به گزارش ایسنا، ارمغان زمانفشمی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت: «در عصر اینترنت، ارائه آمار و اخبار، سرعت بیشتری پیدا کرده است و در هر لحظه میتوان خبری را از این سوی کره زمین به آن سوی آن مخابره کرد. شبکههای اجتماعی، مردم دنیا را به همدیگر بسیار نزدیک کردهاند؛ بهطوری که مفهوم «دهکده جهانی» بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است.
با پیشی گرفتن اینترنت از رسانههای سنتی در نقل و انتقال اخبار، دوران پردهپوشی نیز به سر آمده است. دیگر به سختی میتوان واقعیتها را انکار یا تکذیب یا پنهان کرد. خبر، در لحظه با مستندات کافی، کیلومترها و فرسنگها را درمینوردد و به دست همگان میرسد. از همین روست که «جنگ نرم» قدرت بیشتری پیدا میکند و همه باید توان مقابله با آن را داشته باشند.
جنگ نرم شاید با «جنگ سرد» قابل مقایسه باشد. اگر استفاده از کارزارهای تبلیغات، جاسوسی، تحریمهای اقتصادی گسترده، جنگ روانی و تلاش برای برتری در حوزههای مختلف، ابزار کار جنگ سرد بود، امروز استفاده از اینترنت، میتواند ابزار مبارزه در عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به شمار بیاید؛ ابزار قدرتمندی که رسانههای عصر جدید به آن مجهزند (یا دستکم باید باشند!).
متأسفانه در ماههای اخیر، قطعی گسترده اینترنت به دلایل امنیتی و وقوع جنگ، این ابزار کار را از دست رسانههای داخلی خارج کرده است و آنها باید در میدان جنگ نرم، بدون سلاح به مبارزه با دشمنی تا بن دندان مسلح بروند. اگرچه بعد از مدتی توقف، اینترنت در تحریریهها وصل شده، اما تا وقتی همه مردم از این ابزار برخوردار نباشند، وصل شدن اینترنت خبرنگاران، مانند داشتن تلفنی است که هیچکس در آن طرف خط، منتظر زنگ خوردنش نباشد!
اکنون که شرایط بهتر شده، تداوم وضعیت فعلی اینترنت دیگر قابل توجیه نیست.
از طرف دیگر، رسانه، اعتبار خود را از مردم میگیرد و مردم زمانی این اعتبار را ایجاد میکنند که «اعتماد»شان جلب شده باشد. بنابراین نخستین مسأله هر رسانه، باید جلب اعتماد مردم باشد.
متأسفانه این دودوتا چهارتای ساده که باید اساس کار رسانهها قرار بگیرد، در کشور ما هنوز خوب جا نیفتاده و اینجاست که برخی رسانهها و منابع خبری داخلی، از طرف مخاطب، «مرجوع» میشوند و جای خود را به رسانهها و منابع خبری دیگری میدهند که البته هریک، اهداف خاص خود را دنبال میکنند و لزوما به دنبال اطلاعرسانی صرف نیستند.
اگر آنچه مردم در روزنامهها یا رسانه ملی میبینند با آنچه در خیابان و بازار میبینند، تفاوت عمده داشته باشد، اعتماد خود را به این رسانهها از دست خواهند داد. اگر در رسانهای از زبان یک مقام مسئول بشنوند که فیالمثل هیچ مشکلی در تأمین دارو یا آرد وجود ندارد، اما در عمل ببینند که برای تهیه یک نسخه دارویی، باید دستکم سه داروخانه را زیر پا بگذارند یا ببینند که قیمت نان روزبهروز بیشتر میشود، از خود خواهند پرسید که تا چه حد میتوان به باقی اخبار آن رسانه، اعتماد کرد؟ اگر زمینلرزه یا حمله هوایی اتفاق بیفتد و خبر آن تا چند ساعت بعد توسط رسانه ملی پوشش داده نشود، آیا مردم حق ندارند برای کسب اخبار به منابع دیگری مراجعه کنند؟
برای افزایش سرمایه اجتماعی و بهبود رابطه رسانه و مخاطب، لازم است که این ابهامها و ایهامها از بین برود. مردم باید مطمئن باشند آنچه از رسانهملی و دیگر رسانههای کشور میشنوند واقعیت دارد و این، جز با تطابق خبر و واقعیت موجود، امکانپذیر نمیشود. اگرچه در ماههای اخیر، اعتماد میان مردم و مسئولان از طریق رسانه، به دلایلی که گفته شد کمرنگ شده است اما هیچگاه برای تغییر و شروعی دوباره، دیر نیست.»
انتهای پیام
