• شنبه / ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۰:۱۱
  • دسته‌بندی: دین و اندیشه
  • کد مطلب: 1405021206311
  • منبع : روابط عمومی برنامه

یادداشت حجت‌الاسلام سروش

شرط پیروزی چیست؟

شرط پیروزی چیست؟

حجت‌الاسلام سروش در یادداشتی عوامل پیروزی در مواجهه با جبهه ظلم و باطل را بررسی کرد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام هادی سروش نوشت: موفقیت و پیروزی در هر حوزه‌ای با اجتماع شرائط آن محقق می‌شود و پیروزی در مواجهه با جبهه ظلم و باطل مستثنا از این قاعده نیست. در آیات متعددی در قرآن این بحث مطرح است. نگاه ما به آیات ۱۵۲ بعد سوره مبارکه آل عمران است که در واقعه جنگ اُحد نازل شده است.
در این آیات سخن از شکست جبهه حق است و این شکست با توجه به حضور رسول الله(ص)‌ معنایی بس قابل تامل را رقم می‌زند که چگونه سپاه اسلام با حضور رسول الله(ص) طعم تلخ شکست را چشید؟!

مشکل سپاه اسلام و هر جبهه ی حقی؛ در سه عامل شکننده است که در جریان جنگ اُحد نمایان شد؛ اول؛ سستی و کسالت، دوم؛ منازعه و اختلاف، و سوم؛ سرکشی و تمرّد بخاطر اهداف دنیوی می‌باشد ؛ «فَشِلتُم وَتَنازَعتم فِی ٱلأَمرِ وَعَصَیتُم.» (ال عمران/۱۵۲)

علامه طباطبایی در تفسیر خود از این آیات ، بر این باور است: «این عوامل که هرکدام عامل باطل است اگر در جبهه حق هم ظهور کند منجر به شکست جبهه حق خواهد شد. چون پیروزی در گروِ اسباب و مسبباتی است که ضرورت وجود آن در هر سپاهی ضروری است و به صِرف سپاه اسلام بودن توجیه کننده هر رفتار و یا خُلق و خوی باطل نمی‌شود. و بالاتر اینکه اگر رفتار درست در لشگر باطل هم باشد، آنان از پیروزی بی‌نصیب نخواهند بود.» (ر.ک؛ المیزان ، ج ۴ ص۴۲)

بله خدای متعال عنایت ویژه به انبیاء و رهبران دینی منصوب خود دارد تا دین به ظهور کامل برسد اما این عنایت خدا بر خلافِ قانون اسباب و مسببات نیست.هرجا اولیاء و همفکران و همراهان‌شان با اسباب و موجبات پیروزی هماهنگ بوده‌اند؛ پیروزی شگفت‌آور نصیب شان بوده.

نکته قابل توجه این است که علامه طباطبایی تصریح می‌کند؛ «اگر پیرامون انبیاء خدا افرادی گِرد آیند که دارای نفاق ، و یا کسالت و سستی، و اختلاف ، و یا بی‌تابی باشند؛ و در جبهه در برابر باطل باشند، امکان شکست خوردن هست،[نباید از شکست شان متعجب بود].» (المیزان ؛ ج۴ ص ۴۸)

یکی از عوامل پرخطر که در پیروزی‌های ابتدایی در جبهه حق نمایان می‌شود ؛ غرور به خود و غرور تدین و دینداری است . این غرورِ نابجا با رزمنده اسلام کاری می‌کند که در تفکر دفاعی و جهادی او؛ پیروزی را مِلک طِلق خود دانسته و توهّم پیروزی بدون هیچ قید و شرطی را حق خود و افراد خود می‌داند!
خداوند متعال با این غرورِ نابجا که به اسم دین و ارزشهاست به مقابله برخاسته و آن را به عنوان ظن جاهلی معرفی نموده است و آن باطل می‌کند و همه امور را در دست خود می‌داند ؛ «أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّةِ ۖ یَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ» (ال عمران/۱۵۴)

قرآن شریف، در عین حال که در آیات قرآن بر حماسه و سلحشوری سپاهیان دین ارج نهاده ، اما نسبت به نیات و مکنونات قلبی در قلب‌های سپاهیان اسلام توجه دارد که مبادا خدای نخواسته جبهه حق ؛ گرداگرد غرور و قدرت،نفاق و دنیاطلبی باشند! قرآن بر این خطر بزرگ ؛ آژیر پرصدای خطر و تحدیز را نواخته و فرموده ؛ بر نیات قلبی و آنچه در نهان جان دارید امتحان می‌شوید ! «وَلِیَبْتَلِیَ اللَّهُ مَا فِی صُدُورِکُمْ وَلِیُمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.» (آل عمران / ۱۵۴)

آموزه قرآن ، آموزه‌ای بس بزرگ است که ممکن است سپاه اسلام بعد از چشیدن مرحله‌ای از طمع پیروزی، به خاطر سستی،اختلاف،دنیاطلبی و قدرت‌پرستی؛ به سقوط و شکست منتهی شوند! 

با وجودِ فرماندهانیِ مخلص، و دور از قدرت طلبی و اختلاف، و با وجود سپاهیانی خداباور و پرانگیزه و حق مدار، راه ورود عنایات خدا باز می‌شود و در کمال ناباوری پیروزی‌های شگفت‌آور نصیب جامعه دینی می‌شود. علامه طباطبایی در چنین موقعیتی بر این باور است؛ «انسان به یک نیروی غیرمغلوب اتصال پیدا می‌کند و اراده اش قوی می‌شود و هیچ یک از حالات روحی که نشان از ضعف باشد دیده نمی‌شود.» (المیزان ، ج۴ص۶۵)

بر ماست که -اضافه به دعای شبانه روزی برای پیروزیِ قاطع جبهه حق- آموزه‌های قرآن شریف که شیرین است و چه بسا در برخی کام‌ها تلخ نمود می‌کند را با هم بخوانیم و آن را با افتخار و ارادت مسیر و هدف خود قرار دهیم . ان شاء‌الله.

انتهای پیام