محمد مهاجری ـ روزنامهنگار و فعال سیاسی ـ در گفتوگویی با ایسنا درباره مواجهه جامعه با دوقطبی رسانهای و روایتهای یکسویه که به تازگی هم اتفاق نیفتاده و به گفتهای او سالهاست این مسئله رواج یافته، دلیل اصلی این موضوع را منکوب رسانههای مستقل در کشور میداند و توضیح میدهد: رسانه زمانی مرجعیت دارد که روایت واقعی و روایتی که در کف جامعه اتفاق افتاده را منتشر کند. رسانههای ضدانقلاب مثل ایراناینترنشنال، بیبیسی، منوتو و صدای آمریکا به دلیل غرضورزی ذاتی که با جمهوری اسلامی دارند، هیچگاه حاضر نیستند اخبار واقعی را منتشر کنند و معمولا در کنار یکی دو خبر درست، ۱۰ خبر دروغ هم منتشر میکنند و روال یک اطلاعرسانی درست را به هم میزنند. از آن طرف هم صداوسیما و رسانههای حاکمیتی ما سعی میکنند با سانسور واقعیتها، با موضوع مقابله کنند.
مهاجری ادامه داد: من اصلا مخالف این نیستم که در شرایط امنیتی ممکن است انتشار بعضی از خبرها هزینه داشته باشد و منکر این نیستم که تشخیص آن هم باید با شورای امنیت ملی باشد و نه هر جایی، نماینده مجلسی یا مثلا یک رسانه حاکمیتی مثل صداوسیما که این رسانه اصلا صلاحیت اینکه بخواهد روایتی از وقایع داشته باشد که آن را روایت رسمی جمهوری اسلامی بدانیم، ندارد. میماند رسانههایی به اسم رسانههای مستقل که حتی میتواند وابسته به حاکمیت هم باشد اما همیشه اصول حرفهای را رعایت میکند، نه دروغ میگوید، نه غلو میکند و نه کوچکنمایی.
رسانههای مستقل و روزنامهنگاران مستقل فرصت ابراز وجود و اظهار نظر نداشتند
او در پاسخ به سوالی درباره دلایل گرایش مردم به رسانههای خارجی اظهار کرد: اینکه میبینید در سالهای گذشته مرجعیت رسانه از داخل به خارج منتقل شده دلیل اصلی آن این است که رسانههای مستقل و روزنامهنگاران مستقل فرصت ابراز وجود و اظهار نظر نداشتند. همیشه افرادی سعی میکنند که آنها را منکوب کنند تا اخبار مورد نظر خودشان را منتقل کنند. طبیعی است که وقتی شما مرجعیت خبریتان در داخل کشور روزنامههای مستقل و رساتههای مستقل نباشند، هر قصهای که ایراناینترنشنال و بیبیسی میسازند، باورپذیر میشود.
مهاجری یادآور شد: ما در داخل کشور رسانهها، روزنامهها و روزنامهنگاران مستقلی داریم که اگر قدرت مانور بیشتری داشته باشند، میتوانند بهگونهای خبر تهیه کنند که همان خبر پایه تحلیلهای سیاسی قرار بگیرد و به طور گسترده در رسانههای بیگانه منتشر شود و مبنای اطلاعرسانی درست در کشور باشد.
وی درباره دلایل نبود مرجعیت رسانهای در کشورمان توضیح داد: یک اینکه صداوسیما میخواهد به گونهای خبر رسانی کند که آن خبررسانی واقعی نیست، دوم اینکه برخی از دستگاههای حکومتی به دلایل پوشاندن نقاط ضعف خودشان همیشه دنبال این هستند که واقعیتها را با سانسور منتشر کنند.
مهاجری درباره عملکرد رسانههای خارجی به ویژه ایراناینترنشنال در پاسخ به اینکه آیا ویژگیهای یک رسانه حرفهای را داراست؟ اظهار کرد: افرادی که در ایراناینترنشنال کار میکنند اکثرا خبرنگاران متوسط در کشور ما بودند که بنا با به دلایلی آنجا رفتند اما سیاست رسانهای اینترنشنال از او یک رسانه مفلوک ساخته و با تعریفهای رسانهای حرفهای اصلا نمیشود گفت که ایراناینترنشنال یک رسانه است. در داخل کشور هم از اینها داریم که اسم خودشان را رسانه گذاشتهاند خیلی هم هزینه میکنند اما رسانه نیستند. ایراناینترنشنال با پول اسرائیل، آمریکا و پیش از این هم عربستان، سفارشی خبر تولید و سفارشی مصاحبه میکند و فضای خبری ایجاد میکند و با استانداردهای یک رسانه منطبق نیست. رسانههایی مثل بیبیسی میتوانند تاثیرگذاری مثبتی در فضای خبری جهان، منطقه و کشور ما داشته باشند اما آنها هم متاسفانه با بازیهایی که دیگران برایشان میسازند، در حال از دست دادن ارزشهای خبری خود هستند.
تنگنظریهایی که نسبت به اصل خبررسانی و روزنامهنگاری حرفهای صورت گرفته
مهاجری همچنین تاکید کرد: آنچه که باعث شده مرجعیت رسانهای در داخل تضعیف بشود و عملا از کار بیفتد و جایی باز شود برای رسانههای غیرحرفهای و ایراناینترنشنال که واقعا رسانه نیستند، برخی تنگنظریهایی است که در داخل نسبت به اصل خبررسانی و روزنامهنگاری حرفهای صورت گرفته.
رسانهها کاری که صداوسیما میکند را نکنند، کار اینترنشنال را هم نکنند
او درباره پیشنهادش برای بازگشت مرجعیت رسانهای گفت: پیشنهاد من این است رسانهها کاری که صداوسیما میکند را نکنند. کار اینترنشنال را هم نکنند، خبررسانی دقیق که در کف خیابان اتفاق افتاده را منتشر کنند آنوقت خود به خود همه چیز درست میشود.
این روزنامهنگار در پاسخ به این سؤال که آیا قطع نشدن اینترنت میتوانست از دوقطبیگریها جلوگیری کند، اظهار کرد: ممکن بود باز بودن اینترنت خسارتهایی داشته باشد، استدلالهای امنیتی در اینخصوص را نشنیدهام اما حرفهای بعضی از نمایندگان مجلس و اعضای شورای عالی فضای مجازی منطقی نبود و باید آنها را رها کنیم. اما واقعیت توجیهی که میتوانست شورای امنیت ملی داشته باشد را میدانستم و احتمالا نظرم چیز دیگری بود. اما در مجموع میشود گفت که وقتی شما سنگ را میبندید و سگ را رها میکنید، همان اتفاقی میافتد که در حوادث اخیر مواجه بودیم. یعنی ما رسانههای مستقل را میبندیم، و ایراناینترنشنال را رها میکنیم که آنها از طریق ماهواره به اهداف خبری خود برسند. بالاخره توانستند خبر رسمی در مورد تعداد قربانیان حادثه اخیر را چند برابر بزرگ کنند و آن را به اندازه قابل اعتنایی در کشور جای بیاندازند. اخیرا هم آقای رئیسجمهور دستور دادند همه افراد قربانی شناسایی شوند که هم میتواند برای رسانههای داخلی مرجعیت ایجاد کند و هم مشت رسانههایی مثل ایراناینترنشنال را باز کند.
راههای بازگشت مرجعیت/ رسانههای مستقل از نظر حاکمیت ارزشمند تلقی بشوند
این روزنامهنگار در بخش پایانی گفتوگو با ایسنا با تأکید بر سواد رسانهای گفت: به دلیل اینکه مرجعیت رسانهای در کشور ما دچار تخریب شده و به امروز هم برنمیگردد و در سالهای طولانی این اتفاق افتاده، حتی بعضی از رسانههای تندرو داخلی آمدند و مرجعیت رسانههای مستقل را زیر سوال بردند به آنها حمله کردند و تهمت زدند و دروغ گفتند، این عملا باعث شده خود به خود هر وقت اتفاقی میافتد، مردم گوششان به رسانههای بیگانه و شبکههای اجتماعی باشد. باید یک مدت زمان قابل اعتنایی طول بکشد تا مرجعیت به داخل کشور بازگردد، مشروط بر اینکه رسانههای مستقل تقویت بشوند و از نظر حاکمیت ارزشمند تلقی بشوند.
انتهای پیام


نظرات