به گزارش ایسنا، با اینکه برخی از مردم معتقدند در شرایطی که ایران زیر بمباران موشکهای دشمن است و بسیاری از خانوادهها داغدار عزیزان از دست رفته خود هستند، دل و دماغی برای چیدن هفت سین و جشن نوروز نیست، در عین حال برخی دیگر برای به جا آوردن آیین نوروز تاکید میکنند؛ چرا که نوروز یک فرهنگ است و از دل جوامع که مردم در طول تاریخ حافظ آن بودهاند بیرون آمده است. بنابراین توصیه میشود این آیین تحت هر شرایطی به جا آورده شود؛ چرا که پیامهای مهمی در دل خود دارد.
انسان برای پاسخ دادن به این پرسش که چطور میشود طبیعتی مرده، زنده شود؟ و همچنین برای آنکه تغییر شگرف، دگرگونی بنیادین زمستان به بهار و مرگ به زندگی را توجیه کند، روایتهایی در حوزه فرهنگ آفرید که نقش اصلی آن را اسطورهها ایفا کردند. به همین دلیل نوروز یک فرهنگ است و شناخت فرهنگ و باور به آن، وفاق و همدلی انسانها و جوامع را به همراه داشته است و بستر فراگیری است برای دستیابی به وحدت فکر و وحدت رویه که امروزه مهمترین نیاز نوع بشر در همه جوامع به شمار میرود.
نوروز در منطقهای که ما در آن زندگی میکنیم، پدیدهای کاملا فرهنگی است، به نحوی که ریشه در دلها، باورها و اعتقادات مردم دارد. نوروز یکی از اعیاد بزرگ ایرانیان است که براساس اسناد موجود و ملموس، آثار مادی آن از ۳ هزار سال پیش به طور قطع موجود است و مجموعهای از رسمها، آیینها و سنتهای خودجوش است که در قرون متمادی در جهان ایرانی چه در جنگ و حتی در استبداد شکل گرفته است.
فلسفه نوروز، نو شدن است به همین دلیل باید نوروز دور از تکرار باشد. نوروز میخواهد به زندگی ما معنای تازه ببخشد. نوروز میخواهد ما را با اتفاقهای غیرمنتظره مواجه کند. همواره تازگیها به زندگی ما معنا میدهند. نوروز همواره حرکت به جلو و معنابخشی به پیشرفت است. نوروز میخواهد ما را با جهان، دیگران و حتی خودمان آشتی دهد. نوروز یک آیین است و آیین، ما را برای زندگی اجتماعی آماده میکند. نوروز به ما عمق میدهد و موجب میشود ما با جهان هستی، دیگران و خودمان ارتباط صمیمانهتری را برقرار کنیم. رنگ شکوفههای تازه، سبز شدن زمین، بازی ابرها با خورشید و باران، همگی روح انسان را برای امید به زندگی و آینده تازه میکند. حضور اقوام این سرزمین با لباسهای رنگارنگی که از دل همین طبیعت گرفته بودند و نوروز را در دامان آن جشن میگرفتند، گواه همین امر است.
به اعتقاد بهمن نامور مطلق- اسطوره شناس- نوروز برای ایرانیها یک ارزش مهم دارد. در نوروز قسمت تقسیم میشود؛ یعنی سرنوشت یکسان تعیین میشود و این برای ایرانیها یک اعتقاد بوده است. برای همه تمدنها آغاز، همراه با تعیین سرنوشت است. برای مثال در جامعه اسلامی شب قدر را داریم زیرا بهار اسلامی در ماه رمضان است و شب قدر است که این سرنوشت تعیین میشود. همیشه آغازها همراه با تعیین سرنوشتهاست به همین جهت ایرانیها آیینهایی برای بارش بیشتر باران داشتند که هنوز هم این آیینها وجود دارد به اضافه اینکه بسیاری از کارها در نوروز برنامهریزی میشد. در برخی روایتها آمده است که ایرانیها انواع غلات را در نوروز میکاشتند و نگاه میکردند که کدام غله در این ۱۲ روز بیشتر رشد کرده تا در طول سال آن محصول را بکارند. به عبارتی این ۱۲ روز یکسال کوچک بوده و سعی میکردند سال خود را بنا بر این چند روز تنظیم کنند.
نوروز یک آیین است و آیین، بیشتر شکل کُنشی و مراسمی دارد و برای یادآوری چیزی است که ما آن را بزرگ میداریم. آیین نوروز به عنوان مجموعهای پیچیده و گسترده مملو از اسطورهها، نمادها و کنشهاست که با هم کامل میشوند. در واقع خاستگاه نوروز نزد اسطورهشناسان و آیینشناسان برگرفته از اتفاقات طبیعت است. به همین جهت نوروز جنبه کیهان و طبیعت شناختی دارد و نو شدن طبیعت بعد از پژمردگی و مرگ، انسان باستانی و حتی امروزی را دچار شگفتی و خوشحالی کرد تا جایی که دوست داشت این آفرینش دوباره را از حوزه طبیعت به حوزه فرهنگ انتقال دهد.
انسان بینالنهرینی و ایرانی آیینهای نوروزی را ابداع کرد و کوشید امید، غلبه بر بدی را به عرصه فرهنگی و اجتماعی بکشاند. مجموعه اسطورهها و آیینها نشاندهنده مضمون پیروزی خیر، روشنایی، گرما، امید و زندگی، پایان آشوب و آغاز نظم است. مضامینی که طبیعت در بهار نشان میدهد و انسان میخواهد آن را وارد حوزه فرهنگ کند تا در زندگی اجتماعی جاری شود. برای آنکه انسان بتواند این تغییر شگرف، دگرگونی بنیادین زمستان به بهار و مرگ به زندگی را توجیه کند روایتهایی را در حوزه فرهنگ آفرید. ما روایتهای بینالنهرینی بسیاری داریم؛ زیرا انسان کنجکاوِ دوران کهن میخواهد به پرسشهای خود پاسخ دهد. به اینکه چطور میشود طبیعتی مرده، زنده شود؟ به همین دلیل انسان باید آن را توجیه میکرد و توجیهگر این موضوع اسطورهها از جمله دُموزی در سومر یا سیاوش در ایران بودهاند.
جمشید یکی از این اسطورههاست و از ترکیب واژه جم و خورشید، گرما و نور بر سرما و سیاهی گرفته شده است. نوروز آغاز فصل نو برای جهان بشری به ویژه انسان ایرانی است؛ یعنی غلبه کامل ایرانیان بر دیوان که این کار را جمشید به نمایندگی از ایرانیان انجام میدهد و دیوان مسخر جمشید میشوند. عدهای میگویند روزی که جمشید بر دیوان مسلط میشود همان نوروز بزرگ و ششم فروردین و برخی میگویند نوروز کوچک یعنی همان اول فروردین است و این جلوههای اسطوره در بخش فرهنگی است و همانطور که در طبیعت غلبه نور بر تاریکی داریم در اینجا هم غلبه انسان ایرانی را بر دیوان و خیر بر شر داریم. به همین دلیل بسیاری از اتفاقات در نوروز میافتد. برای مثال گفته میشود کیخسرو برای آنکه در جام جم نگاه کند منتظر نوروز بوده و جام جم خودش را در نوروز هویدا میکرده است. از جمله دیدن جایی که بیژن در چاه اسیر شده به واسطه جام جم در نوروز بوده است.
حمید عامریان در کتاب شناخت فرهنگ و اقوام ایرانزمین درباره چگونگی پیدایش نوروز از نگاه اسطوره و علم نوشته است: «این نوروز است که تاریخ را روایت میکند، نه تاریخ نوروز را! زیرا نوروز قدیمیترین جشن آیینی است که در اقصی نقاط عالم دیده شده و در حافظه تاریخی ملتها جای دارد. در خصوص پیدایش نوروز از نگاه اساطیری و شاهنامه فردوسی، جمشید اولین کسی بوده که روی زمین به پادشاهی رسیده است «جم» به معنی بزرگی است. باز هم از نگاه اساطیری، پیدایش نوروز از زمان پیدایش اولین انسان یعنی کیومرث مطرح شده است.»
دکتر مهرداد بهار نیز در کتاب «اسطوره تا تاریخ» معتقد است «نوروز بُنی دینی و آیینی دارد اما اسلامی نیست. او در همین کتاب درباره اینکه چرا نوروز را به جمشید نسبت دادهاند توضیح میدهد: «چون جمشید محبوبترین چهره پیش از اسلام است و فریدون و هیچکس دیگر از پادشاهان محبوبیت جمشید را نداشتهاند. در وندیداد آمده است که بزرگ شدن جهان به خاطر جمشید بود. جمشید حتی ادعای خدایی میکند و به همین سبب بخشی از فرهاش به (میتره-خدای فرمانروا) میرسد. در دوره جمشید نه مرگ بود، نه پیری و نه درد. دوره بسیار زیبایی بود و خاطره خوشی بر اذهان مردم از آن زمان باقی مانده است. حتی چینیها هم جمشید را به نحوی ستایش میکنند و مجسمههایی برایش ساختهاند.»
هزاران سال از نوروز، روایتها و اسطورههایش میگذرد و حالا آیینهای نوروزی جهانیاند. ما حتی در شرایط جنگی هم به این آیینها نیاز داریم تا از آن محافظت کنیم و به سالها و نسلهای بعدی تحویل دهیم؛ چرا که نوروز یک فرهنگ است و از دل جوامع که مردم در طول تاریخ حافظ آن بودهاند بیرون آمده است و نوروز ۱۴۰۵ نیز باید روایتکننده جنگ باشد و ورق جدیدی از تاریخ این سرزمین را در دل خودش زنده نگه دارد.
انتهای پیام

