• پنجشنبه / ۲ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۲:۳۵
  • دسته‌بندی: رسانه
  • کد خبر: 1404110200750
  • خبرنگار : 71442

حمید شکری خانقاه مطرح کرد

راه گذار از وضعیت موجود چیست؟

راه گذار از وضعیت موجود چیست؟

حمید شکری خانقاه با تأکید بر اینکه امید پایدار محصول نهادهای قابل اتکاست، نه شعارهای احساسی، معتقد است: جامعه ایران در پیچ تاریخی «عبور از سکوت» قرار گرفته و بازسازی اعتماد آسیب‌دیده مستلزم معماری «پیمان اعتماد» مبتنی بر شفافیت زمان‌مند، مشارکت واقعی مردم و حکمرانی یاری‌گر است تا زمینه بازگشت آرامش و احیای سرمایه اجتماعی فراهم شود.

به گزارش ایسنا، حمید شکری خانقاه - استاد ارتباطات، آینده‌پژوه و نویسنده کتاب «برنامه‌ریزی راهبردی ارتباطی» - تأکید می‌کند که امید پایدار زمانی شکل می‌گیرد که حکمرانی از سطح گفتار عبور کرده و به تجربه روزمره مردم از عدالت، پاسخگویی و کارآمدی تبدیل شود.

این استاد ارتباطات و آینده‌پژوه در یدداشتی با عنوان «از سکوت تا امید» که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) قرار داده، نوشته است:

معماری امید ایرانی، از گفتمان رسمی تا پیمان عمل در حکمرانی مردمی

امروز جامعه ایران در پیچ‌ تاریخیِ «عبور از سکوت» قرار دارد؛ سکوتی که گاه سنگین و ملال‌آور به نظر می‌رسد، اما در ژرفای خود، نه یأس، بلکه «تمنای تغییر، انتظار تحول و مطالبه آینده‌ای قابل اتکا» را حمل می‌کند. این سکوت، بیش از آنکه نشانه انفعال باشد، بازتاب شکاف‌های ارتباطی، تأخیر در تحقق وعده‌ها و تجربه‌های زیسته‌ای است که مردم را به احتیاط و تأمل واداشته است.

در نگاه راهبردی، این وضعیت نه تهدید، بلکه یک فرصت طلایی برای «بازآرایی گفتمان اجتماعی و ترمیم سرمایه اجتماعی» است. جامعه امروز ایران، دیگر با شعارها و وعده‌های کلی قانع نمی‌شود؛ مردم، به‌درستی، مشاهده‌پذیری تحول را مطالبه می‌کنند: تحول در سفره معیشت، امنیت روانی، کرامت اجتماعی و کیفیت حکمرانی. مسئله اصلی، کمبود گفتار نیست؛ بلکه بحرانِ تأخیر در عمل و فقدان نقاط عطف قابل لمس است.

در چنین بستری، ارتباطات راهبردی باید از وضعیت ابزاری و تبلیغاتی خارج شده و به یک «مهندسی اخلاقی–اجتماعیِ اعتمادمحور» تبدیل شود. زبان گویای امروز جامعه، زبان «عملِ زمان‌مند» است؛ عملی که دارای برنامه روشن، شاخص‌های میان‌دوره‌ای قابل سنجش و سازوکار اصلاح در برابر خطا باشد. اینجاست که مفهوم «حکمرانی یاری‌گر» معنا پیدا می‌کند؛ حکمرانی‌ای که در آن دولت و نظام، نه به‌مثابه ساختاری فرادست، بلکه به‌عنوان «خادم ملت و مجری اراده عمومی» در میدان حضور دارند.

تجویز راهبردی: معماری «پیمانِ اعتماد» برای ایرانِ فردا  

برای گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب، طراحی و اجرای یک بسته راهبردی جامع تحت عنوان «پیمانِ اعتماد» ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ پیمانی که از سطح گفتمان فراتر رفته و به تعهد نهادیِ قابل پیگیری تبدیل شود.

 ۱. پیمان ملی اعتماد  

(شورای هماهنگی ملی؛ مردمی–دولتی)

ایجاد یک نهاد مشورتی–تصمیم‌گیری با ترکیبی نوین از نمایندگان واقعی مردم (نه صرفاً نمایندگان رسمی)، فعالان مدنی، نخبگان جوان، روحانیون آگاه و مدیران اجرایی. این شورا باید به یک «میثاق‌نامه عملی و الزام‌آور» بدل شود که در آن شفافیت اطلاعات، نه ابزار اقناع، بلکه «حق شهروندی» تلقی شود؛ پاسخگویی، مستمر و زمان‌مند باشد، نه صرفاً سالانه و اصلاح قوانین و رویه‌های زائد اداری، به‌عنوان اصل غیرقابل معامله پذیرفته شود.   

پیمان اعتماد زمانی معنا می‌یابد که مردم بتوانند «زمان تحقق وعده‌ها، مسیر اجرا و امکان اصلاح خطا» را به‌روشنی مشاهده کنند.

 ۲. شورای عالی گفت‌وگوی ملی (فضای امنِ انتقاد سازنده)

تدوین سازوکاری نهادی برای «شنیدن صدای مردم» بدون واسطه و بدون هراس. این شورا باید بستری باشد برای تبدیل «نقد اجتماعی به نصیحت دلسوزانه و سپس راهکار اجرایی». گفت‌وگو، زمانی اعتمادساز خواهد بود که: خروجی عملی داشته باشد؛ مسئولیت‌ها مشخص شوند و نتیجه گفت‌وگو در سیاست‌گذاری و تخصیص منابع منعکس شود.   

گفت‌وگوی ملی باید بر اخلاق اسلامی، منافع ملی و پرهیز از دوقطبی‌سازی‌های کاذب استوار باشد.

 ۳. کمپین ملی «امیدِ ایرانی»  (روایت‌گری صادقانه دستاوردها و چالش‌ها)

رسانه‌های ملی و بسترهای فضای مجازی باید با زبانی صادقانه، هنرمندانه و واقع‌گرایانه، هم دستاوردهای علمی، صنعتی، پزشکی، دفاعی و کشاورزی کشور را روایت کنند و هم «چالش‌ها، خطاها و مسیرهای جبران» را شفاف توضیح دهند.   

امید پایدار، محصول «نهاد قابل اتکا» است، نه صرفاً پیام الهام‌بخش. روایت امید باید روایت «ما» باشد؛ روایتی که مردم در آن خود را شریک بدانند، نه مخاطب صرف. هنر، سینما و ادبیات می‌توانند پیشران این امید نهادی‌شده باشند.

 همایش‌های مردمی «حضور در میدان»  (حکمرانی محلی و تجربه زیسته مردم)

برگزاری منظم جلسات میدانی توسط مسئولان ارشد، استانداران و مدیران اجرایی در شهرها و روستاها؛ نه برای سخنرانی، بلکه برای «شنیدن، تصمیم‌گیری آنی و حل مسئله در محل.»

آینده اعتماد، در گرو تصمیم‌های بزرگ نیست؛ بلکه در گرو تجربه روزمره مردم از حکمرانی ساخته می‌شود.

طرح‌های جهادی حمایت از اقشار آسیب‌پذیر (عدالت اجتماعیِ قابل لمس)

بازتعریف حمایت اجتماعی با رویکرد «جهاد تمدنی»، با تمرکز بر اشتغال‌زایی پایدار، بیمه‌های همگانی و تقویت معیشت خانوارها از طریق هم‌افزایی دولت، خیرین و بخش خصوصی متعهد باشد. این طرح‌ها باید نماد عینی عدالت اجتماعی و شاخص سنجش صداقت حکمرانی باشند.

 حکمرانی مشارکتی (از شعار تا ساختار)

تقویت نهادهای محلی، به‌ویژه شوراهای شهر و روستا، و اعطای اختیارات واقعی به آن‌ها. مردم باید در تدوین سیاست‌ها و قوانین، نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان شریک حکمرانی حضور داشته باشند. مشارکت حداکثری، رقابت سالم و سلامت انتخابات، پایه‌های مشروعیت پایدار نظام را مستحکم‌تر خواهد کرد.

جامعه ایران بیش از هر چیز، نیازمند تحول در نگاه حکمرانی است؛ نگاهی که در آن دولت پاسخگو، شفاف و زمان‌مند باشد و مردم، امیدوار، آگاه و مشارکت‌جو. با معماری استراتژیک اعتماد، نهادی‌سازی امید و تکیه بر ظرفیت عظیم اجتماعی، فرهنگی و دینی کشور، می‌توان تهدیدهای امروز را به فرصتی برای شکوفایی ایران فردا تبدیل کرد.   

راهی جز بازگشت به قلب مردم، احترام به حق دانستن آنان و «عمل به وعده‌های قانونی در زمان مقرر» وجود ندارد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha