به گزارش ایسنا، مت گالا، بزرگترین رویداد مد دنیا، هر ساله با حضور سلبریتیها و افراد تأثیرگذار همان سال برگزار میشود، درحالی که این افراد لباسهای طراحیشده توسط مطرحترین برندهای دنیا را به تن میکنند تا بدین وسیله هم آن برند را نمایندگی کنند و هم مخاطبان و مشتریان بیشتری را با به تصویر کشیدن قدرت آن برند جذب کنند.
این رویداد سالانه یک تم مشخص تعریف میکند که تم امسال «فشن، هنر است» بود. در همین راستا، در بین لباسهایی که به چشم میخورد شاهد الهام گرفتن از آثار نقاشی معروف دنیا از جلمه «عروسک» از هانس بلمر، Mäda Primavesi از گوستاو کلیمت، Miss Everything از ایمی شرالد، اعدام لیدی جین گری از پل دلاروش، پرتره مادام ایکس از جان سینگر سارجنت، پرتره آدل بلوخ ـ باوئر اول از گوستاو کلیمت، دختر با لباس قرمز از لورا ویلر وارینگ، Number 26 A از جکسون پولاک، A Sunday Afternoon on the Island of La Grande Jatte از ژرژ-پیر سورا، the temptation of st. anthony 1945 از مکس ارنست و ... بودیم.



البته که باوجود قابل توجه بودن طراحی برخی از لباسها، تعدادی از آنها نیز دستمایه تمسخر مردم در فضای مجازی شدند. حتی بسیاری مت گالای امسال را «یک مت گالای حوصله سر بر دیگر» خواندند. درحقیقت باوجود چند طراحی قابل توجه، سایر طراحیها نه تنها برای طرفداران دنیای فشن جالب نبودند، بلکه آنها را توهینآمیز نیز تلقی کردند؛ به عنوان مثال لباس سارا پلسون به یک درصد ثروتمند جامعه اشاره داشت که برخی در فضای مجازی از خودشیفته بودن این افراد گفتند که قیمت لباسهایشان بعضا از قیمت یک خانه بیشتر است!

از طرف دیگر، برخی از طراحیها تکراری بودند به گونهای که نه تنها در همین رویداد چند نمونه از آنها تکرار شده بود، بلکه سالهای قبلی نیز مشابه آنها دیده شده بود. همچنین سطح تمسخرها در حدی بالا گرفت که پس از انتشار تصاویری از لباس هایدی کلوم، گفته شد که او کلیه رویدادها را با هالووین اشتباه میگیرد؛ برخی دیگر نیز لباس کاردی بی را به یک بیماری تشبیه کردند. درحقیقت موجی از انزجار و تشبیه این رویداد با «بازیهای گرسنگی» (The Hunger Games) به راه افتاد.

البته از مواردی مانند نادیده گرفته شدن تم از سمت هنرمندانی مانند نیکول کیدمن، افت استایل فردی مانند ریانا، ژستهای عجیب ریچل زگلر، رابطه پدر دختری جی زی و بلو آیوی هم که بگذریم، خوب است که نگاهی به ارتباط هنر و مُد داشته باشیم.

امروزه رابطه میان مد و هنر طبیعی و بدیهی است، اما اگر در آن دقیق شویم، متوجه میشویم که نتیجه دادن این رابطه به واسطه طی شدن یک مسیر تاریخی طولانی، پیچیده و گاه متضاد است؛ مسیری که از جدایی کامل آغاز شد و به همگرایی کامل رسید. در گفتمان کلاسیک تاریخ هنر، هنر جایگاهی والا، فکری و ماندگار داشت، در حالی که مُد پدیدهای زودگذر، سطحی و وابسته به تغییرات روز تلقی میشد. حتی واژه «مد» بار منفی داشت و اغلب به معنای بیثباتی یا سطحیبودن به کار میرفت. در مقابل اما، هنر بهعنوان عرصهای جدی، مردانه و اندیشمندانه تعریف میشد.
اما با شکلگیری «نظام مد» در اواخر قرن هجدهم، زمانی که لباس از یک نیاز ساده به ابزاری برای نمایش طبقه اجتماعی، سلیقه و هویت تبدیل شد، این مرزها بهتدریج شروع به تغییر کردند. در این دوره، چهرههایی مانند Charles Frederick Worth (طراح لباس) نقش اساسی داشتند؛ او برای نخستین بار مفهوم «اوت کوتور» (دوخت فاخر» یا «فشن سطح بالا») را شکل داد و مد را از یک مهارت خیاطی به سطح «آفرینش هنری» ارتقا داد. از این جا به بعد، طراح لباس بهعنوان خالق (creator) و حتی هنرمند دیده شد.

با گذر زمان، رابطه مد و هنر بارها در قالبهای مختلف تکرار و تقویت شد. در رنسانس، هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی یا نقاشان ونیزی نهتنها در نقاشی، بلکه در طراحی صحنه، لباس و نمایش نیز فعال بودند. در همان زمان، پوشاک فاخر و پارچههای لوکس به بخش مهمی از تصویرسازی هنری تبدیل شدند. نقاشی تنها نمایانگر لباس نبود، بلکه خود به منبع الهام طراحی لباس تبدیل میشد.
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، این پیوند وارد مرحلهای آگاهانهتر شد. هنرمندان آوانگارد شروع کردند به طراحی لباس بهعنوان امتداد مستقیم ایدههای هنری خود؛ از گوستاو کلیمت که لباسهای شخصیاش را با الهام از هنر بیزانسی طراحی میکرد، تا سونیا دولونه که انتزاع رنگ و فرم را به پارچه تبدیل کرد، و در نتیجه لباس به یک بوم متحرک تبدیل شد. همزمان، جنبشهایی مانند باله روس سرگئی پاولویچ دیاگیلِف، بزرگترین هنرمندان زمان خود را از پیکاسو تا آنری ماتیس، وارد طراحی صحنه و لباس کردند و مرز میان هنرهای زیبا و طراحی کاربردی را عملاً از بین بردند.

در ادامه، در قرن بیستم، این رابطه شکل پیچیدهتر و مفهومیتری پیدا کرد. لباس دیگر تنها بازنمایی تصویر نبود، بلکه خود به «ساختار هنری» تبدیل شد. نمونههایی مانند لباس پیت موندریان در مجموعه ایو سن لوران نشان دادند که یک نقاشی میتواند مستقیماً به منطق ساخت لباس تبدیل شود. در اینجا، خط و رنگ وسیلهای برای آراستن و تزئین لباس نیستند، بلکه وسیلهای برای خلق هنر هستند و ساختار اصلی لباس را تشکیل میدهند. این نقطه یکی از مهمترین لحظات تاریخ در همتنیدگی مد و هنر است؛ چون نشان میدهد لباس میتواند همانند یک اثر هنری مدرن، دارای نظم، مفهوم و زبان بصری مستقل باشد.

در دهههای بعدی، طراحانی مانند Alexander McQueen (طراح انگلیسی مد) این رابطه را وارد مرحلهای نمایشی و انتقادی کردند. کتواک دیگر فقط نمایش لباس نبود، بلکه به صحنه اجرا (performance) تبدیل شد؛ جایی میان تئاتر، هنر مفهومی و بیانیه سیاسی. در همین مسیر، طراحانی مانند Vivienne Westwood (طراح انگلیسی مد) از مد برای نقد اجتماعی و اعتراض سیاسی استفاده کردند، و لباس را به ابزار بیان ایدئولوژیک تبدیل کردند.
در همین حال، هنر معاصر نیز به پوشش و لباس بهعنوان رسانه هنری نگاه کرد. آثاری مانند لباس گوشت در هنر فمینیستی، یا اجرای آن توسط چهرههایی در فرهنگ پاپ مانند لیدی گاگا نشان دادند که مرز میان هنر جدی و فرهنگ عامه کاملاً در حال از بین رفتن است. یک ایده هنری میتواند از گالری به صحنه جهانی، و از موزه به فرش قرمز منتقل شود.

از سوی دیگر، جریانهایی مانند مد ژاپن با طراحانی چون Issey Miyake و Rei Kawakubo تعریف بدن و لباس را کاملاً تغییر دادند. لباس دیگر صرفاً «پوشش بدن» نیست، بلکه یک ساختار مستقل است که میتواند بدن را بازتعریف کند. این نگاه، مد را به سمت مجسمهسازی، معماری و هنر مفهومی برد.
در کنار همه اینها، باید نقش عکاسی، رسانه، فیلم، موزیکویدیو و در نهایت فناوریهای دیجیتال را در نظر گرفت. امروزه با حضور پلتفرمهای تصویری و فناوریهایی مانند چاپ سهبعدی، مرز میان مد، هنر، سینما و حتی طراحی صنعتی تقریباً کاملاً سیال شده است. آنچه زمانی ژانرهای جداگانه بودند (نقاشی، مد، فیلم)، اکنون بیشتر به زبانهای مختلف یک سیستم واحد فرهنگی تبدیل شدهاند.
در نهایت، آنچه امروز در رویدادهایی مانند مت گالا دیده میشود، نتیجه همین تاریخ طولانی است: مد دیگر فقط لباس نیست، بلکه یک رسانه کامل برای بیان هنری، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی است. و هنر نیز دیگر محدود به بوم و گالری نیست، بلکه در بدن، لباس، صحنه و زندگی روزمره جریان دارد. مرز میان این دو از بین نرفته، بلکه آنقدر در هم تنیده شده که دیگر به صورت ساده قابل تفکیک نیست.

منابع: medium.com
Itstartswithadam.com
انتهای پیام
