نمایش «مکاشفات راسکلنیکف» نوشته پیمان مجیدی با کارگردانی و تهیهکنندگی حسام منظور به زودی در مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه میرود.
حسام منظور که خود ایفاگر یکی از نقشهای نمایش هم هست، در گفتگویی با ایسنا از ویژگیهای این اثر نمایشی گفت و عنوان کرد که فهم من از اجرای تئاتر همیشه تاکیدی بیشتر از روزمرگی اجتماعی و سیاسی است.
این گفتگو را با هم میخوانیم:
بعد از پنج سال مجدداً قصد دارید نمایشی را روی صحنه بیاورید، دلیل این فاصله زمانی برای کارگردانی نمایش جدید چیست؟
پرسش بنیادینی که قبل از تصمیم برای انتخاب موضوع یا نمایشنامه از خودم میپرسم، این است: ترسی که در آینده با آن روبرو خواهم شد چیست؟ در واقع همیشه تلاشم پیدا کردن خرده داستانهایی است که از تنیدگی با وضعیت کنونی رهایم کرده و به آینده پرتابم کند. پیدا کردن پاسخ برای این پرسش، شروع فرآیند شکلگیری نمایش من است؛ گاهی این جستجو قبل از رسیدن به نقطه شکلگیری داستان تمام میشود یا به نتیجه نمیرسد و دوباره از نو شروع میشود. فهم من از اجرای تئاتر، همیشه تاکیدی بیشتر از روزمرگی اجتماعی و سیاسی است. مجموعه اتفاقات پنج سال گذشته گاهی آنقدر هولناک بوده که به صورت مداوم شکل سئوال را پیش از رسیدن به پاسخ تغییر داده. شاید دلیل طولانی شدن فاصله میان اجرای قبلی و این اجرا همین باشد.
منظورتان اتفاقات سیاسی پنج سال گذشته است؟
بخشی عمدهای از آن سیاسی است، بخشی دیگر هم کلکسیونی از بحرانهای دیگر است که از سر گذراندیم مثلا پاندمی، جنگ، دگردیسیها فرهنگی، کمآبی، بحران انرژی و همه این رویدادهایی که مثل فصلهای متوالی یک رمان دلهرهآور در مقابل ما در حال ورق خوردن است.
نمایش قبلی شما، در بستر داستان ملکه خون آشام مجارستان، الیزابت باتوری با رویکردی کاملاً سیاسی در روایت داستان روی صحنه رفت، آیا در نمایش جدیدتان هم دوباره همین رویکرد را در پرداخت داستان دارید؟
من تصور میکنم جامعه ما یک جامعه سیاسی است، دستکم از دههی ۱۳۲۰ تاکنون نوعی کشمکش سیاسی هم در عرصه حاکمیت و هم در عرصه اجتماع وجود داشته، مسائل آن تغییر کرده، شکل آن عوض شده ولی همواره وجود داشته. پیش از آن و حتی قبلتر، مثلاً در زمان قاجار، امر سیاسی در بین مردم عمومیت نداشته یا دستکم شواهدی از آن موجود نیست و بیشتر در سطحی از طبقه حاکم در جریان بوده است. امروزه تقریبا محال است گروهی از افراد به بهانههای مختلف در یک کافه، دورهمی، مهمانی و حتی در سطح شهر دور هم جمع شوند و گفتگوها رنگ و بوی سیاسی نگیرد. در چنین جامعهای با این سطح بالا از تمایل سیاسی، تئاتر هم نمیتواند به عنوان یک فرم مستقل مسیر دیگری برود، نکته مهم این است که تقلیل دادن قصه دراماتیک روی صحنه تئاتر به سطح گفتگوهای اجتماعی چندان کارکردی ندارد.
یعنی شما معتقدید تئاتر میتواند در عین سیاسی بودن، فراتر از گفتگوهای روزمره مردم در مورد سیاست برود؟
ببینید ، چیزی که عنوان میکنم این است که مؤلف، هنرمند یا اندیشهورز در لایهای دیگر باید به دنبال پاسخها باشد. در حقیقت او باید چشمانداز را جستجو کند نه روزمرگی را. این همان فرآیندی است که اثر نمایشی را یک گام جلوتر از ادراک مخاطب پیش میبرد و برای او سوالات جدید مطرح میکند. در غیر این صورت اثر خود را همسطح با مخاطب کرده و پرسشهای جدیدی را پیشروی او نمیگذارد. در نتیجه اثر، تکراری، کسالتبار و عقیم میشود.
در نمایش جدیدتان «مکاشفات راسکلنیکف» هم همین مسیر را دنبال میکنید؟
شاید به همین دلیل نام نمایش «مکاشفات راسکلنیکف» است! البته این نمایشنامه را پیمان مجیدی نزدیک به یک دهه قبل نوشته و کارگردانی کرده و ما این نمایش را آن زمان در روسیه با ترکیب دیگری از بازیگران روی صحنه بردیم. پیمان، مسیری پر از کشف و ادراک جدید را از رمان «جنایات و مکافات»، برای اقتباس این نمایشنامه پیش گرفته. او توانسته پیچیدگیهای روانی را در جهانی کابوسوار و به موازات هم بسازد. این مساله به من کمک میکند تا صحنهها را دوباره کشف کنم و از طرفی کار را برای من پیچیدهتر میکند. چون اجرای این صحنههای فشرده و پر از پرسش که مملو از مفاهیم ذهنی هستند، به هیچ عنوان کار راحتی نیست.
جملاتی که پیمان مجیدی در این نمایشنامه استفاده کرده، نوعی از آهنگ و میزانسن را در ذهن خواننده ایجاد میکند که میتواند متفاوت با اثر اصلی باشد. این حتی نوعی طغیان علیه متن اصلی رمان است. به نظرم زیبایی این متن در طغیانی است که در آن جریان دارد.
یعنی «مکاشفات راسکلنیکف» وفادار به رمان جنایات و مکافات نیست؟
از بسیاری جهات نه؛ اصولاً قرار هم نیست رمان را همانگونه که هست به نمایش تبدیل کنیم. این اتفاق حتی در مورد متون کلاسیک نمایشی هم قابل دسترسی است. یک اجرا باید در زمانهی خودش جاری شود.
منظورتان اجرای مدرن از ادبیات کلاسیک است؟
نگاه مدرن صرفا استفاده از ابزارها و نشانهها نیست. اینکه شخصیت راسکلنیکف، هملت، مکبث یا هر شخصیت کلاسیک دیگر، موبایل به دست بگیرد یا کفش لویی ویتون بپوشد شما را مدرن نمیکند. آنچه ضرورتا باید بازخوانی شود، مناسبات و مفاهیم هستند. مفاهیمی نظیر مرگ، زندگی، عشق، نفرت، حسادت، انتقام، در دوران معاصر از مناسبات جدیدی پیروی میکنند.
در زمان جنگ در حال تمرین بودید، بسیاری از گروهها در حال حاضر تمرین یا اجرای تئاتر ندارند. این شرایط برای شما و گروهتان آزاردهنده نیست؟
جنگ در ذات خود پدیدهای شوم است. شنیدن خبرهای ناگوار، صدای انفجار، لرزش ساختمانها و انتظار دلهرهآور، مواجهه با مرگ، عدم قطعیت از آینده.
بله! بسیاری از گروهها چشماندازی برای اجرای اثر خود ندارند و به صورت طبیعی تمایل دارند که اجرای خود را به زمان مناسبتری موکول کنند تا نمایش آنها بهتر دیده و ادراک شود. با گفتگویی که با اعضای گروهم داشتیم، به این جمعبندی رسیدیم، آنچه که ما را از رکود و شرایط ملالآور کنونی رها میکند، تئاتر است. برخلاف تصویرسازی که سالهاست القا شده، تئاتر صرفا یک پدیده سرگرمکننده نیست و دقیقا به همین دلیل قابل توقف نیست. تئاتر ضرورتی حذف نشدنی است و پایههای ادراک اجتماعی و به طبع آن سیاسی یک جامعه را میسازد. تفاوت عمده ما با تمام کشورهای اطرافمان را باید در همین پدیده جستجو کرد. عمق کیفیت آثار هنری سینما، تئاتر، ادبیات و هنرهای تجسمی ما در غرب آسیا بیبدیل و کم نظیر است. سنت تئاتر در ایران دیگر صرفا یک هنر وارداتی نیست بلکه تبدیل به عنصری پردازشگر در میان نسل جدید شده است.
گفتنی است نمایش «مکاشفات راسکلنیکف» نوشته پیمان مجیدی با کارگردانی و تهیهکنندگی حسام منظور و بازی حسام منظور، مهدی حسینی، جواد اینانلو، نازنین ذوالفقاری روی صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «چه غروب مخوف و وحشتزایی! انگار زمین و زمان تو جهنم درونش میسوزه. چه خشونت مسخرهای! اجسام بیجان، اجساد کشتههای روز رو با خون میشوره…»
این نمایش از شامگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه اجرای خود را در سالن شماره چهار مجموعه تئاتر «لبخند» آغاز میکند و هر شب ساعت ۲۰ و به مدت ۷۰ دقیقه روی صحنه میرود.

عکسهای ضمیمهشده به این گفتگو از آتوسا امینی است.
انتهای پیام

