به گزارش ایسنا، در هفتههای اخیر و پس از حوادث دیماه، قطع اینترنت به یکی از مهمترین عوامل تشدیدکنندۀ نارضایتی تبدیل شده است. این نارضایتی که نمونههایی از آن در گفتوگوهای عادی روزانه در فضاهای عمومی شکل میگیرد و تا کامنتهایی که پای خبرهای مختلف خبرگزاریها ثبت میشود ادامه دارد و مشهود است، تنها به این دلیل نیست که برخی کسب و کارشان مختل شده یا برخی دسترسی به شبکههای اجتماعی یا سرگرمی را از دست دادهاند، بلکه از آنجایی نشات میگیرد که آنها از سوی دیگر، امکان مشارکت و کسب اطلاعات کامل از روایتِ جمعی از آنچه را در حال رخ دادن است از دست دادهاند.
در این شرایط، نمیتوان نقش انسداد ارتباطی را نادیده گرفت. جامعهای که به گردش سریع اطلاعات و تا حدی امکان بیان نظرات خود عادت کرده، در مواجهه با قطع ناگهانی و طولانیمدت اینترنت (نزدیک به ۳ هفته)، احساس حذفشدگی میکند. اینترنت در سالهای گذشته به بستری تبدیل شده بود که مردم از طریق آن روایت خود از وقایع را بیان میکردند، روایتهای دیگران را میدیدند و در نهایت، تصویری چندلایه از واقعیت میساختند. با قطع این بستر، جامعه از امکان مشارکت در ساخت این تصویر محروم میشود و همین محرومیت، حس خوشایندی را برای جامعه در پی ندارد.
ناامیدی در تعلیق
وقتی افراد نتوانند احساسات خود را بیان کنند یا بازتاب آن را در جامعه ببینند، احساس میکنند از دایرۀ کنشگری اجتماعی کنار گذاشته شدهاند. این وضعیت، بهویژه در دورههای بحران، میتواند به شکلی عمیقتر و ماندگارتر خود را نشان دهد.
به دنبال قطعی اینترنت و در این شکل، جامعه بهتدریج وارد وضعیتی میشود که آن را میتوان «فقر روایت» نامید. در این وضعیت، مردم نهتنها اطلاعات کمتری دریافت میکنند، بلکه توان ساختن روایت منسجم از شرایط فعلی را نیز از دست میدهند. وقتی نتوان از اکنون روایت درستی ساخت، آینده هم قابل تصور نیست و ناامیدی در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که زمان حال معلق و آینده غیرقابل تصور میشود.
قطع اینترنت، تکصدایی و نتیجه معکوس
قطع اینترنت همچنین ساختار اعتماد را در جامعه دچار اختلال میکند. جامعۀ امروز ایران، بهویژه در میان نسلهای جوانتر، به زندگی و کسب اطلاعات در میان منابع مختلف مجازی عادت کرده است و بهسختی میتواند تکصدایی را بپذیرد. رسانۀ رسمی روایت خود را ارائه میدهد اما در غیاب جریانهای اطلاعاتی دیگر، این روایت رسمی بهجای تقویت اعتماد، ممکن است نتیجه معکوس دهد. مخاطب امروز، روایتهای مختلف از وقایع را با هم و کنار هم میسنجد و از دل مقایسۀ آنها به درک خود از واقعیت میرسد.
مسئله اصلی این نیست که رسانۀ رسمی روایت خود را ارائه میدهد؛ بلکه مشکل از جایی آغاز میشود که این روایت، به تنها روایت در دسترس تبدیل میشود. حذف صداهای دیگر، باعث میشود مخاطب احساس کند بخشی از واقعیت نادیده گرفته میشود. این احساس، حتی اگر فرض کنیم مبتنی بر واقعیت نباشد، در سطح کلان فرهنگی اثرگذار است. در چنین فضایی، اعتماد بهعنوان یک سرمایه اجتماعی، بهتدریج فرسوده میشود. اعتماد حاصل گفتوگو، آزادی کسب اطلاعات و گفتوگو است و زمانی که این امکانات محدود میشوند، جامعه بهجای همدلی، به سمت سکوت یا بدبینی حرکت میکند.
بیشتر بخوانید:
میدان را برای چه روایتهایی خالی میکنیم؟
در این میان، خلأ روایت داخلی ناخواسته میدان را برای روایتهای بیرونی باز میکند. وقتی جامعه امکان بیان روایت خود را ندارد، به روایتهایی رجوع میکند که از دل منافع یا پیچیدگیهای زیست داخلی برنیامدهاند. این امر البته به معنای پذیرش کامل این روایتها نیست، بلکه بیشتر نشاندهندۀ نیاز جامعه به شنیدن ابعاد مختلف موضوع است. وقتی روایت داخلی محدود میشود، روایتهای دیگر، حتی اگر با واقعیتهای پیچیده جامعه همخوان نباشند، مخاطب پیدا میکنند.
اینترنت و شکاف ایجادشده
مجموع این عوامل نشان میدهد که قطع اینترنت سبب انباشت نارضایتی و ناامیدی میشود؛ احساساتی که در لایههای پنهان جامعه باقی میمانند. در چنین وضعیتی، حتی وصل شدن اینترنت نیز بهتنهایی نمیتواند شکاف ایجادشده را ترمیم کند.
نتیجهگیری از این وضعیت و حتی تصمیمگیری دربارۀ آن، نیازمند نگاهی فراتر از ملاحظات کوتاهمدت است. اینترنت در جامعه امروز ایران، بخشی از زیرساخت فرهنگی است؛ زیرساختی که امکان گفتوگو و روایتگری را فراهم میکند. قطع یا محدودسازی این زیرساخت، هزینهای فراتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، بر جامعه تحمیل میکند. این هزینه، هزینه فرسایش اعتماد و عمیق شدن ناامیدی است. این درحالی است که جامعهای که بتواند از خود سخن بگوید و روایتهایش به رسمیت شناخته شود، حتی در شرایط سخت نیز توان بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت.
از سوی دیگر، وصل شدن اینترنت هرچند ضروری است، اما بهتنهایی برای ترمیم این آسیبها کافی نیست. شکافی که در این مدت ایجاد شده، با وصل شدن دوبارۀ ارتباطات بهسرعت از بین نمیرود. جامعه نیاز دارد دوباره احساس کند که امکان گفتوگو و مشارکت در فهم جمعی را دارد. بدون این احساس، نارضایتی و ناامیدی همچنان به حیات خود ادامه میدهد؛ بنابراین مسئلۀ اینترنت را باید همهجانبهتر دید و برای آن تصمیمگیری کرد.
انتهای پیام


نظرات