به گزارش ایسنا، سالروز درگذشت مشیر همایون شهردار مشهور به حبیبالله سپهسالاری، فرصتی است برای بازخوانی جایگاه یکی از چهرههای کمتر شناختهشده موسیقی اما اثرگذار در تاریخ موسیقی و مدیریت فرهنگی ایران؛ شخصیتی که گفته میشود هم در شکلگیری زبان نوین موسیقی دستگاهی نقش داشت و هم سالها در ساختار اداری و دولتی ایرانِ دوره پهلوی اول و دوم حضور پررنگی ایفا کرد.
براساس آنچه روحالله خالقی در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» عنوان کرده است، مشیر همایون شهردار از نخستین موسیقیدانانی بود که کوشید پیانو را نه صرفاً بهعنوان سازی غربی، بلکه بهمثابه ابزاری برای بیان موسیقی دستگاهی ایران بهکار گیرد. آنچه شیوه نوازندگی او را متمایز میکند، شباهت آشکار آن به سنتورنوازی است؛ ویژگیای که بنا بر منابع معتبر، ریشه در شاگردی او نزد محمدصادقخان سرورالملک، برجستهترین سنتورنواز عصر خود، دارد. شهردار ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا با سنتور آموخت و سپس همان منطق ملودیک و تزیینی را عیناً بر پیانو پیاده کرد؛ رویکردی که بعدها الهامبخش شماری از پیانیستهای موسیقی ایرانی شد.

در تاریخ موسیقی دستگاهی، نام مشیر همایون با شکلگیری و تثبیت فرم «پیشدرآمد» نیز گره خورده است. بنا به روایت هوشنگ ابتهاج در «کتاب پیر پرنیاناندیش» (در صحبت سایه)، پیشنهاد نامگذاری قطعهای که پیش از آغاز آواز نواخته میشد، به ابتکار مشیر همایون انجام گرفت؛ پیشنهادی که بهتدریج به یکی از ارکان ساختاری اجرای موسیقی دستگاهی بدل شد. پیشدرآمد، بهعنوان قطعهای سازی و مستقل، نقشی مهم در آمادهسازی شنونده برای ورود به فضای دستگاه و آواز ایفا میکند و امروز بخشی جداییناپذیر از کنسرتهای موسیقی سنتی ایران است.
فعالیتهای او اما محدود به حوزه موسیقی نماند. خود او در این زمینه نقل کرده است که سالها در مناصب گوناگون قضایی، انتظامی و اجرایی فعالیت کرد: از قضاوت و دادستانی تا ریاست شهربانی در شهرهای مهم و شهرداری کلانشهرهایی چون مشهد، اصفهان و شیراز. این همزمانی نقش هنرمند و مدیر دولتی، تصویری پیچیده و گاه متناقض از او بهجا گذاشته است؛ شخصیتی که از یکسو حامی موسیقی و از سوی دیگر بخشی از ساختار قدرت اداری زمانه خود بود.

براساس گفتوگوها و اسناد رادیو ایران و البته آنچه روحالله خالقی گفته است، حضور او در تاریخ ضبط موسیقی ایران نیز قابل توجه است. سفرش به لندن در سال ۱۹۰۹ میلادی به دعوت کمپانی «هیز مستر ویس» و ضبط صفحات موسیقی ایرانی، همچنین ضبطهای بعدی برای کمپانی کلمبیا در تهران (۱۳۱۲)، هرچند به گفته خود او امروز در دسترس نیستند، اما نشان از جایگاه حرفهای او در موسیقی زمانه دارند. افزون بر این، بیش از دو دهه همکاری او با رادیو ایران، از نوازندگی پیانو تا مدیریت و مشاوره هنری برنامههای موسیقی، نقش مهمی در شکلدهی به سیاستهای موسیقایی این رسانه ایفا کرد.
با این حال، روایتهای انتقادی نیز درباره او باقی مانده است؛ از جمله آنچه ادیب خوانساری به نقل از ابتهاج درباره حذف نوارهای صوتیاش در دوران مدیریت مشیر همایون بر رادیو به علت علاقه مشترک به یک خانم، بیان میکند. این روایتها، فارغ از داوری اخلاقی، نشان میدهد که او چهرهای بیحاشیه نبوده و همانند بسیاری از شخصیتهای تاریخی، ترکیبی از نوآوری هنری و مناقشه مدیریتی را در کارنامه خود دارد.
به هر حال سالروز درگذشت مشیر همایون شهردار، بهانهای بود که نگاهی داشته باشیم به زندگی یکی از چهرهها در گذار سنت به مدرنیته؛ فردی که از نسلی بود که هم موسیقی ایرانی را به ابزارهای نو سپرد و هم درگیر مناسبات قدرت و رسانه شد.
انتهای پیام


نظرات