به گزارش ایسنا، «نوروز» همیشه با درهای موزهها و مکانهای تاریخی باز تصویر شده که میخواستند سال نو را با گذشته خود در پیوند قرار دهند. اما امسال، روایت متفاوت است؛ بسیاری از درهای موزهها و محوطههای تاریخی بسته ماندهاند؛ نه از سر انتخاب، بلکه از سر ضرورت.
در شرایطی که کشور با تهدیدات نظامی و جنگ مواجه است، حفاظت از جان انسانها در اولویت قرار میگیرد و بهتبع آن، دسترسی به بسیاری از فضاهای عمومی، از جمله موزهها و محوطههای تاریخی، محدود یا متوقف میشود. اما این تعطیلی، تنها یک تصمیم مدیریتی نیست، نشانهای است از ورود میراث فرهنگی به وضعیت «حفاظت اضطراری».
در ادبیات حفاظت، زمانی که یک کشور با جنگ یا تهدید مستقیم مواجه میشود، میراث فرهنگی وارد مرحلهای میشود که کارشناسان آن را «حفاظت در بحران» مینامند؛ وضعیتی که در آن، اولویت از «نمایش» به «صیانت» تغییر میکند.
در چنین شرایطی، بسیاری از موزهها اقدام به جابهجایی آثار ارزشمند به مخازن امن میکنند، ویترینها خالی میشوند و آثار شاخص از دید عموم خارج میشوند. برخی محوطهها نیز بهطور کامل بسته میشوند تا از آسیبهای احتمالی، چه ناشی از حملات و چه از حضور کنترلنشده، در امان بمانند.
در شرایط فعلی که موزهها در آن قرار دارند و در پی بحرانی که کشور از زمان آغاز جنگ ۱۲روزه پشت سر گذاشته، تعطیلی گسترده موزهها به یکی از کمسابقهترین وضعیتهای حوزه میراث فرهنگی تبدیل شده است؛ وضعیتی که نهتنها دسترسی عمومی به این فضاها را متوقف کرده، بلکه کارکردهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی موزهها را نیز بهطور همزمان تحت تأثیر قرار داده است.
محمدرضا کارگر، مدیرکل اسبق موزههای کشور در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت فعلی موزهها، اظهار کرد: «حفاظت مهمترین وظیفه موزههاست. وقتی درباره رسالت موزه صحبت میکنیم، معمولاً سه محور اصلی را مطرح میکنیم؛ نخست حفاظت، سپس پژوهش و در نهایت معرفی. به این معنا که یک شیء تاریخی، پیش از هر چیز باید حفظ شود. بر همین اساس، اگر امروز موزهها برای حفاظت از آثار خود، اشیاء را به مخازن امن منتقل کردهاند، دلیل اصلی آن توجه به همین رسالت اولیه، یعنی حفاظت است.»
او افزود: «طبیعتاً این شرایط، خسارتبار است؛ نه فقط برای موزهها، بلکه برای همه ارکان جامعه. همانطور که میدانیم، جنگ همواره با خسارت همراه است، هرچند در شرایط دفاعی قرار داریم و ناگزیر از مواجهه با آن هستیم.»
کارگر با تاکید بر اینکه این خسارتها صرفاً اقتصادی نیستند، گفت: «بخشی از خسارتها به این بازمیگردد که مردم دیگر نمیتوانند از موزهها بهرهمند شوند و همچنین پژوهشگران نیز امکان دسترسی به اشیاء و انجام مطالعات خود را از دست میدهند. اینها همگی بخشی از خسارتهای مهم این وضعیت هستند.»
این کارشناس افزود: «در عین حال، خسارتهای مادی و اقتصادی نیز قابل توجهاند. درست است که موزهها در تعریف، نهادهایی فرهنگی، غیرتجاری و غیرانتفاعی محسوب میشوند، اما این به آن معنا نیست که هیچ درآمدی ندارند. منظور از غیرانتفاعی بودن این است که موزهها سودمحور نیستند، نه اینکه نتوانند بخشی از هزینههای خود را تأمین کنند. در این میان، فروش بلیت یکی از اصلیترین منابع درآمدی موزههاست. علاوهبر آن، برگزاری نمایشگاهها، چه در داخل و چه در خارج از کشور و نیز فعالیت فروشگاههای موزهای و بخش خدمات، از دیگر منابع درآمدی محسوب میشوند. با تعطیلی موزهها، این منابع درآمدی عملاً متوقف میشوند.»
او گفت: «از سوی دیگر، موزهها هزینههای جاری بسیار سنگینی دارند، از حفاظت فیزیکی و شیمیایی آثار گرفته تا پرداخت حقوق پرسنل، هزینههای آب، برق و گاز، نگهداری اشیا، حفظ و مرمت ساختمانها، فضای سبز و سایر بخشها. همه اینها هزینههایی هستند که حتی در زمان تعطیلی نیز پابرجا میمانند. درباره موزههای دولتی، معمولاً اعتبارات مشخصی در نظر گرفته میشود و این اعتبارات کمک میکند تا حقوق پرسنل و بخشی از هزینههای جاری پرداخت شود. اما در خصوص موزههای خصوصی، مسئله بسیار جدیتر است. مالکان و مدیران این موزهها توان مالی محدودی دارند و در چنین شرایطی، بیش از دیگران تحت فشار قرار میگیرند.»
کارگر اضافه کرد: «به نظر من، ضروری است که دولت حمایتهای ویژهای از موزههای خصوصی در نظر بگیرد. این حمایتها میتواند در قالب اختصاص اعتبارات، کمکهای بلاعوض، یا حتی تخفیف و معافیت در هزینههایی مانند آب، برق و گاز باشد. موزههای خصوصی نیز ماهیتی غیرانتفاعی دارند و در بهترین حالت، تنها میتوانند هزینههای جاری خود را پوشش دهند. بنابراین، کاملاً قابل پیشبینی است که این وضعیت، مشکلات جدی برای آنها ایجاد کند. امیدواریم که نهادهای مسئول، از جمله اداره کل موزهها و معاونت میراث فرهنگی، این موضوع را مدنظر قرار داده و تمهیدات لازم را برای حمایت از این بخش اتخاذ کنند. در نهایت، امیدواریم که هرچه زودتر این شرایط به پایان برسد و کشور بتواند به وضعیت عادی بازگردد.»
او همچنین به جنبههای دیگر از آسیب تعطیلی موزهها اشاره کرد و گفت: «اگر یک مدرسه یا دانشگاه تعطیل شود، مهمترین خسارتی که وارد میشود این است که دانشآموزان و دانشجویان از فرآیند آموزش و پرورش بازمیمانند. موزهها نیز چنین نقشی در جامعه دارند. یکی از وظایف اصلی موزهها، کارکرد آموزشی آنهاست، آموزشی که اکنون به دلیل تعطیلی، عملاً متوقف شده است. از سوی دیگر، موزهها نقش مهمی در پر کردن اوقات فراغت مردم دارند و به نوعی به بهبود حال عمومی جامعه کمک میکنند.»
کارگر ادامه داد: «در واقع، بازدید از موزه نوعی «آموزش همراه با لذت» است، تجربهای که هم آگاهیبخش است و هم برای مخاطب جذاب و دلپذیر. با تعطیلی موزهها، این امکان از جامعه سلب میشود. اگر این کارکرد را حذف کنیم، خلأیی در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم ایجاد میشود. تداوم این خلأ میتواند پیامدهای روانی نیز به همراه داشته باشد و حتی به نوعی افسردگی اجتماعی منجر شود.برای مثال، وقتی سینما، موزه، تئاتر، کنسرتهای موسیقی و جشنوارهها همگی تعطیل باشند، جامعه بخشی از منابعی را که به بهبود حال روحی آن کمک میکنند، از دست میدهد. این مسئله، خود نوعی خسارت جدی است.»
مدیرکل اسبق موزهها گفت: «در مجموع، موزهها هم در حوزه آموزش و هم در بهبود کیفیت زندگی و حال عمومی جامعه نقش دارند و تعطیلی آنها هر دو جنبه را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، این شرایط به کشور تحمیل شده و امیدواریم که هرچه زودتر پایان یابد و شاهد بازگشت زندگی فرهنگی به روال عادی باشیم.»
شاید نوروز امسال، بیش از هر زمان دیگری ما را متوجه این واقعیت کند که میراث فرهنگی، تنها مجموعهای از بناها و اشیاء نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی ماست. حافظهای که حتی در زمان جنگ، باید حفظ شود، حتی اگر دیده نشود.
درهای بسته موزهها، اگرچه نشانهای از محدودیتاند، اما در عین حال، یادآور ارزشی هستند که برای حفاظت از این میراث قائل شدهایم. نوروز، در این معنا، نه فقط جشن زندگی، بلکه تمرینی برای مراقبت از آن چیزی است که ما را به گذشته و آینده پیوند میدهد.
انتهای پیام
