• پنجشنبه / ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۸:۴۲
  • دسته‌بندی: فرهنگ عمومی
  • کد خبر: 1404121408413

جنگ و بلاگری بحران!

جنگ و بلاگری بحران!

شش روز از آغاز جنگ می‌گذرد و شهرها زیر موج بمب و موشک آسیب دیده‌اند. دشمن حتی بیمارستان را هم هدف قرار داده و خانواده‌هایی را داغدار کرده است. اما در چنین شرایطی برخی بلاگرها دست از کار نکشیده و با حضور در اماکن تخریب‌شده تولید محتوا می‌کنند؛ رفتاری که گاه از سر ناآگاهی و گاه برای دیده‌شدن انجام می‌شود و می‌تواند به عملیات امدادی و حتی روایتی که باید از این روزهای حساس شکل بگیرد، آسیب بزند.

به گزارش ایسنا، شش روز است که صدای انفجار موسیقی پس‌زمینۀ زندگی‌هایمان شده است، ساختمان‌ها و سازه‌ها با اصابت هر موشک فرو می‌ریزند و گروهی زیر آوار می‌مانند و نیروهای امدادی برای نجات جان‌ها تلاش می‌کنند. اما در همین میدان پرخطر، عده‌ای تلاش می‌کنند روایت اتفاق را به شیوۀ خود ثبت کنند؛ شیوه‌ای که البته گاهی هدف را زیر سوال می‌برد. برخی افراد نیت اطلاع‌رسانی دارند و می‌خواهند صدای مردم باشند، برخی دیگر اما آگاهانه به دنبال دیده‌شدن و افزایش بازدید صفحه خود هستند و نتیجۀ هر دو رفتار، وقتی تخصص و چارچوب حرفه‌ای وجود نداشته باشد، می‌تواند به اختلال در امدادرسانی و مخدوش شدن تصویر واقعی از بحران منجر شود؛ به‌ویژه وقتی که فرد با لباس نیروهای امدادی بدون داشتن کم‌ترین اطلاعات از یکی از تخصصی‌ترین بخش‌های بیمارستان ویدیویی تولید کند که به زعم خود احساسی اما از نظر متخصصان کاملا غیرحرفه‌ای باشد.

حضور افراد غیرمتخصص در محل‌های تخریب، پیش از هر چیز، خطر جانی ایجاد می‌کند. سازه‌ای که یک‌بار فرو ریخته است، امکان ریزش دوباره دارد. احتمال نشت گاز، آتش‌سوزی یا انفجار تأخیری وجود دارد. وقتی افراد عادی یا بلاگرهای بی‌تخصص وارد همان محدوده می‌شوند، تمرکز نیروهای متخصص را برهم می‌زنند و مسیر حرکت تجهیزات را کند می‌کنند. هر دقیقه تأخیر می‌تواند به قیمت جان یک مصدوم تمام شود در حالی که هیچ محتوایی ارزش آن را ندارد که عملیات نجات را مختل کند. 

سکوت کنید راه دوری نمی‌رود!

در این میان، مسئله فقط اظهارنظر ساده آنها نیست؛ مسئله، ورود به قلمرو یک تخصص در حساس‌ترین لحظه‌های حیات و مرگ است. برخی بلاگرهای بی‌تخصص در برابر دوربین می‌ایستند و درباره وضعیت نوزادان، عملکرد بخش‌های درمانی یا ایمنی سازه‌های تخریب‌شده با لحنی سخن می‌گویند که نه تنها مبنای علمی ندارد که باعث ایجاد برداشت‌های غلط می‌شود. وقتی فردی بدون دانش پزشکی درباره شرایط یک بخش درمانی تحلیل ارائه می‌دهد یا درباره علت تخریب یک ساختمان حکم قطعی صادر می‌کند، در حال تولید دادۀ نادرست است. اطلاع‌رسانی در زمان جنگ باید به متخصصان متکی باشد چون  هر حرفی می‌تواند پیامدی فراتر از یک ویدئو داشته باشد و به موجی از شایعه، بی‌اعتمادی و سوءاستفاده تبلیغاتی دامن بزند. در چنین شرایطی، سکوت بسیار بهتر از اظهارنظرِ بی‌پشتوانه است. 

پایمال شدن کرامت انسانی رنج‌دیدگان

از سوی دیگر انتشار بی‌ملاحظه تصاویر پیکرهای زیر آوار، کودکان مجروح یا خانواده‌های در شوک، چرخۀ ترومای شکل‌گرفته را تقویت می‌کند. کودکان و نوجوانان این تصاویر را در شبکه‌های اجتماعی می‌بینند و بدون آمادگی روانی با خشونت عریان جنگ مواجه می‌شوند. وقتی فردی برای جلب توجه، نمای نزدیک از صحنه‌های دردناک منتشر می‌کند یا با عجله به سراغ فردی که تازه از زیر آوار بیرون آمده می‌رود تا با او صحبت کند و فیلم بگیرد، ناخواسته بار روانی جامعه را سنگین‌تر می‌کند. رسانه حرفه‌ای در چنین شرایطی باید کرامت انسانی را حفظ کند و از نمایش بدون قاعدۀ رنج دیگران پرهیز کند. 

آب به آسیاب موافقان جنگ نریزید

از طرفی اطلاع‌رسانی نادرست از بحران می‌تواند به خوراک تبلیغاتی برای جریان‌های موافق جنگ تبدیل شود. وقتی فردی آمار غلط ارائه می‌دهد یا تحلیل خام و احساسی منتشر می‌کند، رسانه‌های موافق جنگ همان محتوا را دستمایه تمسخر یا تحریف قرار می‌دهند. آن‌ها از خطاهای فردی برای زیر سؤال بردن تمام ماجرای جنگ و دفاع از عقاید خود استفاده می‌کنند. هر جمله نادرست می‌تواند به نفع طرف مقابل تمام شود.

آمریکا و اسرائیل در این شش روز نشان داده‌اند که حتی به مراکز درمانی هم رحم نمی‌کنند و بیمارستان را هدف قرار می‌دهند. چنین رفتاری نشان می‌دهد که خطوط قرمز انسانی در میدان جنگ نادیده گرفته می‌شود و در شرایطی که طرف مقابل قواعد انسانی را نقض می‌کند، ما نباید با بی‌احتیاطی در روایت واقعه، بهانه‌ای برای تحریف واقعیت به او بدهیم. هر تصویر و هر جمله باید با سنجش پیامدهای بعدی منتشر شود.

بلاگر یا شهروند - خبرنگار؟!

در چنین شرایطی برخی افراد استدلال می‌کنند که شهروند - خبرنگاری حق طبیعی مردم است و هر فرد می‌تواند آنچه را می‌بیند ثبت کند. این استدلال بخشی از واقعیت را بیان می‌کند اما تمام واقعیت را پوشش نمی‌دهد. شهروند - خبرنگاری زمانی مفید عمل می‌کند که اصول ایمنی، راستی‌آزمایی و احترام به حریم خصوصی را رعایت کند. وقتی فردی بدون رعایت فاصله ایمن وارد محدودۀ خطر می‌شود یا بدون اجازه، تصویر چهره مصدومان را منتشر می‌کند، از چارچوب رفتار حرفه‌ای خارج می‌شود. 

البته نقد این رفتارها به معنای نادیده گرفتن نیت‌های خیرخواهانه نیست. بسیاری از افراد با انگیزه همدلی وارد میدان می‌شوند و می‌خواهند صدای آسیب‌دیدگان باشند. اما نیت خوب، جای تخصص و آموزش را نمی‌گیرد. عملیات امدادی، مدیریت بحران و اطلاع‌رسانی حرفه‌ای هرکدام قواعد مشخص دارد. بلاگرها با چند اصطلاح تخصصی و چند جمله احساسی، خود را در جایگاه تحلیلگر می‌نشانند و از دل بحران، برای صفحه شخصی‌شان اعتبار می‌سازند. اگر نخواهیم اسم این رفتار را سوءاستفاده از بحران بگذاریم، دست‌کم باید بگوییم نوعی بی‌اعتنایی روشن به درد و رنج مردمی است که زیر آوار جنک همه چیز خود را از دست داده‌اند. 

آوار، دکور تولید محتوا نیست

جنگ صحنه نمایش نیست و آوار، دکور تولید محتوا محسوب نمی‌شود. وقتی بلاگری وارد محدوده خطر در خیابان، خانه یا بیمارستان آسیب‌دیده می‌شود و عملیات امدادی را به پس‌زمینه ویدئو خود تبدیل می‌کند، عملا اولویت را جابه‌جا می‌کند؛ او به جای نجات جان افراد، نجات آمار بازدید صفحه‌اش را در دستور کار می‌گذارد.

در این شش روزی که دشمن حتی بیمارستان را هم زده و هیچ خط قرمزی را رعایت نکرده است، حداقل انتظار این است که در داخل کشور کسی درد مردم را دستمایۀ دیده‌شدن نکند. بلاگرهایی که از دل این وضعیت برای خودشان اعتبار و دنبال‌کننده می‌سازند، باید بدانند این رفتار در حافظۀ مردم، آن هم در این روزهای سخت ثبت می‌شود و به سادگی فراموش نخواهد شد.

انتهای پیام