اکبر نصراللهی ـ رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ـ در گفتوگویی با ایسنا با انتقاد از رویکرد احساسی رسانهها در قبال حضور مسئولان در مجامع عمومی، نگاهی انتقادی و مطالبهگرایانه رسانهها از مسئولان برای رعایت پروتکلهای امنیتی را خواستار شد و تأکید کرد ذوقزدگی رسانهای در این زمینه، خوراک اطلاعاتی برای دشمن فراهم میکند.
این استاد باسابقه ارتباطات و مدیریت بحران همچنین ضمن تبیین وظایف دوگانه رسانهها در عرصه داخلی و بینالمللی، بر ضرورت ایجاد توازن میان «حق دانستن مردم» و «حفظ امنیت ملی و امنیت روانی جامعه» تاکید کرد.
اطلاعرسانی دقیق؛ نه سکوت، نه هیجانزدگی
نصراللهی در پاسخ به پرسشی درباره وظایف رسانهها در شرایط جنگی اظهار کرد: «اطلاعرسانی دقیق با رعایت ملاحظات امنیت ملی و توجه به امنیت روانی مردم، یکی از مهمترین وظایف رسانه بهویژه در عرصه داخلی در شرایط جنگی است.»
وی با تأکید بر حق مسلم مردم برای آگاهی از وقایع مهم کشور افزود: «مردم حق دارند در مورد مسائل حیاتی کشور، به ویژه رویدادهای مرتبط با جنگ و تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا آگاه باشند و این حق با هیچ بهانه و در هر شرایطی تعطیلبردار نیست.»
این استاد ارتباطات درباره پیامدهای غلبه رویکرد امنیتی در رسانهها در دورههای مختلف از جمله جنگ تحمیلی دوم و شرایط کنونی هشدار داد و خاطرنشان کرد: «مصلحتاندیشیهای غیرضرور در کنار ضعفهای حرفهای رسانههای رسمی، مرجعیت رسانهای را بیش از پیش با بحران مواجه ساخته است.»
نصراللهی با تحلیل پیامدهای این رویکرد تصریح کرد: «خودداری از انتشار یا تأخیر در پخش برخی اخبار مورد نیاز مردم به بهانه حفظ امنیت ملی، هرچند از منظر نظامی قابلتأمل است، اما بیتردید در آرایش جدید رسانهای و تغییر ذائقه و الگوی مصرف رسانهای مردم، از منظر رسانهای و افکار عمومی زیانبار و تهدیدکننده امنیت ملی و مرجعیت رسانهای است.»
نویسنده کتاب «مدیریت پوشش اخبار بحران در رسانههای حرفهای» با اشاره به نمونههای عینی این بحران افزود: «متأسفانه مردم، حتی مردم عادی، اخباری مانند شهادت دکتر علی لاریجانی، سردار سلیمانی رئیس سازمان بسیج، مقام معظم رهبری و فرماندهان ارشد نظامی را زودتر از رسانههای رسمی کشور خود از رسانههای معارض دریافت کردند و این خسارت غیرقابلاغماض و جبرانناپذیر است.»
نصراللهی تأکید کرد: «مرجعیت یافتن رسانههای معارض در پوشش اخبار مهم ایران، ناشی از قدرت رسانهای دشمن نیست، بلکه نتیجه اتخاذ راهبرد درست، پشتیبانی دستگاههای امنیتی و سیاسی غرب از رسانههای خود و نیز غفلت رسانههای داخلی از رویکردهای حرفهای و تحولات محیط رسانهای است.»
هنوز جنگ رسانهای را به اندازه جنگ موشکی جدی نگرفتیم
وی با اشاره به نگاه دوگانه مسئولان به عرصههای مختلف جنگ گفت: «مسئولان از سالها پیش؛ جنگ هوایی، موشکی و پهپادی را پذیرفته و اقدامات نسبتاً بازدارنده و تحسینبرانگیزی انجام دادهاند، اما هنوز جنگ رسانهای را به اندازه کافی جدی نگرفتهاند.
نویسنده کتاب «مدیریت پوشش اخبار بحران در رسانههای حرفهای» هشدار داد: سوق دادن مردم به سمت لشکر رسانهای غرب، واگذاری مرجعیت خبری و در واقع «ترور رسانههای خودی» به دست دوست و دشمن است.
بالانس «حق دانستن» و «امنیت ملی»؛ مهمترین وظیفه رسانهها ایجاد توازن میان این دو اصل حیاتی است
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در تشریح وظیفه اصلی رسانهها در شرایط کنونی برای تأمین نیازهای خبری مردم خاطرنشان کرد: «در عین حال، رسانهها نباید در این شرایط حیاتی، امنیت ملی و امنیت روانی مردم را نادیده بگیرند. اطلاعرسانی در شرایط بحران، وظیفهای مهم و تعطیلناپذیر است، اما به معنای بیمسئولیتی نیست. برقراری توازن میان حق مردم برای دانستن و تأمین امنیت روانی جامعه و نیز امنیت ملی، مهمترین وظیفه رسانهها در شرایط حاضر است. یعنی باید دریابند که اگر امنیت ملی نادیده گرفته شود و برای اعمال حق مردم برای دانستن، حق دیگر آنان نادیده گرفته شود، امنیت ملی را به خطر میاندازند.»
لزوم تقویت انسجام ملی در برابر سونامی اخبار دروغ؛ رسانهها باید واقعیتهای ایران را با تمام توانمندیها و مشکلات بازگو کنند
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، با اشاره به اهمیت کارکرد امیدبخشی رسانهها در شرایط بحران تصریح کرد: «مقابله با سونامی اخبار دروغ، تقویت وحدت و انسجام ملی حول محور پرچم ایران، دین اسلام و تمامیت ارضی کشور، از دیگر وظایف مهم رسانهها است. رسانهها باید کمک و تلاش کنند که مردم با وجود جنگ، زندگی کنند، امید داشته باشند و بدانند که تابآوری ایران بسیار بالاست.»
نصراللهی افزود: «رسانهها باید واقعیتهای ایران را بازگو کنند. واقعیت این است که در عین وجود کاستیها، حقانیت، دینداری، میهن دوستی، اراده، توانمندیها و تابآوری ایران مزیت نسبی کشور محسوب میشود و کشور از سال ۱۳۵۷ تاکنون با همین مزیت توانسته است با تحریمها و جنگ همهجانبه آمریکا مقابله کند.»
ضرورت پرهیز از شعارگرایی و عادیسازی شهادت مقامات
نویسنده کتاب راهنمای پوشش خبری با انتقاد از سطحینگری در پوشش اخبار شهادت فرماندهان و افراد کلیدی کشور گفت: «متأسفانه فعالیت رسانههای داخلی از جمله صداوسیما، خبرگزاریها و سایتها، بیشتر جنبه شعاری دارد. من مخالف استفاده از شعار به ویژه در شرایط جنگ نیستم، بلکه با استفاده افراطی از آن و غفلت از تحلیل واقع بینانه و مستند مخالفم.»
وی تأکید کرد: «رسانهها نباید این شهادتها را عادی بازنمایی کنند. اگرچه شهادت افتخار و آرزوی هر ایرانی برای دفاع از کشور و اعتقادات است و تابآوری کشور نیز بسیار بالاست، اما محروم شدن کشور از این شخصیتها و سرمایههای عظیم ملی و دینی به این سادگی قابل جبران نیست.»

حضور احساسی مسئولان در مجامع عمومی را بدون نقد تأیید نکنید
وی با اشاره به ضرورت رعایت پروتکلهای امنیتی توسط مسئولان اظهار کرد: «رسانهها باید نسبت به حضور مسئولان در مجامع عمومی در شرایط جنگی معترض و منتقد باشند و رعایت هرچه بیشتر پروتکلهای امنیتی را مطالبه کنند، نه اینکه با هیجان و احساس از حضور رؤسای قوا و مسئولان امنیتی در تظاهرات روز قدس استقبال کرده و آن را به شکلی احساسی پوشش دهند. باید بدانیم که در همه جای دنیا، به ویژه امروز در خود آمریکا یا رژیم صهیونیستی، پروتکلها به شدت رعایت میشود؛ تمام جلسات مهم در پناهگاه برگزار میشود و اجازه نمیدهند حتی برخی از مقامات همزمان در یک مکان جمع شوند.»
نصراللهی درباره بازی ناخواسته در زمین دشمن با برخوردهای احساسی هشدار داد و تأکید کرد: «مطالبات سادهلوحانه برای حضور رسانهای مسئولان، خوراک اطلاعاتی برای دشمن فراهم میکند.»
این استاد دانشگاه با تحلیل تلاش رسانههای غربی برای به دام انداختن مسئولان ایرانی تصریح کرد: «فشار شخصیتها و رسانههای غربی برای تحریک و وادار کردن مسئولان ایرانی، حتی مقام معظم رهبری، به حضور رسانهای و میدانی و مصاحبه، غیرعادی است و بخش مهمی از هدف قرار گرفتن آنها محسوب میشود تا با دریافت فرکانسهای صوتی، دادههای محیطی و تصاویر، به اهداف نظامی و امنیتی خود دست یابند. به همین دلیل رسانههای داخلی نه تنها نباید در این زمینه در مردم مطالبه و انتظار ایجاد کنند، بلکه باید به این گونه اظهارات و مطالبات سادهلوحانه و برخی هیجانها نقد داشته باشند. به نظر من این برخورد احساسی و شعاری با این موضوعات، بازی کردن در زمین دشمن است.»
بسیج نیروهای پیشکسوت رسانهای؛ ضرورت راهبردی جنگ ترکیبی
نصراللهی با تأکید بر لزوم بهرهگیری از سرمایههای انسانی باتجربه در عرصه رسانه اظهار کرد: «در جنگ نظامی، پیشکسوتان و بازنشستگان را فرا میخوانند تا از تجربه میدانی آنان در خط مقدم استفاده کنند، اما در جنگ رسانهای، کسی به فکر فراخواندن نیروهای ذخیره و باتجربه نیست. این تناقض راهبردی، یعنی پذیرش منطق جنگ در عرصه سخت و نادیده گرفتن آن در میدان نرم؛ غافل از اینکه رسانههای ما امروز بیش از هر زمان دیگر به خرد جمعی و تجربه نیاز دارند.»
وی با اشاره به انزوای عملیاتی رسانههای داخلی افزود: «صداوسیما و خبرگزاریها همچنان با همان حلقههای محدود و نیروهای پیشین کار میکنند و از ظرفیت عظیم استادان دانشگاه، پیشکسوتان رسانه و حتی نیروهای بازنشسته خود غافل ماندهاند. این در حالی است که دشمن با استفاده از تمامی ظرفیتهای فکری و اجرایی خود، صحنه را خالی نگذاشته است. همافزایی میان رسانهها و به میدان آوردن سرمایههای انسانی، یک انتخاب نیست؛ یک الزام حیاتی برای بقای مرجعیت رسانهای کشور است.»
فاجعه روایتگری در عرصه بینالملل؛ ایران بیصدا در برابر لشکر رسانهای غرب
این استاد ارتباطات با هشدار نسبت به خلأ راهبردی در دیپلماسی رسانهای کشور تصریح کرد: «بزرگترین خیانت به منافع ملی، سکوت در برابر پرسشهای افکار عمومی جهان است. ایران در شرایطی که هدف تجاوز قرار گرفته، در میدان رسانههای بینالمللی عملاً صدا ندارد. نه به زبان عربی برای همسایگان، نه به زبان انگلیسی برای افکار عمومی اروپا و آمریکا و نه حتی به زبان عبری برای مردم سرزمینهای اشغالی روایتگری مؤثری انجام نمیدهیم.»
وی با اشاره به پیامدهای این خاموشی راهبردی افزود: «هر مخاطبی که در جهان پیگیر جنگ است، ناگزیر روایت خود را از رسانههای غربی دریافت میکند، چون صدای ایران به او نمیرسد. این میدانداری رسانهای دشمن، نه ناشی از قدرت آنها که محصول ضعف حرفهای و غفلت مسئولان ماست. هشت میلیون ایرانی خارج از کشور، که میتوانستند سفیران روایت ملی باشند، نه تنها به کار گرفته نشدهاند، که خود تشنه دریافت اخبار از منابع معارض هستند. این یعنی شکست در جنگ روایتها پیش از آغاز جنگ میدانی.»
سانسور تلفات؛ روایت رسانههای غربی از جنگی بدون کشته!
نصراللهی با اشاره به شیوههای مهندسی خبر در رسانههای غربی اظهار کرد: «یکی از تأملبرانگیزترین تناقضهای رسانهای در جنگ کنونی، نحوه پوشش تلفات انسانی است. رسانههای آمریکا و رژیم صهیونیستی به ندرت تصویری از کشتهشدگان نظامی خود منتشر میکنند. گویا حملات گسترده و پرشمار ایران به اهداف نظامی، تنها منجر به زخمیشدن تعدادی میشود و هیچ کشتهای بر جای نمیگذارد! این در حالی است که منطق نظامی و آمارهای میدانی گواهی میدهد که چنین حجم از آتشبار، به طور قطع تلفات انسانی سنگینی به همراه داشته است.»
وی با تحلیل این رویکرد رسانهای افزود: «آنها تعداد کشتههای خود را به حداقل ممکن تقلیل میدهند و بسیاری از حملات مؤثر ایران را فاقد کشته معرفی میکنند. این نه یک اشتباه آماری، که یک راهبرد رسانهای برای مدیریت افکار عمومی داخلی و بینالمللی است. آنها نمیخواهند مردمشان بدانند که جنگ با ایران هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی دارد و تابآوری جمهوری اسلامی فراتر از تصوراتشان است.»
این استاد دانشگاه گفت: «مقابله با سانسور گسترده اخبار حملات ایران به منافع آمریکا و اسرائیل از وظایف مهم رسانهها بهویژه در خارج از کشور است. به اعتراف خبرنگاران بی بی سی، اسرائیل و آمریکا برای اینکه مردم از تلفات و خسارتهای حملات محلهای اصابت موشکهای ایران در سرزمینهای اشغالی گزارش بدهند.»
تناقضگویی راهبردی؛ از ادعای نابودی کامل تا درخواست کمک اضطراری
این استاد ارتباطات با اشاره به تناقضهای آشکار در اظهارات مقامات آمریکایی و صهیونیستی تصریح کرد: «از یک سو مقامات آنها یک روز اعلام میکنند که تمام تأسیسات هستهای ایران را نابود کردهاند، روز دیگر میگویند همه لانچرهای موشکی را منهدم نمودهاند. اگر واقعاً چنین است، پس ادامه جنگ برای مقابله با یک نظان به تعبیر خود ضعیف و شکست خورده و این همه درخواست کمک فوری از کشورهای دیگر بهویژه اروپاییها برای چیست؟ چرا دانشگاهها، بیمارستانها و مدارس در سرزمینهای اشغالی به سنگرهای دفاعی تبدیل شدهاند؟»
وی با تأکید بر عمق این تناقضگویی خاطرنشان کرد: «این ادعاهای متناقض، نشانه سردرگمی راهبردی و محاسبه غلط آنهاست. واقعیت این است که آنها تصور میکردند با چند حمله و حذف فرماندهان ارشد، کار تمام است. فکر میکردند مردم ایران در خیابانها علیه نظام، شورش خواهند کرد و باقی کار را اغتشاشگران تمام میکنند اما محاسبهشان غلط از آب درآمد. ایران نه تنها فرو نپاشید، که با اقتدار پاسخ داد و همچنان ایستاده است. این تناقضگوییها، واکنش به همان محاسبه غلط و ناتوانی در پذیرش واقعیتهای میدانی است.»
اهمیت جنگ روایت ها
نصراللهی در ادامه این تحلیل تأکید کرد: «این تناقضها در رسانههای آنها و سکوت خبری درباره تلفات انسانی، نشان میدهد که جنگ روایتها برای آنها به اندازه جنگ میدانی حیاتی است. آنها میخواهند تصویری شکستناپذیر از خود به نمایش بگذارند، در حالی که واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. وظیفه رسانههای ماست که این تناقضها را با مستندات به افکار عمومی جهان مخابره کنند و نشان دهند که ایران در این جنگ، هم میدانی و هم رسانهای پیروز است.»
شاخصهای پیروزی
این استاد ارتباطات در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی وضعیت جنگ گفت: «اگر بخواهیم با شاخصهای غیرکمی و با نگاهی واقعبینانه قضاوت کنیم، تا اینجای کار ایران پیروز میدان است. قضاوت من نه بر اساس آمار تعداد حملات یا شمار قربانیان بلکه بر پایه اهداف اعلامشده دشمن صورت میگیرد. آنها محاسبه کرده بودند که با چند حمله میتوانند ایران را ظرف روزهایی معدود به زانو درآورند. طراحی کرده بودند که با حذف مقام معظم رهبری ، فرماندهان ارشد و شخصیتهای محوری، نظام اسلامی فرو میپاشد و مردم نیز همراهی خواهند کرد. اما نتیجه چیز دیگری بود؛ آنها در محاسبات راهبردی خود دچار خطای فاحش شدند.»
محاسبه غلط در قبال فروپاشی ایران
وی با تحلیل عمق این خطای محاسباتی افزود: «آمریکا و رژیم صهیونی با این پیشفرض وارد عمل شد که ایرانِ تحریمشده و دارای مشکلات اقتصادی، با شهادت رهبری و فرماندهان ارشد نظامی فرو خواهد پاشید. در بسیاری از کشورهای جهان، چنین اتفاقی قطعاً به فروپاشی میانجامید. اما ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه با اقتدار به مسیر خود ادامه داد. این یعنی فهم نادرست دشمن از عمق تابآوری و انسجام ملی.»
در افکار عمومی دنیا، ایران محق است چون به ما حمله شده است
این استاد دانشگاه با اشاره به برتری روایت ایران در افکار عمومی جهان خاطرنشان کرد: «از منظر شاخصهای رسانهای نیز موقعیت ایران ممتاز است. ما مدافع هستیم، نه مهاجم. ایران کشوری است که برای جلوگیری از جنگ با وجود انعطاف زیاد در مذاکرات با آمریکا، مورد هجوم قرار گرفت. اگر این واقعیتها به درستی روایت شود ـ که متأسفانه نشده است ـ افکار عمومی جهان حقانیت ایران را خواهند پذیرفت. مشکل ما در ضعف روایتگری است، نه در ضعف موضع.»
آینده از آن ایران است
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه با ترسیم چشمانداز پیش رو تصریح کرد: «آینده ایران را دو نیروی متضاد رقم خواهد زد: از یک سو اراده ملی مبتنی بر باور به توانمندیهای داخلی و نگاه واقعبینانه به دشمنی که ثابت کرد قابل اعتماد نیست؛ از سوی دیگر، جریان وطنفروشی که مشکلات داخلی را بهانهای برای امتیازدهی و تداوم فشار دشمن میبیند. اگر نیروی اول غالب باشد ـ که قطعاً خواهد بود ـ آینده از آن ایران است. مردم ما راه حل مشکلات را در خارج از مرزها جستجو نمیکنند.»
هشدار درباره سرنوشت کشورهای تسلیمشده؛ آینده ونزوئلایی در انتظار ایرانِ تسلیمشده است
این استاد ارتباطات با استناد به تجربه کشورهای دیگر هشدار داد: «من بارها گفتهام و باز هم میگویم: سناریوی محققشده برای کشورهای تسلیمشده را برای مردم ایران ترسیم کنید. بیایند، اول هزینههای خود را از منابع انرژی ایران برداشت کنند، اگر چیزی ماند به مردم بدهند. آیا کسی باور میکند آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آنچه که نجات ایران می خوانند از جیب خود هزینه کنند؟ آنها برای غارت آمدهاند، نه برای نجات.»
آینده ایران با مقاومت، درخشان و با تسلیم، تاریک است
نصراللهی در پایان با لحنی قاطع گفت: «من قاطعانه میگویم: آینده ایران با مقاومت، درخشان و با تسلیم، تاریک محض است. اگر مردم ما ـ که همواره بر حق بوده و هستند ـ بر باورها و وحدت ملی خود استوار بمانند، آینده از آن آنهاست. اما اگر روزی ـ که هرگز نخواهد شد ـ اراده مقاومت را از دست بدهند، سرنوشتی جز بدبختی، تجزیه و ذلت در انتظارشان نخواهد بود؛ همان سرنوشتی که امروز مردم عراق، افغانستان و ونزوئلا با آن دست به گریباناند. این هشداری است مبتنی بر واقعیت، نه شعار.»
انتهای پیام
