این نویسنده پیشکسوت در گفتوگویی مکتوب با ایسنا درباره اینکه ادبیات در شرایط بحران چون جنگ که این روزها در کشورمان جاری است، چقدر میتواند به تابآوری اجتماعی کمک کند، گفت: اجازه میخواهم عرض کنم که آنچه در شرایط بحران آرامبخش است، تنها ادبیات نیست. ادبیات یکی از آنها و شاید شاخصترین آنها باشد. مثلاً کتابی که هیچ ربطی به جنگ ندارد، «سهشنبهها با موری»، پایهاش گفتوگوهای استادی است در حال موت. با شاگردی که سالهاست او را ندیده، اما تجربهها و درسهایی را با او درمیان میگذارد که تحمل هر معضلی برای انسان راحت میشود. با خواندن کتاب چنان آرامشی به خواننده دست میدهد که در سختترین بحران هم تابآوری میکند. لذا شاید در کنار موضوع مدنظر سرکار، کتابهای روانشناسی و روانکاوی را هم بشود اضافه کرد.
او سپس بیان کرد: و اما ادبیات. بیشک یکی از گونههای هنری که در شرایط بحران، میشود در کنار آن آرام گرفت، ادبیات است. اجازه میخواهم به ادبیات موسیقی را هم اضافه کنم. این پیشنهاد را ارسطو چند قرن قبل از میلاد ارائه کرده و از اینجا معلوم میشود که این شخص چقدر نبوغ داشته، و چقدر از زمان و زمانه خود جلو بوده است. ادبیات که میگوییم منظور فقط داستان نیست بلکه شعر و نمایشنامه و قطعات ادبی را هم باید به آن افزود.
فراست در پاسخ به اینکه ما پیشتر تجربه جنگ را داشتهایم، چقدر میتوانیم از کتابهایی که درباره جنگ نوشته شدهاند و به نوعی ادبیات جنگ را شکل میدهند، استفاده کنیم، گفت: کتابهای جنگ هم یقیناً به تابآوری انسان در شرایط فعلی (جنگ ایران و اسراییل - آمریکا) کمکرسان هستند. مگر میشود رمان «سرباز رایان» به تابآوری ما در شرایط بحران کمک نکند و آرامبخش نباشد؟ یک دیالوگ از این شاهکار این است که از طرف رئیس جمهور آمریکا برای سربازی پیغام میبرند که چهار برادرت کشته شده و تو باید برگردی. سرباز میگوید من کنار برادران باقیماندهام (سربازهای غریبه) میمانم و تنهاشان نمیگذارم. از این دست ایثارگریها بنده در جنگ ایران و عراق فراوان دیدهام. شاهد کسانی بودم که شب حمله پلاکشان را دور میانداختند تا گمنام بمیرند. یا در سنگری چهل کمپوت آوردهاند برای چهل سرباز، یکی از آنها حالش خوب نیست. سردسته میگوید هرکدام خیلی گرسنه نیستید سهمتان را برای این مریض بگذارید. همه چهل کمپوت را میگذارند و میروند.
او همچنین درباره کتابهای پیشنهادیاش برای این روزها نیز گفت: و اما کتابهای ارزندهای که در حوزه جنگ میشود پیشنهاد داد. گمان میکنم همه کتابهای جنگی که مجید قیصری، رضا امیرخانی، محمدرضا بایرامی و احمد دهقان نوشتهاند ارزش خواندن دارند. چند کتاب هم که به دل بنده چسبیدهاند و در خاطرم مانده نام میبرم: «هلال پنهان» از علی اصغر شیرزادی،«در چشم تاریکی» محمدرضا گودرزی، «آداب زیارت» تقی مدرسی، «دل دلدادگی» شهریار مندنیپور، «تفنگ و ترازو» بلقیس سلیمانی، «عروج» و «راه بیکرانه»، هر دو از ناصر ایرانی، «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده، «در شب آفتابی» علی موذنی و در آخر هم جهنم کتابی از خودم معرفی میکنم، «نخلهای بی سر». چند کتاب خاطره هم در این خصوص انصافاً فراموشنشدنیاند؛ «حماسه تپه برهانی» محمدرضا طالقانی، «کوچه نقاشها» ابوالفضل کاظمی، «شنام» از کیانوش گلزار راغب و «پایی که جا ماند» از سیدناصر حسینی.
انتهای پیام

