او معتقد است این روایت مستقل، میتواند پلی می تواند پلی میان شکاف های موجود باشد و از افتادن در دام افراط و تفریط روایت های غالب جلوگیری کند.
محمد عطریانفر ـ روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی ـ در گفتوگویی با ایسنا به مسائل مختلفی چون دوقطبیسازی رسانهای، اهمیت روایتهای متعادل و مردمی، چالشهای رسانههای داخلی در جلب اعتماد عمومی و دلایل تمایل برخی شهروندان به رسانههای خارجی پرداخت.
روایت رسانههای حاکمیتی و محدودیت های آن
این روزنامهنگار با اشاره به بروز دوقطبی رسانهای در جامعه و محدودیتها، اظهار کرد: روایت رسمی معمولاً از سوی رسانههای دولتی و وابسته به حکومت منتشر میشود. روایتها معمولاً با هدف تقویت مشروعیت حکومت، تبیین موفقیتها و توجیه مشکلات و پاسخی ولو به اجمال به چالشها ارائه میشود. در بسیاری از مواقع، این روایتها به نفع دیدگاهی خاص و تحت تاثیر منافع قدرت حاکم شکل میگیرد. رسانههای دولتی به جای انعکاس واقعیتها بهطور کامل، بیشتر در پی ایجاد تصویری مطلوب از وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور هستند. در نتیجه، این روایت اغلب از دردها و مشکلات واقعی مردم غفلت میکند و نمیتواند با تمام قوا به نیازها و خواستههای عمومی پاسخ دهد.
عطریانفر درباره عملکرد رسانههای خارجی به ویژه ایراناینترنشنال اظهار کرد: در مقابل، روایت رسانههای اپوزیسیون که معمولاً به چالش علیه حاکمیت پرداخته و خواستار تغییرات اساسی در ظاهر و بعضاً برانداز در باطن ماجرا هستند. این روایتها به دلیل ماهیت اعتراضآمیز خود نوعاً به سمت افراطیگری و سادهسازی مسائل کشیده میشوند. گاهی اوقات، رسانههای اپوزیسیون معمولا به جای تمرکز بر تحلیلهای مبتنی بر واقعیت، بیشتر بر انتقادها و حملات سیاسی متمرکز میشوند. این نوع روایات اگرچه در برخی موارد نقدهای قابل اعتنایی به ساختارهای قدرت وارد میآورد اما در مواقعی به دلیل عدم توازن و بیاعتنایی به نیازهای مختلف جامعه، خود به یکی از عوامل تفرقه در میان مردم تبدیل میشود.
فاصله گرفتن از دو روایت حاکمیت و اپوزیسیون
او با اشاره به اینکه روایت سوم مستلرم فاصله گرفتن از دو قطب یاد شده است، توضیح داد: اگر بخواهیم از دو روایت مذکور ـ حاکمیت و اپوزیسیون ـ فاصله بگیریم، ضرورت روایت سوم که دربرگیرنده و نماینده اراده مردم است رخ نشان میدهد. در این وضعیت پیچیده و دوقطبی، «روایت سوم» بهعنوان یک روایت مستقل و مبتنی بر واقعیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردم، ضرورتی انکارناپذیر است. این روایت باید از احساسات واقعی مردم نسبت به مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی دفاع کند و در عین حال، از انتقاد و تحلیل منطقی برای پیشبرد اهداف مردمی نظام استفاده کند. روایت سوم باید به جای دامن زدن به تنشهای سیاسی و اجتماعی، بر خواستههای واقعی مردم تمرکز کند و در عین حال، نقاط ضعف هر دو روایت رسمی و اپوزیسیون را مستدلاً بیان کند. این روایت باید خود را از منازعات سیاسی دور نگه دارد و در جهت بهبود وضعیت مردم و پیشبرد مطالبات آنان حرکت کند. در حقیقت، این روایت باید بتواند به عنوان پلی میان مردم و قدرتهای حاکم و مخالف عمل کند و به ایجاد گفتوگوی موثر میان تمامی گروهها بپردازد.
عطریانفر درباره ویژگیهای روایت سوم مطرح کرد: روایت سوم برای توفیق و نفوذ کلمه در میان مخاطبان باید خصایص و ویژگیهایی داشته باشد تا بتواند در فضای رسانهای کشور به تأثیرگذاری برسد.
او سپس این خصایص و ویژگیها را چنین برشمرد:
اصالت و صداقت: روایت سوم باید بر اساس واقعیتها و اطلاعات مستند شکل گیرد. در این روایت نباید هیچگونه تحریف یا اغراق در واقعیتها صورت گیرد، بلکه باید شفافیت و دقت در ارائه هر روایتی بوضوح دیده شود.
گفتوگوی فرهنگی و اجتماعی: روایت سوم باید فضایی را برای گفتوگو و تبادل نظر ایجاد کند و به جای تکیه بر خشونت کلامی و حملات غیرمؤثر، از رویکردهای مدنی و فرهنگی بهره گیرد.
تمرکز بر خواستههای مردم: به جای تمرکز بر منافع گروههای خاص، روایت سوم باید نگاهی جامع به مطالبات عمومی داشته باشد و بر تحقق خواستههای مردم در تمامی سطوح اجتماعی و اقتصادی تمرکز کند
بیطرفی و استقلال: این روایت باید خود را از تأثیرات طرفهای مختلف سیاسی و جناحی و حب و بغضهای ناموجه دور نگه دارد و به جای آنکه در دام تبلیغات و جنگهای رسانهای طرفین گرفتار شود، به نیازهای اصلی جامعه توجه نماید.
چالشهای امنیت رسانهای
عطریانفر با بیان اینکه راهبری روایت سوم در میانه دو روایت متضاد، چالشهایی جدی به همراه دارد، توضیح داد: نخستین چالش، مسألهی امنیت رسانهای است. در شرایطی که رسانهها تحت نظارت شدید دولتها و گروههای مخالف هستند، تأسیس و هدایت یک روایت مستقل و حقیقتگرا میتواند معضلاتی زیادی برای افرادی که در پی آن هستند به همراه داشته باشد. چالش دیگر، پذیرش و اقبال این روایت از سوی مردم است. در دنیای پر از اخبار و اطلاعات که بسیاری از آنها پولاریزه و به دو قطب تقسیم شدهاند، یافتن جایگاهی در میانه، برای یک روایت مستقل که همزمان با واقعیت چالش دیگر، پذیرش و اقبال این روایت از سوی مردم است. در دنیای پر از اخبار و اطلاعات که بسیاری از آنها پولاریزه و به دو قطب تقسیم شدهاند، یافتن جایگاهی در میانه، برای یک روایت مستقل که همزمان با واقعیتها همسو باشد، بسی دشوار است. همچنین، در صورتی که روایت سوم نتواند به طور مؤثر بر دغدغههای عمومی پاسخ دهد یا در پی حل مسائل کلیدی و مبرمجامعه پیش نرود، احتمال عدم تاثیرگذاری آن نیز وجود دارد.
در نهایت، ایجاد و هدایت «روایت سوم» به عنوان یک ضرورت در دنیای رسانهای امروز، نهتنها از جنبههای اجتماعی و فرهنگی اهمیت دارد، بلکه میتواند به عنوان پل ارتباطی میان مردم و قدرتهای مختلف عمل کند. روایت سوم باید در خدمت منافع عمومی، صلح اجتماعی و پیشرفت کشور باشد. این روایت باید بتواند از واقعیتها دفاع کند و در عین حال، به سمت تحقق خواستههای مشروع و انسانی مردم حرکت کند. در این مسیر، رسانههای غیروابسته نقش اساسی دارند و باید بهطور مستمر به این امر توجه کنند که در کنار دو روایت موجود، چگونه میتوانند فضای جدیدی از گفتوگو و تعامل ایجاد کنند.
او بر این باور است که روایت سوم چنانچه به درستی و باسلامت و قدرت حرفهای سامان پیدا کند، بلاشک میتواند همچون اهرم تعادل مورد توجه قرار گیرد و نه تنها به ایفای نقش ذاتی خود می پردازد بلکه به عنوان شاخص و الگوی مؤثر با مضمون همگرایی، مسیر روایت و رسانههای دوقطب حاکمیت و مخالفین را به سوی حقیقت و واقعیت دمساز میکند.
صداوسیما پوششدهنده و اقناعکننده بخشی از جامعه است
او با بیان اینکه هم اینک در فضای رسانهای ایران، با دو روایت که هریک برای خود مخاطبانی دارند، روبرو هستیم، توضیح داد: نخست صداوسیما که بنا به ماموریت قانونی و حقوقی خود باید با نگاه ملی چتر فراگیر همراهی خود را با سلیقههای ملی و اندیشههای متنوع در جامعه همراه کند اما سوگمندانه باید اذعان کرد از منظر گفتمانی آنها تنها پوششدهنده و اقناعکننده بخشی از جامعه ایراناند و با سد و مانعی که به لحاظ مبانی برای حضور دیگران ترسیم میکنند، زمینه جذب مخاطب بیشتر را از خود سلب کرده و ناخواسته بخش گستردهای از شهروندان را برای کسب اطلاعات و اخبار واقعی به سوی ناکجاآبادی احاله میدهند که متاسفانه آن ناکجاآباد، رسانه، حوزه و روایتی نیست، مگر رسانه صهیونیستی ایران اینترنشنال که متاسفانه به عنوان رسانه دوم، جایگزین در فضای پرالتهاب جامعه ایرانی، نفرت، ناامیدی، آشوب و دروغ میپراکند.
این تذکر مشفقانه را مدیریت رسانه ملی به جان پذیرا باشد
او با تذکری به مدیریت صداوسیما گفت: این تذکر مشفقانه را مدیریت رسانه ملی به جان پذیرا باشد که دعوت از افراد و اندیشههای متفاوت در عصر عسرت و بحران، اصولاً کارساز نیست و چهبسا پیامدهای مورد انتظار را پاسخ ندهد. منطق درست، بازگشت به هویت نخستین، ماهیت و فلسفه اولیه شکلگیری رسانه ملی است؛ در همه ایام، از جمله در شرایط پرالتهاب کشور. آنگونه که جامعه در آیینه تمامنمای صداوسیمای خودشان تصویر واقعیت خود، حاکمیت و دنیای پیرامون را به درستی مشاهده کنند.
به باور من باید سپاسگزار خدا بود که با جنگ روایتهایی که نارسانه خارجی ایران اینترنشنال علیه ملت ایران راه انداخته و هر روز برطبل تهی و بیمحتوا با صدای گوش خراش میکوبد چنان ناشیانه و ناکارآمد عمل میکند که از فرصت ضعفِ رقیب و غیرحرفهای رسانه ضدملی، رسانه ملی میتوانسته و میتواند و باید استفاده فراوان ببرد و خود را در ارائه روایتها در صدر نشاند. اما افسوس که نحوه مدیریت بسته و محفلی حاکم، این فرصت را از ملت ایران دریغ داشته و شهروندان فراوانی را بهرغم تمایل قلبی، روانه حوزه مخاطبان ایران اینترنشنال کرده است.
انتهای پیام


نظرات