محمدحسین دانایی، خواهرزاده جلال آلاحمد در یادداشتی که به مناسبت هشتم اردیبهشت، سالروز تولد بانو سیمین دانشور نوشته و برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است: مهرماه ۱۳۵۶، شب اول از مراسم «دَه شب» در انستیتو گوته تهران: هوا کمی سرد بود، هزاران نفر در حیاط ایستاده بودند و با شنیدن نام سیمین دانشور شروع کردند به کفزدن، طولانی و ممتد. سیمین دانشور از میان جمع برخاست، به محل مخصوص سخنرانها رفت، رو به جمعیت کرد و با لهجه شیرازی و شوخطبعی معمول گفت: مگه من تحفهام که اینقدر کف میزنین!؟ جمعیت خندید و به کفزدن ادامه داد، شدیدتر و پراحساستر. لحظهای بعد، لحن و آهنگ صدایش عوض شد و با صدای بلند خواند: رَبِّ ٱشْرَحْ لِی صَدْرِی... و سخنرانیاش را آغاز کرد. از آزادی گفت و از اینکه در متون کهن آمده است: عالَم از آزادی بهوجود میآید، در آزادی میآساید و در آزادی منحل میگردد. سپس تأکید کرد: دفاع از آزادی، مهمترین مسأله هنر معاصر است و هنرمند راستین رسالت دارد برای این «سِرّ وجود» بکوشد.
این تعبیر چکیدهای است از نسبت دانشور با سیاست و الگوی سیاستورزیِ هنرمندانه: نه تسلیم، نه کنارهگیری خاموش، نه ورود مستقیم به قدرت، بلکه سیاستورزی از مسیرِ هنر.
با اینکه مقتضیات فراوانی در اختیارش بود و مانعی هم بر سرِ راه نداشت، ولی سیاستمدار نشد، به هیچ حزب و گروهی نپیوست و در پیِ مقام و منصبی نرفت، اما از واقعیتهای زمانه هم چشم نپوشید. آزادی، عدالت، کرامت انسانی و نقد استبداد در تاروپود آثارش تنیده است. «سَووشون» تنها یک روایت تاریخی نیست، بازخوانی رنج مردمی است که زیر سایه قدرت زیستهاند. «جزیره سرگردانی» نیز سرشار از پرسشهای اجتماعی و سیاسی است، بیآنکه به بیانیهای شعاری فرو کاسته شود.
وجه ایجابی رفتار او، آگاهی و حساسیت است: رَصَد رویدادهای زمانه، دفاع از حقوق اهل قلم، و ایستادن در کنار آزادی بهمثابه بنیادیترین حق انسان. وجه سلبیاش هم پرهیز از سیاستپیشگی و سیاستزدگی است: نه از اعتبار خانوادگی و دانشگاهی برای صعود سیاسی بهره گرفت، نه از نام و جایگاه همسرش برای ورود به میدان قدرت. در پرهیاهوترین دهههای تاریخ معاصر، استقلال خویش را حفظ کرد و غیرسیاسی ماند.
دانشور نشان داد که میتوان منتقد قدرت بود، بیآنکه مجذوب یا ابزار قدرت شد، و میتوان سیاست را فهمید، بیآنکه در آن حل و هضم شد. او هنر را سپر و تریبون آزادی کرد، نه قربانی سیاست. شاید همین راز ماندگاریاش باشد: سیاست میگذرد، اما هنری که آزادی را در جان خود نشانده باشد، در حافظه جمعی باقی میماند.
انتهای پیام
