به گزارش ایسنا، رضا غلامی در این جلسه با تبیین رویکردهای جدید رایزنی فرهنگی، به تشریح دیدگاههای خود درباره وضعیت ایرانشناسی در اتریش پرداخت و تأکید کرد: برنامهها و تلاشهای ایرانشناسی در اتریش همواره مورد تقدیر دولت و ملت ایران بوده است، اما به نظر میرسد طی دو دهه اخیر، ایرانشناسی در اتریش از جایگاه پیشین خود فاصله گرفته و با نوعی روند نزولی و حاشیهنشینی مواجه شده است.
وی افزود: برخی فعالیتهایی که امروز با عنوان ایرانشناسی معرفی میشوند، بهجای تمرکز بر «ایرانِ مرکزی» و بنیانهای تمدنی آن، به مطالعه حواشی تمدن ایرانی گرایش یافتهاند.
غلامی با اشاره به سنت شرقشناسی نیز خاطرنشان کرد: مطالعه «شرق» بدون توجه جدی به ایران، فاقد معنا و انسجام علمی است؛ با این حال، متأسفانه چنین رویکردی در برخی مطالعات رایج شده است.
رایزن فرهنگی ایران همچنین تصریح کرد: جهتگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی نباید وارد حوزه ایرانشناسی شود و این حوزه باید بر مبنای معیارهای علمی و روشمند پیش برود.
وی با اشاره به برنامههای رایزنی فرهنگی ایران در اتریش گفت: در دوره جدید، حمایت از فعالیتهای علمی درجهیک در حوزه ایرانشناسی در دستور کار قرار گرفته و در همین راستا، تاکنون سمینارها و سمپوزیومهایی برگزار شده و چندین عنوان کتاب علمی تألیف و منتشر شده است.
در بخش بعدی این دیدار، پروفسور مارکوس ریتر ضمن استقبال از سخنان رضا غلامی و تبریک به رایزنی فرهنگی ایران برای گسترش تلاشهای خود در معرفی عالمانه ایران، به طرح دیدگاههای خود درباره ایرانشناسی پرداخت.
وی اظهار کرد: ایرانشناسی بهعنوان یک رشته دانشگاهی، هنوز تعریف دقیق و مورد اجماعی ندارد و مراکز ایرانشناسی در جهان، هر یک از زاویهای خاص ــ مانند زبانشناختی، تاریخی یا حتی سیاسی ــ به مطالعه ایران میپردازند.
پروفسور ریتر با تأکید بر ماهیت میانرشتهای این حوزه افزود: ایرانشناسی بهسختی میتواند به یک رشته دانشگاهی مستقل تبدیل شود، چراکه ذاتاً عرصهای چندرشتهای و میانرشتهای است.
او همچنین خاطرنشان کرد که برخی از افرادی که در جهان بهعنوان ایرانشناس شناخته میشوند، لزوماً تخصص دانشگاهی مستقیمی مرتبط با ایران ندارند و بیشتر از رهگذر علاقه شخصی و مطالعات موردی به این حوزه وارد شدهاند.
وی تصریح کرد: هرچند تعیین قلمرو و ساختار روشن برای ایرانشناسی کاری دشوار است، اما این امر اهمیت فراوانی دارد و از همین رو، شخصاً با تبدیل ایرانشناسی به یک رشته دانشگاهی مستقل، با تعریف گسترده و نامشخص، موافق نیست.
در ادامه، پروفسور ریتر دیدگاه رضا غلامی را درباره تعریف ایرانشناسی جویا شد و غلامی در پاسخ گفت: از نظر من، «ایرانشناسی یعنی مطالعه ایران بهمثابه یک فرهنگ و تمدن؛ به بیان دیگر، من ایرانشناسی را نوعی مطالعه تمدنشناختی میدانم و چنانچه این تعریف مقبول افتد، برخی از مطالعات، از قلمرو ایران شناسی خارج شده و در گستره سایر رشته های دانشگاهی قرار می گیرد».
در ادامه، رضا غلامی با اشاره به وضعیت ایرانشناسی در داخل کشور گفت: متأسفانه در ایران نیز توجه کافی به این حوزه نشده و ابهام مفهومی درباره ایرانشناسی وجود دارد.
وی ضمن اشاره به مقاله خود درباره فلسفه ایران شناسی، پیشنهاد کرد برای رفع این ابهام، مناظرههایی علمی میان متخصصان ومتولیان موسسات ایران شناسی برگزار شده و مقالات نظری در این زمینه تدوین و منتشر شود.
در پایان این دیدار، رضا غلامی پیشنهاد برگزاری «شب معماری ایرانی» در دانشکده هنر اسلامی دانشگاه وین را مطرح کرد که با استقبال پروفسور ریتر روبهرو شد.
در این دیدار مقرر شد طرحی اولیه در این زمینه تهیه و پس از بررسی، از سوی رایزنی فرهنگی ایران به هیئت رئیسه دانشکده ارائه شود.
پروفسور دکتر مارکوس ریتر چهرهای مرجع در هنر و معماری اسلامی و ایرانشناسی معاصر در نقشه معاصر مطالعات هنر و معماری اسلامی در اروپا است، نام پروفسور دکتر مارکوس ریتر (Univ.-Prof. Dr. Markus Ritter) جایگاهی متمایز و مرجع دارد؛ پژوهشگری که نهتنها در مقام استاد دانشگاه وین، بلکه بهعنوان یکی از دقیقترین و منصفترین ایرانشناسان حوزه هنر اسلامی شناخته میشود.
مارکوس ریتر استاد تمام تاریخ هنر و معماری اسلامی در دانشگاه وین است. تخصص اصلی ریتر هنر و معماری اسلامی با تمرکز ویژه بر ایران است؛ تمرکزی که نه سطحی و مقطعی، بلکه عمیق، میدانی و مبتنی بر سالها پژوهش آرشیوی و حضور مستقیم در ایران بوده است.
او از معدود پژوهشگران غربی است که معماری ایران در دوره قاجار را ــ دورهای که غالباً در سایه شکوه معماری صفوی یا تحولات مدرن پهلوی قرار گرفته بود ــ بهعنوان یک دوره مستقل، پویا و قابل تحلیل جدی وارد ادبیات آکادمیک بینالمللی کرد. لازم به ذکر است از منظر ایرانشناسی، ریتر را میتوان نمونهای از ایرانپژوه متعهد و منصف دانست؛ پژوهشگری که نه با نگاه توریستی و نه با رویکرد ایدئولوژیک، بلکه با احترام علمی به تاریخ و فرهنگ ایران نزدیک شده است. دریافت جوایز علمی مرتبط با ایران، همکاری با نهادهای پژوهشی ایرانی و ارجاعات گسترده به آثار او در مطالعات داخلی و خارجی، گواهی روشن بر این جایگاه است.
انتهای پیام


نظرات