• سه‌شنبه / ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۳:۲۲
  • دسته‌بندی: فرهنگ عمومی
  • کد خبر: 1404111408206
  • خبرنگار : 71635

گفت‌وگو در بن‌بست!

گفت‌وگو در بن‌بست!

در روزهایی که اختلاف‌ نظرهای سیاسی پررنگ‌تر شده، نشانه‌های این شکاف فقط در خیابان و فضای عمومی دیده نمی‌شود؛ رد آن را می‌توان در دوستی‌هایی دید که کمرنگ شده‌اند، در جمع‌هایی که دیگر شبیه گذشته نیستند و در رابطه‌های فامیلی که زیر فشار اختلاف نظر، به نقطه‌ای تازه برای حذف یا تغییر شکل رابطه رسیده‌اند.

به گزارش ایسنا، پس از وقایع دی‌ماه و تشدید اختلاف نظرهای سیاسی و اجتماعی، شکافی عمیق در بخش‌هایی از روابط انسانی جامعه ایران شکل گرفته است؛ شکافی که می‌توان اثر آن را در گفت‌وگوهای نیمه‌تمام، رفاقت‌های تحت تاثیر قرارگرفته و جمع‌های  فامیلی و دوستانه‌ای دید که دیگر شبیه گذشته نیستند. این شکاف اکنون در دل خانه‌ها، گروه‌های مجازی و دوستی‌های چندساله رخ داده است.

این روزها پایان بعضی رابطه‌ها آرام و بی‌صدا و بعضی دیگر با بحث، تنش و حتی قطع کامل ارتباط رقم می‌خورد. برای برخی، یک گفت‌وگوی تند یا اختلاف نظر حل‌نشده نقطه پایان است و برای برخی دیگر، سکوت کم‌کم جای حرف زدن را می‌گیرد. اختلاف نظرهای سیاسی که زمانی می‌توانست در چارچوب بحث باقی بماند، حالا در مواردی به مرز مشخص میان افراد تبدیل شده؛ مرزی که دوستان قدیمی، همکاران و حتی اعضای خانواده را روبه‌روی هم قرار داده و روابط افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

گفت‌وگو سخت و دعوا آسان می‌شود

جامعه ما در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی روبه‌رو بوده است؛ فشارهایی که در زندگی روزمره انباشته شده و آستانه تحمل بسیاری از افراد را پایین آورده است. در چنین وضعیتی، شنیدن نظر متفاوت آسان نیست و اختلاف دیدگاه‌ها سریع‌تر از گذشته به تنش می‌رسند. در این بین سیاست و وقایع اخیر هم دیگر صرفا موضوع تحلیل و بحث نیست و بیش از گذشته با تجربه‌های شخصی، خشم‌ و نگرانی‌ها گره می‌خورند؛ وضعیتی که گفت‌وگو را سخت‌تر و فاصله گرفتن یا حتی دعوای لفظی را آسان‌تر می‌کند.

مثل من فکر نکنی حذف می‌شوی

در این فضا، اختلاف نظر دیگر صرفا اختلاف بر سر تحلیل یا برداشتی متفاوت از یک‌ موقعیت خاص نیست، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از بی‌دردی، بی‌اخلاقی یا حتی خیانت تلقی می‌شود. همین برداشت‌ها باعث می‌شود افراد احساس کنند ادامه رابطه با کسی که مثل آنها فکر نمی‌کند، به معنای نادیده گرفتن ارزش‌هایشان است و نتیجه این روند حذف تدریجی آدم‌ها از دایرۀ ارتباطات نزدیک است؛ حذفی که گاهی بی‌سروصدا و گاهی با یک جدال جانانه رخ می‌دهد.

دوستی‌هایی که سال‌ها بر پایۀ خاطره، اعتماد و تجربه‌های مشترک شکل گرفته‌اند، حالا زیر سایه پرسش‌های تازه قرار می‌گیرند؛ آیا می‌توان با کسی که تحلیل سیاسی متفاوتی دارد، همچنان دوست ماند؟ آیا سکوت در برابر یک اتفاق خاص که همۀ جامعه درگیر آن هستند، به معنای تأیید آن است؟ آیا همدلی حتما باید به یکسان شدن عقیده‌ها منجر شود؟ و... . این پرسش‌ها، بدون آنکه پاسخ روشنی داشته باشند، یا روابط را در وضعیتی مبهم نگه می‌دارند یا در نهایت منجر به قطع ارتباط می‌شوند.

از سوی دیگر، فقدان گفت‌وگوی عمومی منسجم و پایدار باعث شده بار بسیاری از بحث‌های حل‌نشده به روابط شخصی منتقل شود. جایی که نه قواعد گفت‌وگوی حرفه‌ای وجود دارد و نه حتی گاهی امکان خروج محترمانه از بحث، به‌ویژه در شرایطی که ممکن است پای چالش‌های سابق یک رابطه نیز به بحثِ تازه کشیده شده و افراد را در دو قطب کاملا مخالف هم قرار دهد. در نتیجه، اختلاف‌ها شخصی می‌شوند و به جای نقدِ نظر یا دیدگاه، خود فرد هدف قرار می‌گیرد.

هیچ چیز شبیه قبل نمی‌شود

بعضی وقت‌ها بحث بالا می‌گیرد، حرف‌ها تند می‌شود و رابطه ناگهان قطع می‌شود؛ بعضی وقت‌ها هم ماجرا بی‌سروصدا جلو می‌رود و افراد جایی به خود می‌آیند که ارتباط دیگر مانند گذشته نیست. در هر دو حالت، آدم‌ها بارها ناچار به توضیح دادن و دفاع از خود می‌شوند و مدام با این حس روبه‌رو هستند که فهمیده نمی‌شوند یا متهم‌اند. همین وضعیت، رابطه‌ها را یا زیر فشار تنش از هم می‌پاشد یا به جایی می‌رساند که ادامه‌دادنشان دیگر شبیه گذشته نیست.

در این میان، خانواده‌ها هم از این شکاف‌ها در امان نمانده‌اند. اختلاف نظر حتی میان خواهرها و برادرها، گاهی آنچنان بالا می‌گیرد که «گفت‌وگو» دربارۀ برخی موضوعات از سوی بزرگ‌ترهای خانواده به موضوعات «ممنوعه» تبدیل می‌شود تا با نپرداختن به یک موضوع بتوانند تا جای ممکن جلو اختلافات بعدی میان فرزندان را بگیرند. در این شرایط ترجیح داده می‌شود بحثی باز نشود تا تنشی ایجاد نشود، اما این روند همیشه به آرامش ختم نمی‌شود. خیلی از دلخوری‌ها گفته نمی‌شوند و همان‌جا لابه‌لای رابطه‌هایی که در ظاهر ادامه دارند اما دیگر مثل قبل نیستند، باقی می‌مانند.

قطبی شدن جامعه و قربانی شدن واقعیت

آنچه در میان این همه تنش و اختلاف کمتر دیده می‌شود، اثر آرام و تدریجی این قطبی‌شدن بر خودِ جامعه است. وقتی آدم‌ها دایرۀ ارتباطاتشان را به کسانی محدود می‌کنند که کاملا شبیه خودشان فکر می‌کنند، گفت‌وگو کم‌کم معنای خود را از دست می‌دهد و جای خود را به تأیید گرفتن می‌دهد. جمع‌ها بسته‌تر می‌شوند و بحث‌ها بیشتر حول تکرار نظرهای آشنا می‌چرخند و دیگر صدای نظر متفاوت یا حتی مخالف به گوش نمی‌رسد. در چنین فضایی، شنیدن نکات طرف مقابل سخت‌تر می‌شود و روایت‌ها به‌جای آنکه کامل‌تر شوند، هر بار بخشی از واقعیت را کنار می‌گذارند و تصویر ساده‌تری از یک مسئله پیچیده می‌سازند که در نهایت کاملا مطلوبِ همان طرز فکر است. موضوعی که صرف نظر از اینکه افراد چه دیدگاه یا عقیده‌ای داشته باشند، می‌توان آن را هشداری برای قربانی شدن ابعاد دیگر موضوعات اجتماعی، سیاسی و… دانست.

در چنین فضایی، خیلی‌ها ناخواسته به این فکر می‌افتند که مرز حفظ عقیده و حفظ رابطه کجاست؟ اینکه آیا برای ماندن کنار هم، لازم است دقیقا یک جور فکر کنیم یا می‌شود اختلاف نظر داشت و همچنان رابطه را حفظ کرد؟ شاید نتوان به راحتی جواب مشخصی برای این سؤال‌ها پیدا کرد، اما همین که مکثی وسط این واکنش‌های تند ایجاد و این پرسش‌ها مطرح شود، شاید کمک کند تصمیم‌ به قطع رابطه با عجله کمتری گرفته شود.

گفت‌وگو در بن‌بست

شاید بتوان گفت بخشی از واکنش‌های تند این روزها از تجربه‌های سنگینی می‌آید که خیلی‌ها پشت سر گذاشته‌اند؛ تجربه‌هایی مثل فقدان، سوگ از دست دادن جان‌ عزیزان، نگرانی نسبت به آینده در سایه احتمال جنگ و... . در چنین شرایطی، موضع‌گیری‌ها همیشه حاصل تحلیل دقیق نیست و ممکن است با احساساتی مخلوط شود که هنوز فرصت بیان یا شنیده شدن پیدا نکرده‌اند. همین مسئله باعث می‌شود گفت‌وگوها زودتر به بن‌بست برسند و سوءتفاهم‌ها سریع‌تر شکل بگیرند.

آنچه امروز در رابطه‌ها می‌بینیم، فقط دعوای سیاسی یا اختلاف نظر نیست و بیشتر شبیه نشانه‌های تجمیع خستگی جامعه‌ از موارد مختلف است که در یک موضوع مشخص فرصت ظهور و بروز پیدا کرده است. وقتی این خستگی دیده نشود، فاصله گرفتن عادی می‌شود و قطع رابطه دیگر اتفاق عجیبی به نظر نمی‌رسد. در چنین وضعیتی، قرار نیست همه چیز با هم‌نظر شدن افراد درست شود. شاید تنها کاری که هنوز می‌شود کرد این باشد که برای تمام کردن رابطه‌ها عجله نکنیم؛ بگذاریم حرف‌ها نیمه‌تمام بمانند، شاید هنوز جایی برای ادامه‌ دادن وجود داشته باشد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha