به گزارش ایسنا، نقاشیهای «کلود مونه» از باغش در «ژیورنی»، بهخصوص برکه نیلوفرهایش، جزو زیباترین و دلانگیزترین آثار هنری جهان به شمار میآیند. بازآفرینی این مجموعه از نقاشیها همهجا دیده میشود؛ روی دیوار اتاقهای انتظار پزشکان، روی کوسنهای فروشگاههای سوغاتی یا حتی بهعنوان پسزمینه ویدئوهای یوتیوب. این استاد امپرسیونیست حدود ۲۵۰ نقاشی از برکهاش در ژیورنی خلق کرد. این برکه میان بیدهای مجنون چشمگیر و زمین پوشیده از سبزه و جویباری که نور شفاف و مشهور منطقه را بازتاب میداد، محصور میشد. این باغ در دو دهه پایانی زندگیاش، تقریبا تنها چیزی بود که «مونه» میکشید.
اما هرچند باغ رویایی بود، واقعیت پشت آن مقدار زیادی تلاش و پژوهش را در برمیگرفت.
باغبانی در قرن نوزدهم بهطور کامل به یک سرگرمی آماتوری تبدیل شده بود. در بحبوحه صنعتیشدن، مردم عادی دلشان میخواست دور از دود و صدای ماشینها فضای سبز خودشان را بسازند و پیشرفتهای گیاهشناسی باعث شده بود باغبانهای علاقهمند بتوانند چمنهایشان را با گیاهان دورگه و عجیبوغریب وارداتی از آمریکای جنوبی و آسیا پر کنند. مونه یکی از این علاقهمندان بود. او باغبانی را از ملاقاتهای دوران کودکیاش با خالهاش در ساحل نرماندی یاد گرفته بود.
«مونه» در جوانی زیاد جابهجا شد و دلش میخواست جایی برای آرامش پیدا کند. وقتی در ۴۳ سالگی به «ژیورنی»، روستایی در نرماندی رسید، دیگر آنجا را ترک نکرد و نیمی از عمرش را در خانه صورتیرنگی سپری کرد. او با همسر دومش، «آلیس هوشده» و هشت فرزند به آنجا نقل مکان کرد. خیلی طول نکشید که مونه تصمیم گرفت این ملک زیبا را بخرد. بیش از خود خانه، این باغها بودند که او را شیفته خود کردند.

«مونه» به مدت ۱۵ سال، تقریبا به هیچ چیز جز مراقبت از باغ نپرداخت و حتی نقاشیکردن هم گاهی عقب میافتاد. ثروتی که او بهعنوان «پدر امپرسیونیسم» جمعآوری کرده بود، مستقیم صرف پروژههای باغبانیاش شد. کتابخانهاش را با کتابهای مرتبط پر کرد و گاهی تا هشت باغبان برای کمک استخدام میکرد.
باغ به دو بخش کاملا متفاوت تقسیم میشد. نزدیک خانه، «Clos Normand» قرار داشت: فضایی محصور که از موج جدیدی از طراحان باغ انگلیسی الهام گرفته بود که شیوهای آزادتر و مملو از گلهای رنگارنگ را ترویج میکردند. «مونه» با شوق، باغ میوه و سبزیجات را با باغچههای گل جایگزین کرد و این باغچهها را مانند یک نقاشی ترکیب و تنظیم میکرد. او گلها را با دقت انتخاب میکرد تا در طول سال تغییر رنگهای مورد نظرش را ایجاد کنند.
آنسوی یک مسیر خاکی کوچک، باغ نیلوفرها قرار داشت که الهامگرفته از باغهای رسمی ژاپنی یا «نیوا»(niwa) بود. «ژاپنیگرایی»(شیفتگی به فرهنگ ژاپن) در آن دوره در مد، هنر و طراحی فرانسه رایج شده بود و باغها هم از این قاعده مستثنا نبودند. «مونه» این بخش از باغ را با زنبقهای ژاپنی، گل صدتومانی و داوودی پر کرد و روی جویباری که از میان باغ عبور میکرد، پلی پوشیده از گل «گلیسین» ساخت که یادآور پلهایی در چاپهای «هیروشیگه» بود.

در سال ۱۸۹۳، مونه درخواست مجوز داد تا آب رودخانه را منحرف کند و برای تکمیل رویای ژاپنیاش یک برکه بسازد. این درخواست با وجود اعتراض کشاورزان محل که نگران بودند گیاهان عجیب مونه آب را مسموم بکند و دامهایشان را بکشد، پذیرفته شد.
مونه حوض را با نیلوفرهای دورگه جدید در رنگهای صورتی و قرمز درخشان پر کرد. او این گیاهان را آنقدر دوست داشت که یک سیستم گرمایش پیشرفته برای حفظ آنها نصب کرد. وقتی فهمید گرد و خاک مسیر خاکی اطراف، گیاهانش را کثیف میکند، هزینه کرد تا مسیر آسفالت شود.
او در سال ۱۹۰۱ دوباره حوض را بزرگتر کرد و آن را با گونههای گرمسیری بیشتری پر کرد. متاسفانه محموله نیلوفرهای مصریاش دوام نیاورد. البته که خلق این باغ بهشتی ارزان نبود: او سالانه بیش از ۴۰هزار فرانک خرج میکرد.

مونه مجموعه مناظر آبی خود را نخستینبار در سال ۱۹۰۹ در پاریس به نمایش گذاشت. یکی از نمادینترین تصویرسازیهای او از حوضچه نیلوفرها، نقاشی بزرگی که هنوز هم در اتاقی ویژه در موزه «l’Orangerie» نگهداری میشود، از آخرین پروژههایی بود که او روی آن کار کرد. مونه ۱۲ سال پایانی عمرش را وقف این چهار بوم بزرگ کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش در ۸۶ سالگی، در سال ۱۹۲۶، روی آنها کار میکرد.
برای او، خلق باغ به اندازه نقاشی کردن آن جزئی از روند هنریاش بود. او زمانی گفته بود: «باغ من، زیباترین اثر هنری من است.»
انتهای پیام


نظرات