به گزارش ایسنا، نهم اسفند ۱۴۰۴ گزارشهایی از اصابت موشک به اسکله بهمن قشم و شنیده شدن صدای چند انفجار در این جزیره منتشر شد. همان روز بندرعباس هم هدف حمله قرار گرفت و خبر تلختری از میناب رسید؛ حمله به یک مدرسه که به شهادت ۱۶۸ دانشآموز مدرسه شجره طیبه منجر شد. برای مردم هرمزگان، جنگ دیگر خبری دور و محدود به مناطق نظامی نبود؛ جنگ جان فرزندانشان را گرفته بود.
حالا در شرایط آتشبسی شکننده و تعلیق و التهابی که هنوز در خلیج فارس و تنگه هرمز وجود دارد، این پرسش مطرح میشود؛ جزیرهای که راهش به خشکی از دل دریاست، وقتی منطقه زیر حمله بود، زندگی در آن چگونه جریان داشت؟
بررسی اطلاعیههای رسمی بنادر قشم از ۹ اسفند تا ۱۴ فروردین نشان میدهد جزیره در آن مدت دو تصویر متفاوت داشته است؛ از یک سو، مسافران به سرزمین اصلی بازگشت داده شدند سفرها تقریباً متوقف شد. اسکله شهید ذاکری که مسیر اصلی رفتوآمد مسافران بین قشم و بندرعباس است، روزهایی را پشت سر گذاشت که تنها یک یا دو شناور حرکت میکرد. برنامههای تردد شناورها چند بار تغییر کرد و حتی در برخی مقاطع تردد به طور کامل متوقف شد. در یکی از اطلاعیهها آمده بود: «در صورت وجود مسافر، شناور با هر تعداد مسافر حرکت میکند»؛ اطلاعیهای حاکی از شرایط حاکم داشت.
با این حال، جزیره کاملاً خالی از مسافر نبود. به گفته یکی از قشموندان، کسانی که در آن روزها در جزیره مانده بودند اغلب دوستان و بستگان ساکنان بودند؛ افرادی که پیش از تشدید شرایط به قشم آمده و ترجیح داده بودند در کنار آشنایان خود بمانند.

در مقابل، تصویر کمتر دیدهشده قشم در این روزها استمرار مسیرهای حیاتی بود. مسیر لافت–پل، که محل تردد لندینگکرافتها و جابهجایی خودرو و کالا است، در تمام این مدت فعال ماند. خودروهای باری، کامیونهای حامل مواد غذایی و سوخت و خودروهای شخصی ساکنان از همین مسیر رفتوآمد کردند. اطلاعیههای روزانه بنادر نشان میداد تمرکز اصلی بر این است که تأمین کالا برای جزیره دچار وقفه نشود.
برای بسیاری از مغازهداران، نوروز فصل طلایی بود؛ هم از خرید مسافرهای عید درآمد اصلی سال را بهدست میآوردند و هم از فروش آنلاین. اما امسال با جنگ درآمد از مسافر را تقریبا از دست دادند و با قطع شدن اینترنت بینالملل، فروش مجازی تقریباً صفر شد. یکی از فروشندگان میگوید: «سریع سایت راهاندازی کردیم و روی پلتفرمهای ایرانی هم صفحه ساختیم، اما مردم فکر میکنند بهخاطر شرایط منطقه سفارشها فرستاده نمیشود، در حالیکه فقط دو روز اسکلهها تعطیل بود.»

با این حال، زندگی روزمره ساکنان قشم تنها به تردد شناورها محدود نبود. در همان روزها خبرهایی از آسیب دیدن یکی از تأسیسات آبشیرینکن منتشر شد. هرچند مسئولان تأکید داشتند آب از سایر واحدها تأمین میشود، اما نگرانی مردم درباره کیفیت و پایداری آب افزایش یافت. در پیامهای محلی شهروندان مرتب این پرسش مطرح میشد: «آب سالم است؟ کسی تست گرفته؟»
در کنار این نگرانیها، و چالشهای اقتصادی و افزایش قیمتها، گزارشهایی از آسیب دیدن اسکلهها و شناورها در چارک، دوحه و شیبدراز منتشر شد. در برخی از آن حملات کارکنان و خدمه شناورها جان خود را از دست دادند و یا مجروح شدند. برای منطقهای که اقتصادش با دریا گره خورده، این اتفاق تنها یک خبر نبود؛ بلکه بخشی از معیشت مردم را هدف قرار داده بود.
از سوی دیگر، حمله به یکی از انبارهای ذخیره شب عید نیز باعث شد بخشی از میوهها و اقلام پروتئینی ذخیرهشده از بین برود، که آثار خود را در بازار تا حدی نشان داد. هرچند مسئولان محلی اعلام کردند ذخایر کالاهای اساسی کافی است و روند ارسال کالا از سرزمین اصلی ادامه دارد. به هر حال مردم نگرانیهایی داشتند؛ جزیرهای که زیر سایه حملات منطقهای قرار داشت بیش از هر چیز نگران قطع شدن راههای ارتباطی، کمبود مواد غذایی و آب آشامیدنی است.

نوروز ۱۴۰۵ در قشم نه با جشنهای ساحلی و بازارهای شلوغ، بلکه با اطلاعیههای تردد، تغییر ساعت حرکت شناورها، پیگیری وضعیت کالا و نگرانی درباره زیرساختها سپری شد. با این حال، زندگی متوقف نشد و از جریان نیایستاد، هرچند شکلش تغییر کرد؛ رفتوآمدها محدود شد، سفرها ضروری شد و بنادر بیش از آنکه میزبان گردشگران باشند، شریان تأمین جزیره شدند.
شاید پاسخ کوتاه به این پرسش که «در روزهای جنگ در جزیرههای خلیج فارس چه گذشت؟» این باشد؛ قشم به آرامی، ایستاد. سفرهای تفریحی هرچند متوقف شد، اما مسیرهای حیاتی باز ماند و زندگی، هرچند با احتیاط، جریان پیدا کرد.

انتهای پیام
