به گزارش ایسنا، «الی اسمیت»، نویسنده اسکاتلندی برنده جایزههای مختلف ادبی همچون «جایزه ادبیات داستانی زنان»، «جایزه گلداسمیتس» و جایزه رمان سال «کاستا» در مصاحبهای جدید با «گاردین» به موضوعات مختلفی پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را میخوانید.
اولین خاطره کتابخوانی «اسمیت»:
ظاهرا وقتی سهساله بودم از طریق برچسبهای صفحههای موسیقی «بیتلز» که داشتیم، خواندن را به خودم آموختم: لحظهای را به یاد دارم که کلمات «من» و «احساس» و «خوب» را تشخیص دادم. کمی بیشتر طول کشید تا کلمه «پارلفون» را بفهمم.
کتابی که در نوجوانی «اسمیت» را تغییر داد:
«یادداشتی برای بهار» اثر «Liz Lochhead». یک شب وقتی شانزدهساله بودم، برای «آن مککی»، معلم شگفتانگیز درس انگلیسیمان در دبیرستان «اینورنس»، بچهداری میکردم. با جستوجو در قفسه کتابهایش، کتابی پیدا کردم که آنقدر نازک بود که صحافی نداشت، فقط لولا داشت و نویسنده آن زنی جوان، اسکاتلندی و شاعر بود (در آن زمان ترکیبی نادر بود). شعرهایش آنقدر خوب، گیرا و روشن بودند و به گونهای از انگلیسی اسکاتلندی نوشته شده بودند که میدانستم به خودم نزدیک است، اما هرگز در هیچ کتابی نخوانده بودم. آن شب دو بار آن را خواندم، سپس «آن مککی» کتاب را یک هفته به من قرض داد. این کتاب مرا سرشار از هیجان و امید کرد.
نویسندهای که نظر «اسمیت» را تغییر داد:
جواب قبلی را ببینید. «Liz Lochhead». او برای بسیاری از ما، آنچه را ممکن بود تغییر داد.
کتابهایی که «اسمیت» را برای نویسنده شدن ترغیب کردند:
خواندن آثار نویسندگان مشخصی باعث میشود به طور مداوم به نوشتن ترغیب شوم. «موریل اسپارک». «تونی موریسون». مجموعه آثار «موریسون» یک کلاس پیشرفته پایدار و شجاعانه در مورد چگونگی تاثیر زندهبودن نوشتار بر انرژی زندگی است و «پرسهزنی عمدی» نوشته «اسپارک»، مانند همه کتابهایش، هرگز در ایجاد حس خوشی، ناامیدم نکرده است.
نویسندهای که «اسمیت» آثارش را دوباره میخواند:
وقتی در اوایل بیستسالگی بودم بسیاری از نوشتههای «سیمون دوبووار» با ترجمه ارزانقیمت با جلد کاغذی منتشر شدند. آن زمان هرچه میتوانستم میخواندم. اخیرا از مواجهه دوباره با داستانهایش لذت بردهام. فکر میکنم رمانهایش ممتاز هستند، به ویژه کتاب «تصاویر زیبا» (۱۹۶۶) که یک طنز درخشان پس از جنگ درباره نمایش شادی است. همچنین هرگز از بازخوانی «دگردیسیها» نوشته «اووید» دست برنمیدارم. این کتاب همیشه به خوانندگانش یادآوری میکند که به رغم دوران دیوانهوار در حال تغییر، سیال و سازگار بمانند.
کتابی که «اسمیت» هرگز نمیتواند دوباره بخواند:
هرگز نگو هرگز. قول میدهم دوباره «جین ایر» و «ویلت» اثر «شارلوت برونته» را امتحان کنم، فقط همین حالا نه، باشه؟
کتابی که «اسمیت» در حال حاضر میخواند:
«همه هنوز اینجا هستند» نوشته «Liadan Ní Chuinn».
کتابی که به «اسمیت» آرامش میدهد:
«کتاب تابستان» اثر «تووه یانسون» که قطعهای به کمالرسیده شامل از دست دادن، نور، وضوح و خوشطینتی است و آنقدر مختصر است که به راحتی در جیب کت جای میگیرد اما شامل بخش زیادی از هر آن چیزی در زندگی است که واقعا اهمیت دارد.
انتهای پیام


نظرات