يك نقاش معتقد است با وجود اختراعات و نوآوريهاي بسيار در زمينههاي مختلف هنري، باز هم نقاشي ديواري جايگاه بزرگ خود را نه تنها از دست نداده که روز بهروز نياز به آن بيشتر از پيش احساس ميشود.
فرجالله باقري كه نقاش ديواري انجام ميدهد در گفت و گو با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، اظهار كرد: نقاشي ديواري پيشينهاي به قدمت زندگي انسان اوليه دارد. يعني از آن زمان که انسانهاي نخستين براي برقراري ارتباط با يکديگر و پيش از اختراع خط، عواطف و عقايد خود را به صورت نقاشي روي ديوار غار ترسيم مي کردند. امروز نيز که قطار دانش و تکنولوژي روي ريل پيشرفت به سرعت به جلو رانده ميشود و با وجود اختراعات و نوآوريهاي بسيار در زمينههاي مختلف هنري، باز هم نقاشي ديواري جايگاه بزرگ خود را نه تنها از دست نداده که روز بروز نياز به آن بيشتر از پيش احساس مي شود.
به باور اين نقاش و طراح صنعتي، انسان امروز هرچه بيشتر پيشرفت ميکند مشغول تر و خسته تر ميشود! روستاها به سرعت شهر ميشوند و شهرها کلانشهر! و نماد اصلي اين کلانشهرها ساختمانهاي عظيمي ميشود با ديوارهاي سربرافراشته از آهن و سيمان!
وي ادامه داد: براي مردم ساکن در اين شهرها ديدن هر روزه اين ديوارهاي سيماني و بي روح ميتواند زمينه ساز بسياري از ناراحتي هاي روحي و جسمي باشد و اينجاست که هنرهمچون جاهاي ديگر به ياري حل اين مشکل مي آيد. امروز در بسياري از کشورهاي بزرگ دنيا هر ديواري يک بوم بزرگ نقاشي است براي برقراري ارتباط بين ديوار و مردمي که چشم هايشان آن را رصد مي کنند. برخي از اين ديوارها چنان زيبا نقاشي شدهاند که نه تنها مردم آن شهر را به وجد مي آورند که حتي گردشگران کنجکاو و زيبا پسند از سراسر جهان را نيز به سوي خويش روانه مي سازند!
وي با اشاره به ديوارنويسيهاي اوايل انقلاب در ايران گفت: در کشور ما با وقوع انقلاب اسلامي ديوارها هرکدام تابلويي شدند براي ابراز احساسات جوشان مردم و دوسال پس از آن همزمان با جنگ تحميلي همين ديوارها رنگ و بوي شعارها و تصاوير حماسي را به خود گرفت و پس از اتمام جنگ بيشتر ديوارها را شمايل شهداي گرانقدر به خود اختصاص دادند. اين حرکت بيش از تمام کلان شهرها در پايتخت آغاز شد.
باقري سپس به تكامل نقاشي هاي ديواري در دوران پس از انقلاب اشاره كرد و گفت: پس از چندي در دوران سازندگي، به همت شهرداري تهران اين نوع نقاشي سازمان يافته تر شد و طرح ها پيش از آن که نقش بر ديوار شوند از زير تيغ نگاه هنرمندان و دانش آموختگان دانشکده هاي هنري رد مي شدند و آنگاه به اجرا در ميآمدند. با اين وجود بازهم در کنار نگاه هاي خوشبين بيشتر بينندگان، اين نقاشي ها از زبان و نگاه تيزبين و ريزبين هنرمندان نقاد در امان نماندند! برخي از اين هنرمندان اين نقاشي ها را نه تنها زيبا نمي دانستند که حتي آنها را موجب نازيبايي و تشويش بصري محيطي مي دانستند. برخي نيز اين نگاره ها را کپي برداري ناشيانه از نقاشي هاي ديواري در کشورهاي غربي مي انگاشتند. اين طرز تفکر انتقادي هنوزهم ادامه دارد.
اين نقاش ديواري در ادامه گفت: فارغ از داوري عجولانه که چه کسي درست مي گويد و با احترام کامل به تمامي نظرات دوستان هنرمند، و با توجه به اينكه خود من دانش آموخته ي رشته ي طراحي صنعتي از دانشگاه هنر تهران هستم، وجود مشکل را در چند فاکتور مي بينم: 1) بايد بپذيريم که اين نوع نقاشي بر خلاف پيشينه اي که در کشورهاي اروپايي وآمريکايي دارد در کشور ما نوپا و نورسيده است و لذا نبايد با اين کشورها مقايسه شود 2) مشکل بزرگتر اين نقاشي ها آموزش نادرست آن در دانشگاههاي هنري کشور ماست. همانند تمامي هنرهاي تجسمي، دانش آموختگان رشته ي نقاشي در دوران تحصيل تنها ديواري را که مي بينند ديوار کوتاه دانشگاه و شايد خوابگاه است! من خود گواه اين مدعا هستم،لذا شکاف ژرفناک ميان دانشگاه و جامعه خود بزرگترين عامل وجود اين مشکلات است 3) و اما مشکل ديگر و مهم اين نوع نقاشيها اين است که اين نقاشيهاي ديواري يا به دست مجرياني اجرا مي شوند که معمولا هنرمند و هنرآموخته نيستند! و يا هنرمنداني آن را اجرا مي کنند که اجراکار خوبي نيستند! بيشتر دوستان هنرمند ما در اجراي يک نقاشي بر روي يک بوم کوچک بسيار ماهرند اما هنگامي که کار به اجراي روي ديوار آن هم ديوارهاي بلندمرتبه مي کشد کميتشان مي لنگد! 4) نکته ي ديگري که سبب ايجاد اين مشکلات مي شوند و اينجانب نيز همواره و هم اکنون با آن دست وپنجه نرم ميکنم به مناقصه گذاشتن هنرنقاشي ديواري توسط کارفرمايان شهري است! غافل از اينکه هنر کالا نيست، بلكه هنر ذوق و سليقه است، اما متاسفانه بيشتر مديران شهري ما براي ارزشيابي هنر نقاشي به متر و ترازو متوسل مي شوند!آنها ارزش کار را به مقدار رنگ و متراژ سطح رنگ آميزي شده مي سنجند! اين امرجداي از مشکلات مالي شهرداري ها،نشان از بيگانگي برخي از مديران شهري ما با هنر نقاشي دارد که بايد براي آن چاره اي انديشيده شود. در جايي که هنر نقاشي ديواري با رنگ آميزي داخلي يک ساختمان (که البته آن هم اگر به دست هنرمندان سپرده شود خود يک هنر است) مقايسه و قيمت گذاري مي شود چه انتظاري مي شود براي اجراي يک کار قوي و ماندگار داشت!
باقري در پايان گفت : معتقدم فارغ از تمام مشکلات و اشکالات نقاشي ديواري در کشورمان، بايد آغاز اين حرکت را به فال نيک گرفت زيرا ديوارها حتي اگر با يک رنگ ساده پوشش داده شوند بهتر از بي رنگي و بي روحي است! در پايان در کنار تمام انتقادهاي دلسوزانه نسبت به متوليان و کارفرمايان اين هنر بزرگ، جا دارد تا از مديران گرانقدر و هنردوستي که تامين مالي نقاشي هاي ديواري را نه يک هزينه که يک سرمايه گزاري ارزشمند مي دانند و با همکاري هنرمندان خوش ذوق سيماي شهر را هر روز زيباتر مي سازند سپاسگزاري شود. فراموش نکنيم که نقاشي ديواري ، ديوار اعتماد مردم نسبت به آنان که براي نگاهشان ارج مي نهند را همواره پابرجا نگه ميدارد.
انتهاي پيام

