به گزارش ایسنا، حمید شکری خانقاه ـ جامعه شناس ارتباطات ـ با اشاره به تحولات جامعه شبکهای معاصر اظهار میکند که مسئله بیگانگی اجتماعی دیگر صرفاً محصول فاصلههای اقتصادی یا ساختاری نیست؛ بلکه تا حد زیادی از کیفیت و الگوی ارتباط میان نهادها و شهروندان تأثیر میپذیرد.
وی در این چارچوب، از پدیدهای به نام «بیگانگی ارتباطی» سخن گفته است.
این استاد دانشگاه توضیح میدهد که بیگانگی ارتباطی وضعیتی است که در آن افراد علیرغم قرار داشتن در محیطی سرشار از جریانهای ارتباطی و اطلاعاتی، احساس میکنند صدای آنان شنیده نمیشود، مشارکتشان اثر واقعی ندارد و ارتباط میان آنان و ساختارهای تصمیمگیری عمدتاً یکسویه و نمادین است.
شکری خانقاه این مینیتئوری را بر پنج مؤلفه ارتباطی استوار دانست: «دسترسی ارتباطی، شفافیت ارتباطی، تعامل و گفتوگو، ادراک اثرگذاری و احساس تعلق اجتماعی.»
این استاد دانشگاه در تشریح گزارههای نظری این چارچوب بیان کرد:
۱. هرچه دسترسی شهروندان به جریانهای اطلاعاتی و ارتباطی بیشتر باشد، انتظار آنان برای مشارکت در فرآیندهای تصمیمسازی افزایش مییابد.
۲. در شرایطی که دسترسی ارتباطی بالا اما شفافیت و تعامل ارتباطی پایین باشد، احتمال شکلگیری احساس بیگانگی اجتماعی افزایش مییابد.
۳. ادراک اثرگذاری ارتباطی نقش واسطهای میان تعامل ارتباطی و احساس تعلق اجتماعی ایفا میکند.
۴. هرچه شهروندان احساس کنند ارتباط آنان با نهادها میتواند بر تصمیمها تأثیر بگذارد، سطح اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی افزایش مییابد.
۵. ضعف در هر یک از ابعاد دسترسی، شفافیت، تعامل و اثرگذاری میتواند به کاهش احساس تعلق و شکلگیری بیگانگی اجتماعی و سیاسی منجر شود.
به گفته این پژوهشگر، بر اساس این مینیتئوری، بیگانگی در عصر شبکهای نه به دلیل فقدان ارتباط، بلکه اغلب به دلیل «کیفیت پایین ارتباط» شکل میگیرد. به همین دلیل، مسئله اصلی در مدیریت اجتماعی امروز، صرفاً تولید پیام نیست؛ بلکه طراحی نظامهای ارتباطی مشارکتی و گفتوگومحور است.
شکری خانقاه در پایان تأکید کرد: در چنین چارچوبی، ارتباطات دیگر یک ابزار جانبی در حکمرانی اجتماعی نیست، بلکه به یکی از متغیرهای بنیادی در شکلگیری اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان تبدیل شده است.
انتهای پیام
