایی از والدین، صداهای انفجار و آژیر، تاریکی و اخبار جنگ همچنان وجود دارد. این شرایط می‌تواند باعث بی‌خوابی، عدم تمایل به بازی، پرخاشگری، افت تحصیلی، کاهش تمرکز، کنجکاوی افراطی، غم، افسردگی، بی‌انگیزگی و گاهی احساس گناه شود.


انزانی در ادامه به روش‌های حمایتی والدین در شرایط جنگ از کودکان اشاره کرد و گفت: والدین باید فضایی آرام و امن، بدون اخبار و تلویزیون، برای کودکان فراهم کنند، نکات ایمنی را بدون ترساندن توضیح دهند، نور شب مناسب ایجاد کنند تا ترس‌های شبانه کاهش یابد و محرک‌های شدید محیطی را کم کنند. محدود کردن شبکه‌های اجتماعی و جلوگیری از دیدن تصاویر و فیلم‌های خشونت‌آمیز، همراه با بازی‌درمانی، نقاشی، ورزش، داستان‌گویی و فعالیت‌های هنری، بسیار موثر است. همچنین تکنیک‌های تنفس، موسیقی بی‌کلام، استفاده از بادکنک برای بیان احساسات، نوشتن روزانه و برقراری روتین منظم خواب، بازی و غذا خوردن می‌تواند اثرات روانی منفی را کاهش دهد.


او افزود: والدین باید اجازه دهند کودکان احساساتشان را بیان کنند، از کتاب‌ها و فعالیت‌های درمانی مرتبط با جنگ کمک بگیرند، و در صورت نیاز از مشاوران آنلاین برای حمایت استفاده کنند. حفظ ارتباط با مدرسه و معلم، کاهش اخبار منفی و ایجاد فعالیت‌های سرگرم‌کننده، مثل بازی حرکتی، پیاده‌روی، یوگا، تمرینات آرام‌سازی و فعالیت‌های خانوادگی، می‌تواند به گذر کودکان از بحران کمک کند.


انزانی درباره نوجوانان گفت: نوجوانان ممکن است با بحران معنا، بی‌خوابی، سردرد، خستگی مزمن، مشکلات گوارشی، بی‌اشتهایی یا پرخوری عصبی، کاهش انرژی و از دست دادن اعتماد به بزرگسالان مواجه شوند. در شرایط جنگ، بسیار پرخاشگر و عصبانی شوند، به سمت رفتارهای خودآسیب‌رسان بروند، انزوا و افسردگی تجربه کنند و چند شب خواب مناسبی نداشته باشند. از آنجایی که نوجوانان در مرحله گذار از کودکی به بزرگسالی هستند و با بحران‌های هویت مواجه‌اند، والدین باید صدای آن‌ها را بشنوند، اجازه دهند دوستی‌های سالم و انتقاد سازنده را تجربه کنند و فضایی برای بیان ترس‌ها و افکارشان ایجاد کنند.»


به گفته این روانشناس کودک و نوجوان در همین راستا، حفظ روتین منظم خانه، محدود کردن اخبار، فعالیت‌های هنری، نقاشی، موسیقی، آشپزی، انجام کارهای خانه و تمرین تکنیک‌های تنفس، حفظ ارتباط اجتماعی حتی با تعداد محدودی از دوستان و تعیین اهداف کوچک روزانه، می‌تواند به مدیریت اضطراب نوجوانان کمک کند. وی مشاهده فیلم‌های خانوادگی و کمدی، جلسات خانوادگی و گفتگو سر میز غذا را از جمله اقداماتی عنوان کرد که می‌تواند موجب آرامش‌بخشی به نوجوانان شود.


وی معتقد است که اگر خود والدین قادر به حمایت کامل نباشند، کمک گرفتن از مشاورین متخصص ضروری است تا نوجوانان بتوانند به دور از مواد، سیگار یا دوستان نامناسب، از شرایط بحرانی عبور کنند.


انزانی تأکید کرد: هرچقدر اخبار منفی کاهش یابد و اطلاعات موثق به کودکان برسد، هرچقدر فعالیت‌های سرگرم‌کننده و خلاقانه فراهم شود، آن‌ها می‌توانند با آرامش بیشتری از این شرایط عبور کنند. والدین ابتدا باید خودشان آرامش خود را حفظ کنند، زیرا کودکان در آینه والدینشان را می‌بینند و اگر والدین مضطرب باشند، کودکان نیز نگران می‌شوند. مدیریت افکار، احساسات و رفتار خود، روتین منظم خواب و غذا خوردن و فعالیت‌های آرام‌بخش، کلید عبور سالم از این شرایط است.
انتهای پیام