در عصرِ جهانیسازی که مرزهای فرهنگی در حال محو شدن هستند، مفهوم «بومگردی»(Ecotourism & Homestay) به عنوان یک پناهگاهِ معنایی ظهور کرده است.
به گزارش ایسنا، ۳۱ اردیبهشت، روز ملی بومگردی، بیش از آنکه یک مناسبت باشد، فراخوانی است برای بازگشت به ریشهها. شعار امسال این روز یعنی، «شناخت فرهنگ، درک طبیعت و تجربه زندگی»، نه تنها یک شعار تبلیغاتی، بلکه یک دستورالعمل راهبردی برای تعریفِ جدید از صنعت گردشگری است؛ مثلثی که در آن، انسان، میراث و زمین، در پیوندی ناگسستنی با یکدیگر ملاقات میکنند.
مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری وعضو انجمن متخصصان گردشگری ایران به موضوع بومگردی در ارکان مختلف پرداخت و به تعریفِ جدید از صنعت گردشگری اشاره کرد؛ همچون مثلثی که در آن، انسان، میراث و زمین، در پیوندی ناگسستنی با یکدیگر ملاقات میکنند وی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرارداد، نوشت:
رکن اول: شناخت فرهنگ؛ از موزه تا زیستبوم
اولین گام در بومگردی، «شناخت فرهنگ» است. فرهنگ در بومگردی، نه در ویترینِ موزهها و نه در کتابهای تاریخ، بلکه در تار و پودِ زندگی روزمره جاری است. بومگردی یعنی شناختِ زبانِ آداب و رسوم، درکِ معنای نهفته در صنایع دستی، و لمسِ روحِ نهفته در معماری بومی. وقتی یک بومگرد با میزبان خود همسفره میشود، در واقع در حال مطالعه تاریخِ زنده است. بومگردی ابزاری است که از طریق آن، «میراث مادی و معنوی» از حالت ایستا خارج شده و به شکلی پویا، هویتِ ملی را در ذهن مخاطب تثبیت میکند.
رکن دوم: درک طبیعت؛ همزیستی به جای استخراج
بومگردی، پیوندِ عمیق میان انسان و زیستبوم است. برخلاف گردشگری انبوه که اغلب بر پایه بهرهکشی از منابع طبیعی است، بومگردی بر پایه «احترام به طبیعت» بنا شده است. درک طبیعت یعنی درکِ نظمِ خلقت، از ریزترین گیاهان بومی تا بزرگترین اکوسیستمهای جنگلی مازندران.
اقامت در طبیعت و استفاده از منابع محلی، یادآوری این نکته است که انسان بخشی از طبیعت است، نه اربابِ آن. این درکِ عمیق، زیربنای «توسعه پایدار» است؛ یعنی استفاده از امروز، بدون آنکه آینده را از نسلهای بعد دریغ کنیم.
رکن سوم: تجربه زندگی؛ از تماشا به همزیستی
اما اوجِ این سفر، در رکن سوم یعنی «تجربه زندگی» نهفته است. بومگردی، تفاوت میان «دیدن» و «زندگی کردن» است. گردشگرِ بومگرد، تنها به تماشای مناظر نمینشیند، بلکه در جریانِ زندگیِ محلی مشارکت میکند؛ از چشیدن طعمِ اصیلِ خوراکهای بومی گرفته تا یادگیریِ هنرِ دستِ هنرمندان. این یعنی انتقالِ تجربه زیسته؛ جایی که هر لحظه، یک خاطره ملموس و هر برخورد، یک درسِ زندگی است. این تجربه، همان چیزی است که در دنیای دیجیتالِ امروز، بیشترین تقاضا را دارد: «اصالتِ ملموس.»
تحلیل راهبردی؛ بومگردی در استان مازندران
برای استان مازندران، این مثلثِ شعار، یک فرصتِ استراتژیک است. ما با داشتنِ تنوع بینظیر از میراث کالبدی، صنایع دستیِ ماندگار و طبیعتِ بکر، پتانسیلِ تبدیل شدن به «مرکز بومگردی ایران» را داریم. اما این مسیر نیازمند رویکردی کارشناسانه است:
۱. توسعه ظرفیتها با رویکرد فرهنگی: تقویتِ آموزشِ بومگردان برای تبدیل شدن به «راویانِ فرهنگ.»
۲. حفاظت از زیستبوم: مدیریتِ گردشگری به گونهای که «درک طبیعت» بر «تخریب طبیعت» برتری یابد.
۳. ارزشافزوده اقتصادی: تبدیلِ «تجربه زندگی» به یک کالای ارزشمند که درآمد را به شکلی عادلانه به سفرهی خانوادههای محلی میرساند.
کلام آخر: رسالتِ ما
بومگردی، پیوندِ میان «گذشته» (فرهنگ)، «حال» (طبیعت) و «آینده» (تجربه زندگی) است. در روز ملی بومگردی، وظیفه ماست که این مسیر را هموار کنیم تا هر مسافر، نه تنها یک توریست، بلکه یک «دوستِ طبیعت» و یک «محترمِ فرهنگ» باشد. بیایید با هم، بومگردی را نه یک صنعت، بلکه یک «هنرِ زیستن» در آینهٔ اصالت معرفی کنیم.
انتهای پیام
