به گزارش ایسنا، زمانی نشریات کاغذی، جولانگاه اصلی هنرمندانی بودند که با طرحهای اغراقآمیز، کژتابیهای سیاست و اجتماع را روی کیوسکهای مطبوعاتی میکشیدند؛ اما امروز، ورق برگشته و روزگار خوشی برای کاریکاتور و کاریکاتوریست نیست. با تسخیر فضا توسط شبکههای اجتماعی، هرچند تریبونها شخصیتر و دیوار محدودیتها کوتاهتر شده، اما فیلترهای کیفی و استانداردهای حرفهای نیز در هیاهوی لایکها، تا حد زیادی رنگ باختهاند.
با این وجود، تغییر مدیوم رسانهای تنها چالش کاریکاتوریستها در جهان امروز نیست. به عنوان مثال، در دو دهه اخیر، افزایش وقایع اجتماعی و سیاسی و دوقطبی شدن فضای جامعه، چالشهای خلق اثر را برای برخی از هنرمندان بیشتر کرده است.
در گفتوگوی پیش روی ایسنا با هادی حیدری، کاریکاتوریست و طراح، ابعاد تغییر شکل کاریکاتور در عصر شبکههای اجتماعی و شباهتهای تاریخی شرایط امروز با دوران جنگ هشتساله بررسی شده است.
حیدری درباره اینکه چرا در جریان بحرانهای اخیر، تعداد کاریکاتورهایی که از سوی هنرمندان ایرانی منتشر شده، از نظر کمی چندان قابلتوجه نبوده است، توضیح میدهد که طبیعتاً در این زمینه تنها یک عامل دخیل نیست.
او میگوید: یکی از مهمترین دلایل این است که رسانههای مکتوب با فراگیر شدن شبکههای اجتماعی، جایگاه پیشین خود را از دست دادهاند. اما کاریکاتور به دلیل ویژگیهای ذاتی و ماهیت تصویریاش، این قابلیت را دارد که با تغییر مدیوم نیز همچنان به حیات خود ادامه دهد. به همین دلیل، با وجود کمرنگ شدن حضور کاریکاتورها در مطبوعات کاغذی، امروز شاهد انتشار حجم بسیار بیشتری از آنها در فضای مجازی هستیم. در واقع، شبکههای اجتماعی باعث شدهاند هر فرد رسانه مستقل خودش را داشته باشد؛ امکانی که طبیعتا مزایا و معایب خود را دارد.
او یکی از مزیتهای اصلی این فضا را اینگونه توضیح میدهد: هر فردی با توانایی خلق تصویر، میتواند پیام خود را از طریق زبان هنر منتقل کند، اثرش را به اشتراک بگذارد و مخاطب خاص خودش را بیابد؛ موضوعی که انگیزه ورود به این عرصه را دوچندان کرده است.
اما به گفته او، روی دیگر سکه، حذف شدن فیلترهای کیفی رسانههای مکتوب است: «از طرفی، آن کیفیتسنجی و فیلتری که قبلاً در رسانههای مکتوب وجود داشت و هنرمندان برای رسیدن به استانداردهای لازم باید از آن عبور میکردند، اکنون حذف شده است.»
به باور حیدری، فضای شبکههای اجتماعی قابل دستچین کردن نیست و طیف مخاطبان آن بسیار متنوع است؛ از قشر فرهیخته تا مخاطبان عام. او این فضا را شبیه به تفاوت موسیقی فاخر و موسیقی کوچه و بازاری میداند و تأکید میکند که نمیتوان هیچکدام را نفی یا ارزشگذاری مطلق کرد، چرا که هر یک از آنها طیف مخاطبان خاص خودشان را دارند.
با این حال، او مهمترین عامل تأثیرگذار را شرایط سیاسی و اجتماعی میداند که هنرمندان در آن زیست میکنند؛ شرایطی که به گفته او، هزینه فعالیت برای فعالان فرهنگی و هنری را افزایش داده است.
حیدری در ادامه توضیح میدهد که دوقطبی شدن فضای جامعه نیز در کاهش فعالیت کاریکاتوریستها مؤثر بوده است و این وضعیت باعث شده امکان اظهارنظر در قالبهای مختلف هنری کمتر شود.
این هنرمند کاریکاتوریست ادامه میدهد: از طرف دیگر از سوی مخالفین هم ممکن است متهم بشوید به اینکه به اندازه کافی نقد نکردهاید و با صفتهایی همچون «استمرارطلب» یا «سفیدشو» شما را خطاب کنند. این فضا در نتیجه دوقطبیسازی و جدال میان دو گروه داخل و خارج ایران ایجاد شده است؛ موضوعی که در نهایت به کمرنگتر شدن واکنش کاریکاتوریستها به اتفاقات جامعه منجر شده است.
هادی حیدری همچنین درباره این موضوع که چرا با افزایش چشمگیر التهابات و اتفاقات اجتماعی و سیاسی در دو دهه اخیر، فعالیت کاریکاتوریستها افزایش نیافته است، توضیح میدهد: وقتی توالی و پیوستگی اتفاقات ناخوشایند اجتماعی و سیاسی زیاد شد، فضا برای خلق آثاری که هم جنبه انتقادی قوی داشته باشند و هم طنزآمیز بمانند، محدودتر شد. البته هنر کاریکاتور این انعطاف را دارد که در شرایط سخت، به سمت طنز تلخ برود؛ اما فکر میکنم، آنچه در واقعیت هنرمند را از خلق اثر بازمیدارد و او را به عقب میراند، همین محدودیتها است.
او در ادامه به شرایط کاریکاتوریستها در دوران جنگ ایران و عراق اشاره میکند و میگوید: در دوران جنگ هشتساله هم به دلیل اینکه گفته میشد کشور درگیر یک دشمن خارجی است، خیلی از آثاری که در انتقاد به موضوعات داخلی کشیده میشدند، امکان انتشار نداشتند. عموماً طرحهای آن دوره بیشتر به موضوع جنگ میپرداختند؛ البته آثاری هم در انتقاد به گرانفروشی و احتکار دیده میشود. به همین علت است که ما در دوران جنگ هشتساله، به نوعی یک دوره سکوت را در کاریکاتور تجربه کردیم.
حیدری خاطرنشان میکند: از همین جهت هم بود که وقتی نشریاتی همانند «گلآقا» بعد از جنگ شروع به کار کردند، بسیار مورد استقبال قرار گرفتند و مردم از اینکه کاریکاتور چهره برخی از مسئولین را میدیدند، این برداشت را داشتند که با اتفاق جدیدی مواجه شدهاند.
او در پایان به تغییرات رسانهای در دنیای امروز اشاره میکند و میگوید که «بسیاری از مخاطبان کمحوصلهتر و به اصطلاح کوتاهخوان شدهاند». با این حال، او تأکید میکند که هنر کاریکاتور و تصویر، ماهیتی ماندگار دارد و همواره میتواند خود را با زبانها و مدیومهای مختلف تطبیق دهد؛ برای مثال، استفاده از تکنیکهایی مانند تصاویر متحرک (موشن) در کنار کاریکاتور میتواند به خلق آثاری منجر شود که مخاطبان گستردهتری را جذب میکنند.
انتهای پیام
