به گزارش ایسنا، محمدرضا دهقانی اشکذری ـ عضو هیات علمی و رئیس دانشگاه آزاد یزد ـ و شیما عباس زاده- کارشناس رسانه در یادداشتی با موضوع «از میدان نبرد تا میدان روایت؛ ایران چگونه افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد؟» به تأثیر تصاویر پیروزی ایران بر افکار عمومی جهان پرداختهاند.
در ادامه متن این یادداشت را میخوانید:
«جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی بر علیه ایران نه تنها در میدان که به قلم در مقابل قلم رسیده است؛ میدانی در بستر رسانه با دست برتر ایران در نبرد روایتها آنقدر در سطح رسانههای بینالمللی و آمریکایی فراگیر شده که ترامپ و نتانیاهو به عنوان جنایتکاران جنگی تلاش میکنند با طرح تردید در اصالت آن، اعتبار روایت را تضعیف کنند و آن را جعلی و کذب بدانند.
نبرد روایتها در جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی بر علیه ایران تا آنجا پیش رفت که ترامپ، رییس جمهور تروریست آمریکا در پُستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد ایران با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و هماهنگی با رسانههای آمریکایی، صحنههایی از حملات نظامی موفقیتآمیز علیه نیروهای آمریکایی را جعل میکند.
او با اشاره به گزارشهایی درباره حمله به ناو هواپیما بر یواساس آبراهام لینکلن یا سرنگونی هواپیماهای سوخترسان آمریکایی، این اخبار را ساختگی و حاصل هوش مصنوعی خواند و تأکید کرد که این تجهیزات عملیاتی و سالم هستند.
ترامپ همچنین گفته است: «اگر نیویورک تایمز را بخوانید، فکر میکنید ما در مقابل ایران بد عمل میکنیم... این تقریباً خیانت است.»
او، رسانههای جریان اصلی دنیا را به «خیانت» متهم کرد و از اقدام رئیس کمیسیون ارتباطات فدرال برای بررسی لغو مجوز برخی از آنها استقبال کرد.
اما چه شد که ترامپ با وجود بهکار گرفتن عملیات جنگ روانی بر علیه ایرانیها و بکارگیری مجموعهای از تکنیکهای شناختهشده تبلیغات جنگ در قالب رسانههای دیجیتال برای مشروع جلوه دادن جنگ مجبور شد روایتها و ویدیوهای منتسب به ایران با اثرگذاری بالای آن در میان اذهان عمومی جهانیان را تکذیب کند؟
آنچه عیان است، او نتوانسته نگرانی خود را از تأثیر این تصاویر بر افکار عمومی پنهان کند؛ چراکه روایت رسانهای ایران توانسته روایتهایی از جنگ داشته باشد که به هیبت آمریکا ضربه زده و این کشور را در موضع دفاعی و توجیهی قرار داده است.
رسانهها با انتخاب واژهها، تصاویر و زاویه روایت میتوانند یک رویداد را به گونهای بازنمایی کنند که مخاطب برداشت خاصی از آن داشته باشد. در چنین شرایطی، هنگامی که یک روایت همچون سقوط هواپیمای سوخترسان آمریکایی در شبکههای اجتماعی یا رسانههای بینالمللی فراگیر میشود، بازیگران سیاسی تلاش میکنند با طرح تردید در اصالت آن، اعتبار روایت را تضعیف کنند.
اما آنچه ترامپ را بیش از پیش در جنگ روانی مستاصل کرده روایت رسانههای امریکایی است که نشان میدهد، نبرد رسانهای به نفع ایران پیش رفته است؛ به عنوان مثال وال استریت ژورنال گفته است "فشار داخلی علیه ترامپ درباره جنگ ایران رو به افزایش است"
تجمع میلیونها نفر آمریکایی در ایالت های مختلف ایالات متحده بر علیه اقدام ترامپ به جنگ بر علیه ایران و با شعار NO KING (نه به پادشاه) بر این موضوع صحه گذاشته است.
همه این روایتهای رسانهای از دل آمریکا در شرایطی بلند شده است که این کشور جزء اولین کشورهای دنیاست که توانست بعد از جنگ جهانی اول و دوم و با مطالعات نظریهپردازان عرصه ارتباطات همچون لاسول، کافمن و لازارسفلد تکنیکهایی را برای موفقیت جنگهای رسانهای آمریکا در جهت سلطه بر کشورهای جهان معرفی کند.
مطابق تحلیلهای ارائهشده در «جنگ رسانهای در پسامدرن»، نظریهپردازانی مانند ژان بودریار بر این باورند که در عصر رسانههای فراگیر، بازنمایی رسانهای گاه جایگزین خود واقعیت میشود. مفهوم فوقواقعی (Hyperreality) به وضعیتی اشاره دارد که در آن مخاطبان نه با رویداد واقعی، بلکه با نسخه رسانهایشده و بازتولیدشده آن مواجهاند؛ در چنین فضایی، تصویر، ویدئو و روایت رسانهای میتوانند تأثیری قویتر از خود رویداد داشته باشند؛ به همین دلیل، کنترل یا بیاعتبارسازی تصاویر و روایتها به یکی از محورهای اصلی جنگ رسانهای تبدیل شده است.
دولتهای پیشین ایالات متحده و دولت ترامپ همه تلاش خود را کردند که از این درس آموختهها برای ایجاد جنگ روانی به منظور سلطهگری بر کشورهای جهان و بخصوص خاورمیانه استفاده کند.
در جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی بر علیه ایران نیز گرچه آنان شبکهای قدرتمند از پلتفرمهای جهانی، زیرساختهای ارتباطی پیچیده و توان بالای دستورکارگذاری رسانهای را در اختیار داشتهاند و تلاش کردهاند با قدرت بالای تولید محتوا، شبکههای فراملی و امکان برچسبزنی گسترده به ایران، روایتهای مطلوب خود را منتشر و گفتمانهای رقیب را به حاشیه برانند، با این حال، روایت مقاومت مردم و رزمندگان، تصاویر عکاسان ایران، اتحاد آحاد مردم در استانهای مختلف با حضور در میادین شهرها و عملکرد رسانههای ایران سبب شد که ایران تأثیرگذاری روایی قابلتوجهی ایجاد کند.
تا جایی که پاک آیین، نماینده رسانهها در هیأت نظارت بر مطبوعات گفته است: از نشانههای دستِ برتر ایران در جنگ، حضور نیروهای موساد در تحریریه برخی رسانههای صهیونیستی برای اعمال سانسور شدید و جهتدهی به اخبار است؛ اقدامی که بیبیسی هم به آن اذعان کرده است.
در نبرد روایتها، پیامهای هدفمندی از سوی نظام حکمرانی و مسئولان و اهالی صنعت رسانه منتشر شده است تا بتواند حقایق دفاع از کشور و جنگ استعمارگرایانه آمریکا را با کمک تکنیکهای رسانهای به گوش جهانیان رساند.
به عنوان مثال شهید علی لاریجانی، دبیر شورای امنیت ملی که در شبکههای اجتماعی نوشته بود، ترامپ درباره تجمعات میلیونی ضدامریکایی و ضداسرائیلی در شهرهای ایران میگوید این تصاویر هوش مصنوعی است.
در پیام دوزبانه سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا خطاب به ترامپ نیز گفته شد: نتیجه جنگ با توییتها تعیین نمیشود.
نتیجه یک جنگ در میدان مشخص میشود؛ همان جایی که شما و نیروهایتان جرأت نزدیک شدن به آن را ندارید و فقط میتوانید دربارهاش در توییتهایتان صحبت کنید.
این پیام رسانهای ترامپ را تحقیر میکند و ضعف آمریکا در «جرأت نزدیک شدن به میدان» را برجسته میکند و از موضع «برتری میدانی» برای بیاعتبار کردن جنگ رسانهای ترامپ استفاده میکند.
هم اینک جنگ رسانهای امروز بیش از هر زمان دیگری به جنگ «اعتماد» تبدیل شده است. مخاطبان نه تنها با انبوهی از اطلاعات مواجهاند، بلکه باید میان روایتهای متضاد تصمیم بگیرند کدام را باور کنند؛ در چنین فضایی، طرفی از جنگ موفقتر است که بتواند شبکهای گسترده از مخاطبان، رسانهها و منابع اطلاعاتی را با روایت خود همراه کند.»
انتهای پیام
