• یکشنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۲:۳۹
  • دسته‌بندی: فارس
  • کد مطلب: 1405022715739

یک مدرس دانشگاه مطرح کرد

تنگه هرمز؛ از مالکیت حقوقی تا بازدارندگی هوشمند در راهبرد اقتدار ایران

تنگه هرمز؛ از مالکیت حقوقی تا بازدارندگی هوشمند در راهبرد اقتدار ایران

ایسنا/فارس یک مدرس دانشگاه با تأکید بر اینکه تنگه هرمز صرفاً یک آبراه تجاری نیست، گفت این گذرگاه در معادلات امنیتی و حقوقی منطقه، بخشی از ظرفیت اقتدار ایران است و حفظ مالکیت، نظارت و آمادگی دفاعی در آن، معنای مستقیم برای امنیت ملی و اعتبار بازدارندگی کشور دارد.

در دوران جنگ تحمیلی سوم، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی بحث‌های ژئوپلیتیک و حقوق بین‌الملل تبدیل شده است؛ آبراهی که نه فقط به‌دلیل نقش حیاتی در انتقال انرژی، بلکه به‌سبب جایگاه آن در هندسه قدرت منطقه‌ای، همواره محل توجه تحلیلگران بوده است. در همین زمینه، گفت‌وگویی با سهراب رضوانی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک انجام داده‌ایم که در آن بر اهمیت حفظ مالکیت و اقتدار ایران در این محدوده راهبردی تأکید شده است.

تنگه هرمز؛ جایی که جغرافیا به ابزار قدرت تبدیل می‌شود

رضوانی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: تنگه هرمز یکی از معدود نقاطی در جهان است که در آن، جغرافیا مستقیماً به قدرت سیاسی و امنیتی تبدیل می‌شود. هر کشوری که بر چنین نقطه‌ای اشراف داشته باشد، در واقع بخشی از توازن منطقه‌ای را در اختیار دارد. برای ایران، موضوع فقط حضور در یک آبراه نیست، مسئله این است که این حضور، به‌واسطه موقعیت جغرافیایی، به یک اهرم واقعی در سیاست خارجی و امنیت ملی تبدیل شده است.

وی با بیان اینکه مالکیت و نظارت بر تنگه هرمز صرفاً یک موضوع نمادین نیست، افزود: در نظام بین‌الملل، آنچه به کشورها وزن می‌دهد فقط توان نظامی نیست، بلکه ترکیب جغرافیا، اراده سیاسی و توان کنترل محیط پیرامونی است. ایران در تنگه هرمز از این سه مؤلفه هم‌زمان برخوردار است و همین موضوع، اهمیت این آبراه را برای تهران دوچندان می‌کند.

مالکیت در هرمز فقط یک ادعا نیست، بخشی از حاکمیت ملی است

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به برخی برداشت‌های نادرست درباره وضعیت حقوقی تنگه هرمز تصریح کرد: باید میان «حق عبور» و «حق حاکمیت» تفاوت قائل شد. اینکه کشتی‌ها از یک آبراه بین‌المللی عبور می‌کنند، به‌معنای سلب اقتدار کشور ساحلی نیست. ایران بر اساس موقعیت جغرافیایی، اسناد تاریخی و منطق حقوقی، بخشی از معادله امنیتی این تنگه است و این حضور، بخشی از حاکمیت ملی کشور محسوب می‌شود.

رضوانی ادامه داد: در فضای رسانه‌ای گاهی این‌طور القا می‌شود که هر نوع تأکید ایران بر نقش خود در تنگه هرمز، به‌معنای تنش‌زایی است، در حالی که ما با یک واقعیت بنیادین روبه‌رو هستیم. کشوری که در مجاورت یک گلوگاه حیاتی قرار دارد، نمی‌تواند نسبت به امنیت آن بی‌تفاوت باشد. صیانت از این موقعیت، نه تنش‌زایی است و نه ماجراجویی؛ بلکه دفاع از یک حق مشروع و تثبیت‌شده است.

بازدارندگی مؤثر یعنی دشمن هزینه تصمیم خود را بداند

این مدرس دانشگاه با تأکید بر اینکه تنگه هرمز در راهبرد دفاعی ایران نقش بازدارنده دارد، اظهار کرد: بازدارندگی فقط به‌معنای نمایش قدرت نیست؛ بازدارندگی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل بداند هر اقدام خصمانه، هزینه‌ای فراتر از سود احتمالی برای او خواهد داشت. در این چارچوب، تنگه هرمز برای ایران یک نقطه کلیدی در نمایش توان پاسخگویی و مدیریت بحران است.

وی افزود: اقتدار ایران در هرمز، لزوماً به معنای استفاده از ابزارهای سخت نیست، بلکه مهم‌تر از آن، حفظ آمادگی، هوشمندی در تصمیم‌گیری و توان مدیریت شرایط پیچیده است. کشوری که بتواند در شرایط بحرانی، آرامش راهبردی خود را حفظ کند، در عمل از قدرت بیشتری برخوردار است. این همان نوع اقتداری است که آثارش در دیپلماسی هم دیده می‌شود.

هرمز، فقط گلوگاه انرژی نیست؛ محل سنجش اعتبار ایران است

این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک با اشاره به آثار اقتصادی و سیاسی این آبراه گفت: اهمیت تنگه هرمز صرفاً به عبور نفت و کالا محدود نمی‌شود. این تنگه، محل سنجش اعتبار ایران در مقیاس منطقه‌ای و جهانی است. هر میزان که ایران بتواند اقتدار، ثبات و ابتکار عمل خود را در این نقطه حفظ کند، در سایر عرصه‌های مذاکراتی و امنیتی نیز دست بالاتری خواهد داشت.

رضوانی ادامه داد: در واقع هرمز نوعی سرمایه راهبردی است؛ سرمایه‌ای که اگر درست حفظ و مدیریت شود، می‌تواند از بروز تهدید جلوگیری کند و حتی در معادلات سیاسی، برای ایران عمق اثرگذاری ایجاد کند. از این زاویه، بحث مالکیت و اقتدار در تنگه هرمز، فقط یک موضوع مرزی نیست، بلکه بخشی از تصویر کلان قدرت ملی است.

حفظ اقتدار در هرمز با دیپلماسی منطقه‌ای تکمیل می‌شود

این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه اقتدار الزاماً در تقابل با تعامل نیست، تصریح کرد: ایران هرچه در حفاظت از منافع خود در تنگه هرمز مقتدرتر عمل کند، ظرفیت بیشتری برای گفت‌وگو و ابتکار دیپلماتیک خواهد داشت. اقتدار بدون دیپلماسی، ممکن است هزینه‌زا شود و دیپلماسی بدون اقتدار، اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. هنر سیاست خارجی ایران این است که این دو را در کنار هم نگه دارد.

وی افزود: پیام ایران در این زمینه باید روشن باشد؛ امنیت تنگه هرمز باید با محوریت کشورهای منطقه و بدون مداخله بیگانگان شکل بگیرد. این نگاه، هم از حیث حقوقی قابل دفاع است و هم از نظر راهبردی، منافع بلندمدت ایران را تأمین می‌کند. هرچه حضور و نقش ایران در این معادله پررنگ‌تر باشد، احتمال سوءمحاسبه دیگران کمتر می‌شود.

تنگه هرمز؛ اهرمی برای صیانت از منافع ملی در نظم ناپایدار منطقه

رضوانی تصریح کرد: منطقه غرب آسیا در وضعیتی قرار دارد که هر روز امکان بروز بحران جدید در آن وجود دارد. در چنین شرایطی، کشورها به‌جای واگذاری اهرم‌های خود، باید آن‌ها را هوشمندانه حفظ کنند. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین این اهرم‌هاست و ایران باید با نگاه بلندمدت، هم از مالکیت و اقتدار خود در آن صیانت کند و هم از این ظرفیت برای تثبیت امنیت ملی و منافع راهبردی بهره ببرد.

این مدرس دانشگاه تأکید کرد: اگر ایران بتواند در هرمز اقتدار خود را حفظ کند، در واقع بخشی از آینده امنیتی و سیاسی خود را تضمین کرده است. تنگه هرمز، برای ایران، فقط یک مسیر آبی نیست؛ بخشی از زبان قدرت کشور در منطقه است.

انتهای پیام