• سه‌شنبه / ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۶:۴۸
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد مطلب: 1405013116939

یک پیش‌بینی جالب درباره برند ایران!

یک پیش‌بینی جالب درباره برند ایران!

تعطیلی‌های مکرر گالری‌ها در یک سال گذشته، بیش از آنکه صرفا وقفه‌ای در برگزاری نمایشگاه‌ها باشد، مکانیزم بازار هنر ایران را تحت تاثیر قرار داده است؛ بازاری که در آن، سرعت گردش آثار و امکان فروش کاهش یافته، فرآیند کشف قیمت تضعیف شده و افق پیش‌بینی‌پذیری آن نیز محدودتر از گذشته شده است.

به گزارش ایسنا، تعطیلی‌های پی‌درپی گالری‌ها و تعویق در برگزاری حراج تهران، در کنار نوسانات ارز و محدودیت‌های ارتباطی، باعث شده بازار هنر ایران از یک چرخه نسبتاً قابل پیش‌بینی فاصله بگیرد.

کاهش تعداد نمایشگاه‌ها فقط به معنای کمتر دیده شدن آثار نیست؛ این وضعیت، جریان عرضه و تقاضا را دچار وقفه کرده و فاصله میان قیمت‌های پیشنهادی و معاملات واقعی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، با بازگشایی مجدد بازار هنر، قیمت‌گذاری‌های کاذب افزایش پیدا می‌کند و خریدار با احتیاط بیشتری اقدام به خرید می‌کند. از سوی دیگر هنرمندان نوظهور نیز در جریان رقابتِ برگزاری نمایشگاه‌های به تعویق‌افتاده، فرصت عرض اندام کمتری خواهند داشت.  

در سطحی دیگر، این اختلال‌ها جایگاه گالری‌ها و هنرمندان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برخی از گالری‌ها ناچار به بازتعریف شیوه‌های ارتباط با مخاطب و فروش شده‌اند و هنرمندان، به‌ویژه در سطوح میانی و نوظهور، با محدودیت بیشتری برای دیده‌شدن مواجه‌اند. هم‌زمان، ارتباط بازار هنر ایران با فضای بین‌المللی نیز تضعیف شده و این مساله، بر امکان تثبیت قیمت و توسعه بازار اثر گذاشته است؛ وضعیتی که می‌تواند در بلندمدت ساختار بازار هنر ایران را به کلی تغییر دهد.

ترکیبی از افت، تعویق و انباشت تقاضا

حسین محسنی، مدیر گالری «آرتیبیشن» درباره اینکه تعطیلی‌های مکرر گالری‌ها چه تغییراتی را در رفتار خریداران و مجموعه‌داران ایجاد کرده است، به ایسنا می‌گوید: تعطیلی‌ها را نمی‌شود جدا از واقعیت بزرگ‌تر دید. ما هم‌زمان با تجربه جنگ، کاهش ارزش ریال و اختلال در روابط بین‌الملل مواجه بودیم. در چنین شرایطی، خریدار هنر دیگر مثل قبل تصمیم نمی‌گیرد. خرید از یک رفتار فرهنگی، تبدیل می‌شود به یک تصمیم با محاسبه ریسک.

او ادامه می‌دهد: در لایه بالای بازار، تقاضا حذف نشده، اما عقب نشسته است. خریدار صبر می‌کند، مقایسه می‌کند و دیرتر تصمیم می‌گیرد. حتی در برخی موارد، اثر هنری به‌عنوان ابزار حفظ ارزش دیده می‌شود. اما در کنار این احتیاط اقتصادی، یک پدیده مهم هم شکل گرفته است. نوعی تشنگی فرهنگی و هنری در جامعه دیده می‌شود. وقتی جریان طبیعی نمایش و مواجهه قطع می‌شود، نیاز به تجربه هنر از بین نمی‌رود، بلکه متراکم می‌شود. این یعنی تقاضا فقط اقتصادی نیست، بخشی از آن انباشته و آماده بروز است.

محسنی البته معتقد است که «در لایه میانی بازار، افت تقاضا واقعی است. اما هم‌زمان یک تقاضای پنهان هم در حال شکل‌گیری است که اگر درست دیده شود، می‌تواند به بازار برگردد. بنابراین تصویر کامل، ترکیبی از افت، تعویق و انباشت تقاضاست.»

بازار هنر با اعتماد زنده است، نه با تعداد نمایشگاه

محسنی همچنین درباره تاثیرات بلندمدت وقفه‌های پی‌درپی در بازار هنر ایران بر اعتماد سرمایه‌گذاران، می‌گوید:  بازار هنر با اعتماد زنده است، نه با تعداد نمایشگاه. این اعتماد از تداوم، پیش‌بینی‌پذیری و امکان برنامه‌ریزی می‌آید. وقتی این سه مختل شود، بازار هنوز وجود دارد، اما عمقش کم می‌شود.

این گالری‌دار یادآور می‌شود که «تجربه جنگ، نوسان ارز و محدودیت‌های بین‌المللی، ریسک سیستماتیک بازار هنر را بالا برده‌اند. سرمایه‌گذار در چنین شرایطی محتاط می‌شود. حجم سرمایه را کم می‌کند و افق تصمیم را کوتاه‌تر می‌بیند.»

او با بیان اینکه «در کنار این کاهش اعتماد، یک فرصت هم وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است»، می‌گوید: در شرایطی که نام ایران در سطح رسانه‌های جهانی بیشتر دیده می‌شود، اگر روایت فرهنگی و هنری به‌درستی روی این موج سوار نشود، یک فرصت جدی از دست می‌رود. اعتماد فقط در داخل ساخته نمی‌شود. بخشی از آن در تصویر بیرونی شکل می‌گیرد. اگر این تصویر با هنر و فرهنگ تقویت شود، می‌تواند حتی بخشی از ریسک ادراک‌شده را هم تعدیل کند.

گالری‌ها باید به سمت تولید «روایت» بروند 

محسنی در پاسخ به این پرسش که چرا این تعطیلی‌ها باعث تغییر در مدل کسب‌وکار گالری‌ها شده است و این تغییرات تا چه اندازه می‌تواند موثر باشد، توضیح می‌دهد:  چون مدل قدیمی دیگر پاسخگو نیست. گالری فقط یک فضا نیست، یک ساختار اقتصادی و ارتباطی است. وقتی حضور فیزیکی مختل می‌شود و ارتباطات خارجی هم محدود است، تکیه صرف بر یک مدل، امکان‌پذیر نیست.

به گفته محسنی، گالری‌ها به سمت مدل‌های چندلایه رفته‌اند. آنلاین، ارتباط مستقیم با خریدار، ارائه‌های خصوصی، و تلاش برای حفظ یا بازسازی ارتباطات بین‌المللی. او می‌گوید: اما یک نکته مهم وجود دارد. اگر این تغییر فقط در سطح ابزار بماند، نتیجه‌ای ندارد. مسئله اصلی این است که گالری بتواند در این شرایط، «روایت» تولید کند و دیده شود. همان تشنگی فرهنگی که در داخل شکل گرفته، در سطح بین‌المللی هم وجود دارد. اگر این دو به هم متصل شوند، مدل جدید می‌تواند کارآمد باشد.

او همچنین بیشترین آسیب را متوجه هنرمندان نوظهور و میان‌نسلی می‌داند و می‌گوید: این گروه به دیده‌شدن وابسته‌اند. به نمایش، به ارتباط، به حضور. تعطیلی‌ها این مسیر را قطع کرده‌اند. اما در عین حال، همین گروه اگر بتوانند وارد این موج جدید شوند، می‌توانند بیشترین بهره را هم ببرند. چون در دوره‌هایی که روایت‌ها بازتعریف می‌شوند، همیشه امکان ظهور صداهای جدید بیشتر است. در حال حاضر، فاصله میان «کسی که دیده می‌شود» و «کسی که دیده نمی‌شود» بیشتر شده است. این فاصله تعیین‌کننده‌تر از گذشته است.

بازار هنر بدون معامله، قیمت واقعی ندارد

این گالری‌دار در پاسخ به این پرسش که تعطیلی‌ها چه تأثیری بر قیمت‌گذاری آثار هنری داشته‌اند، تاکید می‌کند که «بازار هنر بدون معامله، قیمت واقعی ندارد. وقتی معاملات کاهش پیدا می‌کند، فرآیند کشف قیمت هم تضعیف می‌شود.»

او می‌گوید: افزایش اسمی قیمت‌ها به‌واسطه کاهش ارزش ریال اتفاق افتاده، اما این افزایش همیشه به معنای رشد واقعی نیست. فاصله بین قیمت اعلامی و قیمت معامله بیشتر شده است. در برخی بخش‌ها هم رفتارهای تورمی دیده می‌شود. یعنی قیمت بر اساس انتظار شکل می‌گیرد، نه داده واقعی.

به گفته محسنی، در چنین شرایطی، هرچه روایت و دیده‌شدن بیشتر باشد، قدرت تثبیت قیمت هم بیشتر می‌شود؛ «اینجاست که دوباره مسئله حضور و استفاده از فرصت رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند.»

او همچنین درباره اینکه بازار هنر ایران در تعامل با بازار جهانی تا چه حد از این تعطیلی‌ها تأثیر می‌پذیرد، خاطرنشان می‌کند که «محدودیت‌های بین‌المللی، مشکلات انتقال و کاهش حضور در رویدادها، همه این ارتباط را تضعیف کرده‌اند. در عین حال، یک فرصت هم شکل گرفته است. ایران در مرکز توجه رسانه‌ای قرار دارد. این توجه اگر صرفاً در سطح خبر بماند، اثر اقتصادی ندارد. اما اگر به روایت فرهنگی و هنری تبدیل شود، می‌تواند به تقویت برند هنر ایران کمک کند.»

محسنی یادآور می‌شود که «کاهش ارزش ریال هم از نظر قیمتی مزیت ایجاد کرده، اما بدون دسترسی و روایت، این مزیت قابل استفاده نیست. در نهایت، بازار جهانی با «دیده‌شدن معنادار» کار می‌کند، نه صرفاً قیمت پایین.»

چه سناریویی در انتظار بازار هنر ایران است؟

محسنی سه مسیر را برای آینده بازار ایران قابل تصور می‌داند: «بازار کوچک‌تر شود و بخشی از بازیگران حذف شوند، بازار دوپاره شود و فقط بخش محدودی باقی بماند یا بازار خودش را بازتعریف کند. مسیر سوم تنها مسیر قابل دفاع است. اما نیازمند درک یک نکته کلیدی است. ما فقط با بحران روبه‌رو نیستیم، با یک فرصت هم روبه‌رو هستیم.»

او توضیح می‌دهد که «تشنگی فرهنگی در داخل وجود دارد. توجه رسانه‌ای به ایران در سطح جهانی وجود دارد. هنر و فرهنگ، مهم‌ترین دارایی برند ایران هستند. اگر این سه به هم متصل شوند، بازار می‌تواند نه‌تنها بقا پیدا کند، بلکه حتی تقویت شود. اما این اتفاق خودبه‌خود نمی‌افتد. نیازمند درک موقعیت و تصمیم‌گیری آگاهانه است.»

انتهای پیام