ابراهیم صابرینژاد در گفتوگو با ایسنا، در واکنش به اظهارات اخیر ترامپ که مدعی نابودی کامل تمدن ایرانی شده است، با بیان اینکه مهمترین سرمایۀ ما فرهنگ و مهمترین پشتوانۀ ما تمدنی با سابقه طولانی است، اظهار کرد: ما در پاسخ به هیچکس، حتی ترامپ به ادبیات نامناسب متوسل نمیشویم و متناسب با پیشینه فرهنگیمان سخن میگوییم. تاریخ ما سراسر افتخار است، اما این افتخارات صرفا به جنبههای نظامی محدود نمیشود؛ هرچند در آن حوزه نیز نمونههای ارزشمندی داریم؛ از دلاورمردانی در جنگ هشتساله با عراق گرفته و چهرههایی چون شهید باکری و در دورههای تاریخی، آریوبرزنها، سورناها و در تاریخ حماسیمان افرادی همچون رستم.
وجوه مختلف تاریخ ایران؛ از حماسه تا فرهنگ
او با تأکید بر چندوجهی بودن تاریخ ایران، افزود: تاریخ ایرانیان تنها به جنگ و حماسه خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد فرهنگی، انسانی و اخلاقی نیز بخش مهمی از آن را شکل میدهد. من قصد ندارم با ادبیات نامناسب با کسی سخن بگویم، اما میخواهم به دو مقطع مهم تاریخی اشاره کنم؛ یکی زمانی که ایران در اوج قدرت بود، مانند دورۀ هخامنشیان که تمدن ایرانی در سرزمینهای مختلف گسترش یافت. در عین حال، حتی در پیروزیهای نظامی، مانند غلبه بر بابلیان، شاهد بیحرمتی به مغلوبان نیستیم. بهعنوان نمونه، کوروش نهتنها به مردم آن سرزمینها احترام میگذارد، بلکه گروههایی مانند یهودیان را با رویکردی انسانی به سرزمین خود بازمیگرداند.
این ایرانپژوه ادامه داد: در مقابل، دورهای را داریم که ایران ظاهرا شکست میخورد؛ مانند هجوم مغول که با خشونت و صحنههای غیرانسانی همراه بود. اما در همان شرایط، چهرههایی چون خواجه نصیرالدین طوسی، جوینی و... زمینهای فراهم کردند که مهاجمان، در نهایت تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانی قرار بگیرند. نتیجه این روند را در تغییراتی میبینیم که به شکلگیری شخصیتهایی مانند غازانخان انجامید که به فرهنگ ایرانی گرایش پیدا کردند و شیوه حکمرانی خود را بر اساس آن تنظیم کردند.
برخلاف پیشبینیها ایران دچار فروپاشی نشد
او با اشاره به شرایط امروز کشور، گفت: اکنون نیز ما با موقعیتی مواجه هستیم که برخی تصور میکردند میتوانند بر ایران غلبه کنند، اما چنین نشد. افرادی مانند دونالد ترامپ با مردمی روبهرو هستند که ممکن است در شرایط عادی اختلافاتی داشته باشند، اما در مسائل میهنی به وحدت میرسند. این ویژگیِ جوامع پویاست که در عین تکثر، در بزنگاهها به «یدِ واحده» تبدیل میشوند. به اعتقاد من، این پیشبینی که ایران در برابر فشارها دچار فروپاشی میشود، محقق نشده و همین امر موجب نوعی استیصال در طرف مقابل (ترامپ) شده است.
او همچنین با انتقاد از بهکارگیری ادبیات نامناسب در قبال فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: تهدید تمامیت سرزمینی ایران و استفاده از تعابیری که این تمدن را به دورانهای ابتدایی تقلیل میدهد، یا میگوید ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه نشاندهندۀ درک نادرست از یک تمدن ریشهدار است. این نوع ادبیات، کارآمد نیست و نتیجهای در بر نخواهد داشت.
قدر این مردم را همیشه بدانید
صابرینژاد در ادامه در پاسخ به این پرسش که فرهنگ، هنر و تمدن ایران چگونه میتواند به ترمیم برخی شکافها کمک کند؟ توضیح داد: در این زمینه هم با حاکمیت و هم با مردم باید سخن گفت. در ابتدا به مدیران ارشد کشوری میگویم که قدر این مردم را بدانند. مردمی که امروز با وجود همۀ اختلافات، با اشتیاق از کشور دفاع میکنند و حتی از جان خود میگذرند، محدود به یک گروه خاص نیستند؛ بلکه همۀ آحاد جامعه را شامل میشوند.
او تاکید کرد: این توجه نباید فقط به دوران بحران و جنگ محدود شود. زمانی که شرایط به حالت عادی بازمیگردد نیز باید همین نگاه حفظ شود. مسئولان باید همۀ مردم را از خود بدانند و قدر این سرمایۀ اجتماعی را بدانند. همانطور که امروز میبینیم، در شرایط حساس، همه از رئیسجمهور و وزیر گرفته تا استاندار، فرمانده و ... در کنار مردم قرار میگیرند و یک صدای واحد شکل میگیرد. این انسجام باید در دوران پس از بحران نیز تداوم پیدا کند.
این متخصص ایرانشناسی همچنین با تأکید بر ضرورت شنیدهشدن صدای همۀ اقشار جامعه، گفت: همۀ مردم جامعه، ایران را تشکیل میدهند و باید در تصمیمسازیها دیده شوند. کشور ما نباید بالا و پایین داشته باشد؛ حرف همه باید شنیده شود. اگر مردم در چنین شرایطی قرار بگیرند، قطعا دوقطبیها شکل نمیگیرد. بخشی از شکافهایی که میبینیم، ناشی از سوءتفاهم است و این سوءتفاهمها باید برطرف شود. همانگونه که در سیرۀ امام علی (ع) آمده است که اگر به ناحق حتی خلخال از پای زنی یهودی ربوده شود، انسان باید از شدت اندوه تاب نیاورد؛ با همین منطق، ما نیز باید در شرایط عادی چنین حساسیتی را نسبت به حقوق همۀ مردم از هر قشری داشته باشیم.
نسخۀ خارجی دردی را دوا نمیکند
او در ادامه با خطاب قرار دادن مردم، افزود: هیچکس به اندازه خود شما که در این جامعه زندگی میکنید، نمیتواند راه درست را تشخیص دهد. کسانی که خارج از ایران و از طریق رسانههای بیرونی نسخه میپیچند، در شرایطی متفاوت زندگی میکنند و منافع و نگاهشان با شما یکسان نیست. شما با انتخابی آگاهانه در این کشور زندگی میکنید و باید مسیر خود را متناسب با فرهنگ و ارزشهای اصیل ایرانی پیش ببرید. کافی است نگاهی به آثاری چون گلستان سعدی یا شاهنامه فردوسی بیندازیم؛ در این متون، روح فرهنگ ایرانی موج میزند. در همان دیباچه گلستان، سعدی هم با مردم سخن میگوید و هم با حاکمان؛ یعنی هر دو سوی جامعه، حقوق و مسئولیتهایی متقابل دارند.
فرهنگ ایرانی به مثابه ققنوس
صابرینژاد با اشاره به ماندگاری فرهنگ ایرانی، بیان کرد: فرهنگ ایرانی از بین نمیرود؛ این فرهنگ مانند ققنوس است. در دورههایی که خشونت مهاجمان به اوج رسیده، همین فرهنگ و هنر بوده که در نهایت غلبه کرده و مهاجمان را تحت تأثیر خود قرار داده است.
او همچنین در پاسخ به این پرسش که چه عاملی باعث میشود مردم ایران در بزنگاهها، علیرغم اختلافات، در کنار یکدیگر قرار بگیرند؟، گفت: وقتی از تاریخ چندهزارساله ایران صحبت میکنیم، باید به یک نکته مهم هم توجه داشته باشیم و آن ۱۴۰۰ سال زیست در بستر فرهنگ اسلامی است. در این فرهنگ، دفاع از خانه و کاشانه و مقابله با تجاوز، یک اصل اساسی است؛ بهگونهای که حتی در آموزههای دینی، دفاع از حریم زندگی ارزش والایی دارد. این نگاه در کنار ریشههای پیش از اسلام ما، از جمله سنتهای ایرانی و حتی باورهای زرتشتی که مورد احترام نیز هستند، باعث شده مفاهیمی چون میهن، پرچم و نمادهای ملی برای ما اهمیت ویژهای پیدا کند. هرگاه این ارزشها مورد تهدید قرار بگیرند، مردم اختلافات جزئی را کنار میگذارند و در کنار هم قرار میگیرند.
حفظ ادب خود نوعی پیام است
این متخصص ایرانشناسی با اشاره به فضای احساسی حاکم بر جامعه، گفت: طبیعی است که در چنین شرایطی احساسات غلبه کند و هیجان افزایش یابد، اما تلاش من این است که حتی در این فضا نیز ادب و فرهنگ ایرانی را در کلام حفظ کنم. این خود نوعی پیام است به کسانی که با ادبیات نامناسب با ما سخن میگویند؛ اینکه شیوه گفتوگوی ما متفاوت است. حتی اگر در برخی موقعیتها به اهداف مورد نظر نرسیم، باید کاری انجام دهیم که از نظر مردم و افکار عمومی جهان، موجه و قابل دفاع باشد.
او در پایان افزود: امروز اقداماتی که از سوی ایالات متحده آمریکا در کنار اسرائیل انجام میشود، از سوی بسیاری از مجامع ملی و بینالمللی مورد انتقاد قرار گرفته است. در چنین فضایی، ما نباید با ادبیات تندتر به وضعیت سخت دامن بزنیم. آنچه اهمیت دارد این است که با تکیه بر فرهنگ خود، وارد یک گفتوگوی مؤثر شویم و از همین مسیر، موضع خود را به جهان منتقل کنیم.
انتهای پیام
