او هشدار داد که واکنشهای دیرهنگام به برخی موضوعات مهم روز از سوی مسوولان و رسانهها همچنین تکذیبهایی که در پی انتشار برخی شایعهها صورت میگیرد، در نهایت به تقویت چرخه شایعه منجر میشود.
نازنین ملکیان ـ مدیر گروه دانشی ارتباطات و رسانه ـ در گفتوگو با ایسنا، ضمن تبیین ماهیت شایعه در شرایط بحران جنگ، «ابهام»، «اهمیت موضوع» و «اضطراب جمعی» را سه متغیر اصلی چرخه شایعه معرفی و تأکید کرد که خلأ اطلاعاتی، تأخیر در اطلاعرسانی و تناقض در اخبار رسمی، زمینهساز گسترش شایعه هستند.
دکتر ملکیان همچنین اطلاعرسانی پیشگیرانه، سرعت، شفافیت و تقویت سواد رسانهای را از الزامات اصلی مقابله با شایعه در شرایط کنونی جنگ تحمیلی برشمرد.
خلاء اطلاعاتی و تأخیر در اطلاعرسانی
این استاد ارتباطات با اشاره به ماهیت شایعه و اینکه چه عواملی در شکلگیری آن در شرایط بحرانی نظیر جنگ نقش دارد، گفت: «مسلماً هنگامی که از بحرانی مانند جنگ ـ همان جنگ تحمیلی سومی که درگیر آن هستیم ـ سخن میگوییم، یکی از موضوعاتی که در ذهن متخصصان علوم ارتباطات و رسانه شکل میگیرد و باید توجه بسیاری به آن معطوف شود، بحث شایعه است. بسیاری از افراد، شایعه را مترادف با اطلاعات نادرست و اطلاعات گمراهکننده میدانند؛ اگرچه این مفاهیم تفاوتهایی با یکدیگر دارند. اما برای شناخت ماهیت شایعه، میتوان آن را شکلی از ارتباط غیررسمی در نظر گرفت که سه متغیر بسیار مهم در آن وجود دارد: نخست ابهام، دوم اهمیت موضوع و مسئله و سوم اضطراب جمعی.»
او درباره اینکه که چرا شرایط جنگ به طور ویژه زمینهساز گسترش شایعه است، گفت: «جنگ، افزون بر اینکه موضوعی بسیار مهم محسوب میشود، در کنار خود ابهامات و نیز خلأهای اطلاعاتی یا ارتباطی به همراه میآورد که به افزایش اضطراب اجتماعی مردم منجر میشود. افکار عمومی در مواقع بحرانی و بهویژه در زمان جنگ، رفتار اطلاعاتی متفاوتی پیدا میکنند و در پی یافتن پاسخ آن چراهایی هستند که در ذهنشان شکل گرفته است.»
ملکیان درباره اینکه مردم در شرایط جنگی دقیقاً به دنبال چه پاسخهایی هستند، گفت: «مردم به طور طبیعی در جستجوی دانستن این هستند که یک ساعت بعد چه رخ خواهد داد، شب چه اتفاقی خواهد افتاد، فردا چه خواهد شد و هفته آینده در چه شرایطی قرار خواهیم گرفت. این علامتهای سوالی که در ذهن عموم مردم و افکار عمومی شکل میگیرد، سبب میشود که افراد به جستجوی پاسخهایی بپردازند که بتواند آن علامتهای سوال ذهنی را پاسخ گوید. این فرآیند میتواند به چرخه شایعه دامن بزند.»
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه که ابهام چگونه و در چه شرایطی شکل میگیرد، گفت: «ابهام در شرایطی شکل میگیرد که با خلاء اطلاعات مواجه باشیم. در جنگ، باید به ویژه به گلوگاههای اطلاعاتی پرداخته شود. گلوگاهها، اطلاعات مهمی هستند که انتشار آنها میتواند در جامعه آرامش ایجاد کند یا دستکم مردم را نسبت به شرایط خود آگاه سازد. هنگامی که نتوان درباره آن گلوگاههای اطلاعاتی شفافسازی یا اخبار معتبری را منتشر کرد، ابهام پدید میآید.»
ملکیان درباره تاثیر تأخیر در اطلاعرسانی در شکلگیری شایعه، گفت: «در برخی موارد، اطلاعات منتقل میشود اما این انتقال با تأخیر صورت میپذیرد؛ بهگونهای که پاسخ به پرسش ذهنی جامعه با چنان تأخیری مواجه میشود که مردم برای پر کردن آن خلأ، از طریق شبکههای اجتماعی یا رسانههای ماهوارهای معاند به جستجوی اطلاعات میپردازند و این رسانهها نیز خوراک اطلاعاتی خود را در اختیار آنها قرار میدهند. حالت سومی نیز وجود دارد که در آن اطلاعرسانی از سوی رسانهها صورت میگیرد، اما مخاطب با اطلاعاتی متناقض از سوی مسوولان مربوطه مواجه میشود. این تناقضهای اطلاعاتی منتشرشده، سبب میشود که مردم برای دریافت اطلاعات به سراغ گزینههای دیگر بروند.»
او درباره اینکه، شرایط جنگ چگونه چرخه شایعه را تکمیل میکند، گفت: «برای شناخت ماهیت شایعه و آگاهی بنیادین از نحوه رواج آن، به نظر میرسد که به ویژه مؤلفه ابهام، اهمیت موضوع و اضطراب جمعی که در بحرانی مانند جنگ اهمیت بسیار بالایی دارد، میتوانند به این چرخه دامن بزنند. به عبارت روشنتر، شرایط جنگ، جامعه را به شدت مستعد تولید و گردش شایعه میکند و به انتشار اطلاعات ضدونقیض در جامعه میانجامد.»
نقش شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند در تشدید شایعه
مدیر گروه دانشی ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی درباره نقش شبکههای اجتماعی در گسترش شایعه در این جنگ، گفت: «شبکههای اجتماعی در زمینه جنگ، به عنوان عامل تشدیدکننده گسترش شایعه، نقشی بسیار برجسته ایفا میکنند. دلیل این ادعا آن است که شبکههای اجتماعی ویژگی انتشار افقی اطلاعات را دارا هستند؛ بدین معنا که مخاطب میتواند همزمان در نقش گیرنده پیام و نیز در نقش تولیدکننده محتوا ظاهر شود؛ بنابراین در این فضا با الگوریتمهای تقویتکنندهای مواجه میشویم که همواره به اطلاعات نادرست و شایعه یاری میرسانند تا سرعت بیشتری پیدا کنند. من معتقدم که در این جنگ تحمیلی، برخی شبکههای ماهوارهای را نیز میتوان به این فهرست افزود که با همین روند انتشار افقی، به گسترش شایعه کمک کردهاند.»
مشروعیت اجتماعی رسانهها و ارتباط آن با پذیرش شایعه
این استاد ارتباطات در پاسخ به این پرسش که چه ارتباطی بین شایعه و مشروعیت رسانهها از منظر اجتماعی وجود دارد؟ گفت: «پس از برشمردن بدیهیات اولیه شایعه، اینک این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان در برابر شایعه ایستادگی کرد و الزامات رسانهای موجود در مقابله با شایعه کداماند. به گمان من، هنگامی که از شایعه سخن میگوییم، موضوعی که باید مورد توجه قرار گیرد، میزان پذیرشی است که جامعه، افکار عمومی و مخاطبان رسانههای مختلف میتوانند نسبت به یک پیام خاص یا آن شایعه داشته باشند. در اینجا مشروعیت در بحث خبر، از بُعد سیاسی معنا نمییابد، بلکه از بعد اجتماعی مطرح است؛ بدین معنا که پذیرش اجتماعی منبع پیام باید مورد نظر قرار گیرد. توضیح آنکه هر اندازه اعتماد مخاطبان به منبع خبری بیشتر باشد، رواج و گسترش شایعه کمتر اتفاق میافتد. هر اندازه بتوان پیامهای رسمی منسجم و پیوستهای را به جامعه منتقل کرد، مقاومت جامعه در برابر شایعه بیشتر خواهد شد. آن پیوستگی و انسجام در اخبار رسانههای رسمی، سبب میشود که مردم اساساً نیازی به مراجعه به شایعه احساس نکنند یا تمایلی به آن نشان ندهند.»
رسانهها در مقابله با شایعه چه کنند؟
او در پاسخ به این پرسش که اولین الزام رسانهای برای مقابله با شایعه چیست، گفت: «اولین الزام که میتواند در برابر شایعه مقاومت کند، شفافیت و سرعت خبر است. اساساً جنگ یا بحران، به خودی خود به اندازه کافی فضای خلأ و فضای تأخیر ایجاد میکند و به اندازه کافی پیام منفی و شرایط منفی دارد؛ بنابراین در بحرانی مانند جنگ، نفس وجود تأخیر میتواند یک پیام منفی به جامعه محسوب شود. از این رو، مهمترین الزام ما برای مقابله با شایعه این است که بتوانیم اطلاعات را بسیار سریعتر، شفافتر و روشنتر منتقل و منتشر کنیم تا آن فضای خالی که بستر مناسبی برای شایعه است، کمرنگتر و کوچکتر شود.»
او افزود: «پس از دقت و توجه به شفافیت و سرعت، بحث انسجام و یکپارچگی پیام است. اخبار متعدد و متناقضی که از منابع مختلف منتشر میشوند، راه را برای شایعه بسیار باز میکنند. ما در چنین شرایطی نیاز به انسجام روایی داریم. این انسجام در روایت رسمی، نیازمند مدیریتی است که میتوان از آن به مدیریت پیوسته رسانهای تعبیر کرد. تمام قوانین و پروتکلهایی که میتوانند بر این انسجام روایی حاکم شوند، ضروری هستند. باید توجه داشت که برای جلوگیری از شایعه، برقراری تداوم ارتباط ضروری است. اطلاعات و ارتباطات رسانهها باید جریانمند و مداوم باشد، نه مقطعی. ارتباط مستمر از یک سو سبب میشود که خلأیی برای شکلگیری شایعه پدید نیاید و از سوی دیگر، ثبات روانی و شرایط بهتری را در جامعه ایجاد میکند. در چنین وضعیتی، افکار عمومی دیگر نیازی نمیبینند که برای پاسخ به پرسشهای خود به سراغ کانالهای غیررسمی و معاند بروند.»
نقش سواد رسانهای و آموزش عمومی/ ضرورت پیشگیری از دوره پیش از بحران
دکتر ملکیان درباره تقویت سواد رسانهای و تاثیر آن گفت: «درخصوص بحث دیجیتال و تقویت سواد رسانهای، بهتر است اشاره کنم که این اقدامات اساساً باید از دوره پیش از جنگ نیز انجام میشد. ما باید آگاه باشیم که هر بحرانی را میتوان به سه مرحله پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران تقسیم کرد. هنگامی که از این چشمانداز نگاه میکنیم، مسلماً آموزش عمومی در حوزه رسانه، موضوعی است که سیاستگذاریهای مربوط به آن باید از مدتها پیش صورت میگرفت. ما باید به جامعه بیاموزیم که هنگام مشاهده خبری در فضای مجازی، شبکههای ماهوارهای یا منابع مختلف، نخستین پرسشی که باید دنبال کنند، این است که منبع این خبر چیست، کجا قرار دارد و چه کسی آن را منتشر کرده است. تشخیص منبع معتبر، شاید سادهترین اصلی باشد که در سواد رسانهای و به تبع آن سواد دیجیتال باید دنبال شود. همچنین باید به مخاطب آموزش داد که نشانههای شایعه را تشخیص دهد و اخبار رسیده را راستیآزمایی کند.»
او در پاسخ به این پرسش که در شرایط جنگ شناختی، مخاطبان چه سوگیریهایی پیدا میکنند، گفت: «در شرایط بحران و به ویژه در دوران جنگ شناختی که پیامها با هدف تأثیرگذاری بر ادراک مخاطب و پیشبرد روند جنگ شناختی منتقل میشوند، افکار عمومی به سمت جذب اخباری میروند که به آنها احساس امنیت شناختی بدهد؛ یعنی خبری که با ادراکات، باورها و تجارب مخاطب نزدیکی داشته باشد. بنابراین لازم است که به مخاطبان خود، بهویژه در حوزه دیجیتال، سوگیریهای شناختی رخداده را آموزش دهیم و آنها را متوجه سازیم که این سوگیریها میتوانند به سادگی از طریق رسانههای دشمن ایجاد شوند. بحث رسانه دیجیتال خود موضوع مستقلی است که به گمان من باید پیش از این انجام میشد و اکنون نیز قطعاً باید در زمان جنگ به آن پرداخته شود.»
پیشآگاهی و اطلاعرسانی پیشگیرانه / پیشبینی شایعات دشمن بر اساس سناریوها
ای استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد چند الزام عملی برای مقابله با شایعه نام ببرد، چه خواهد بود، گفت: «اگر بخواهم چند الزام رسانهای برای نحوه مواجهه و مقابله با شایعه را فهرست کنم، به گمانم رسانههای رسمی به ویژه باید نسبت به تکنیکها و تاکتیکهایی که رسانههای دشمن به کار میبرند، آگاه باشند. من برای این آگاهی، اصطلاح پیشآگاهی را به کار میبرم. بدین معنا که ما میتوانیم شایعهای را که دشمن قصد رواج و انتشار آن را دارد، پیشبینی کنیم. قطعاً میتوان الگوهای احتمالی شایعه را تحت سناریوهایی تعریف کرد و بر اساس آن تکنیکهایی که دشمن برای فریب افکار عمومی به کار میگیرد ـ حتی در مباحث حساستر ـ اطلاعرسانی پیشگیرانه و جلوتر از وقوع داشت. این پیشدستی، بسیار کمک میکند که در صورت ورود سریعتر به این موضوع، بتوان روند گسترش شایعه را متوقف ساخت. نکته دیگر تعامل با مردم و پاسخگو بودن در برابر اعتمادی است که مردم به رسانههای رسمی میکنند. اگر بتوان آن اعتماد را که نتیجه تعامل و پاسخگویی است، حفظ کرد، مسلماً مهمترین سرمایهای که میتوان در دوران جنگ در اختیار داشت، حفظ شده است. اعتماد بیشتری که از طریق اطلاعات دقیق، منسجم، مداوم و پاسخگو بودن به مردم و افکار عمومی داده میشود، میتواند عاملی بسیار برجسته در جهت اتحاد و حفظ انسجام ملی در جامعه باشد.»
او در ادامه درباره اینکه که آیا نمونهای از نتیجه این اعتماد و انسجام را در شرایط فعلی مشاهده میکند، گفت: «بسیاری از رسانهها به ویژه در این حوزه بسیار خوب تلاش کردهاند. نتیجه این تلاش را در شبهایی که از جنگ تحمیلی سوم پشت سر گذاشتیم، مشاهده میکنیم. بدون استثنا، هر شب مردم با عشق و علاقه بیشتر در صحنه حاضر میشوند و آن انسجام و پیوستگی را به نمایش میگذارند. قطعاً این همان اعتماد ملی بود که مردم داشتند و بدین صورت واکنش نشان دادند. میخواهم تأکید کنم که همه این موارد میتواند به عنوان الگوها یا الزاماتی برای مقابله با شایعه به ما یاری رساند.»
تکذیبهای دیرهنگام و ارجاع به «منابع آگاه» شایعه را به دنبال دارد
نازنین ملکیان ـ استاد دانشگاه ـ در پایان گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که چه عواملی علیرغم همه این الزامات، هنوز به شایعه دامن میزند، گفت: «مسئلهای که به شایعه دامن میزند و در حال حاضر نیز در حال تجربه آن هستیم، تکذیبهایی است که پس از انتشار شایعه صورت میگیرد. به عبارت دقیقتر، خود تکذیبها میتوانند به شایعات منتشرشده از سوی دشمن دامن بزنند. برای من به عنوان فردی که مخاطب رسانهها و خبرگزاریهای مختلف است، این پرسش مطرح است که چرا ما به عنوان کشوری که درگیر جنگ است، بلافاصله اطلاعرسانی لازم را در هر حوزهای که به جنگ مربوط میشود ـ از جمله همین بحث مذاکرات ـ انجام نمیدهیم؟ برای نمونه، شبکهای مانند الجزیره اطلاعاتی را منتشر میکند که حتی ممکن است بهروز نباشد و اطلاعات قدیمیتری درباره جزئیات مذاکرات باشد و سپس مشاهده میشود که مسئولان ما به نوعی آن اطلاعات را تکذیب میکنند. پس از آن، رسانههای دیگر در پاسخ به آن اطلاعات، مرتباً به «منابع آگاه» ارجاع میدهند. به یک رسانه بسیار قوی در حوزه جنگ نیاز داریم، شاید بخشی از این مسئله به موضوع مدیریت روایتپردازی بازگردد، اما در برخی موارد، رسانههای عربی متعددی را میبینیم که با ارجاع به «منابع آگاه»، مجموعهای از پیامها و اطلاعات را منتشر میکنند. ما به ویژه در بحث مذاکرات، به شدت شاهد این فرآیند هستیم و متأسفانه این اخبار را بازتکثیر میکنیم. به گمان من، این فرآیند میتواند به گسترش شایعه کمک کند، در حالی که ما خودمان ظرفیت و قابلیت آن را داریم که شفافیت اطلاعاتی را در هر موضوعی در حوزه جنگ حتی اگر مذاکره داشته باشیم، فراهم آوریم.»
انتهای پیام
